همان طور که چشمانداز کسبوکار همچنان در حال تکامل است، سازمانها باید اهمیت آموزش را بهعنوان یک ابزار استراتژیک برای دستیابی به رشد و موفقیت پایدار بشناسند.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از وبسایت سازمان بهره وری، سید فرید قنادپور، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت در یادداشتی نوشته است:

بهطور کلی افزایش بهرهوری از نیروی انسانی برمیخیزد و در کشورهایی مانند ایران که ثروت و تکنولوژی وجود دارد، بهرهوری عمدتا در اثر ارتقای نیروی انسانی، افزایش پیدا میکند. دولتها میتوانند از طریق برنامههای توانمندسازی، مهارتها و دانش نیروی انسانی خود را افزایش دهند و نسبت به ارتقای کیفیت سرمایه انسانی نقش جدی ایفا کنند.
توانمندسازی از راهبردیترین مصادیق افزایش ظرفیت مولد در کشور است و در «چارچوب جامع پیشرفت پایدار عدالتمحور» سازمان ملی بهرهوری ایران در سال 1401 نیز مورد تأکید قرار گرفته است. از زیرمجموعههای اصلی توانمندسازی میتوان به آموزش و یادگیری که از جنبههای حیاتی توسعه سازمانی است، اشاره کرد.
یکی از نقشهای کلیدی آموزش، توسعه مهارتها و دانش است. از طریق برنامههای آموزشی هدفمند، کارکنان میتوانند مهارتهای جدیدی را بهدست آورند و مهارتهای موجود خود را ارتقاء دهند. این به نوبه خود آنها را قادر میسازد تا مسئولیتهای خود را با مهارت و اعتماد بیشتری انجام دهند و برای مقابله با چالشها و تصمیمگیری آگاهانه مجهزتر میشوند. آموزش همچنین نقش مهمی در کاهش خطاها و ناکارآمدیها در انجام فرایندهای سازمانی دارد.
با ارائه آموزشهای لازم به کارکنان، سازمانها میتوانند اشتباهات، دوبارهکاریها و هدررفتن منابع را به حداقل برسانند با پیشگیری از خطا، به رویههای عملیاتی استاندارد تمرکز کنند. این نه تنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه به صرفهجویی در هزینه و رضایت مشتری نیز کمک میکند. علاوه بر این، برنامههای آموزشی کارا، اثربخش و همسو با مسئولیتهای شغلی نیز میتواند به افزایش سرعت و عملکرد کارکنان کمک کند.
برنامههای آموزشی عمومی مانند مدیریت زمان، اولویتبندی، تیمسازی، کارگاههای ارتباطی و غیره میتوانند بهطور قابلتوجهی بهرهوری را با توانمند کردن کارکنان برای تکمیل وظایف بهموقع، رعایت ضربالاجلها، همکاری مؤثر با همکاران، اشتراکگذاری دانش و غیره افزایش دهد.
همچنین ارائه فرصتهای آموزشی تخصصی به کارکنان مانند مهارتهای فنی و شایستگیهای مدیریتی و رهبری نیز میتوانند به تخصصپروری و به بهبود حل مسئله، تصمیمگیری و تفکر نوآورانه کمک کنند. اینچنین برنامههای آموزشی تأثیر مثبتی بر انگیزه و رضایت کارکنان هم دارد و زمانی که احساس میکنند، رشد و توسعه آنها مورد توجه و حمایت سازمان است، باانگیزهتر و متعهدتر به کار خود مشغول میشوند.
یکی از موضوعات مورد تأکید امروز در حوزه بهرهوری، نوآوری بهرهور است که بهصورت فعالانه میتواند منجر به تقویت بهرهوری و نهایتا رشد اقتصادی کشورها شود. نوآوری یکی از عوامل اصلی ایجاد رقابتپذیری است و اقتصادهایی موفق هستند که برخوردار از قدرت رقابت از نظر بهرهوری باشند.
از این رو، برنامههای آموزشی که بر پرورش خلاقیت، تفکر انتقادی و مهارتهای نوآوری تمرکز دارند، میتوانند بهطور قابلتوجهی به توسعه ایدهها، فرایندها و محصولات جدید کمک کنند. با تشویق کارکنان به تفکر خارج از چارچوب و فراهمکردن ابزارها و تکنیکهای نوآوری، سازمانها میتوانند در بازاری که بهسرعت در حال تحول است، رقابتی باقی بمانند. راهحلهای نوآورانه اغلب منجر به بهبود فرایند، صرفهجویی در هزینه و افزایش رضایت مشتری میشوند که همگی به افزایش بهرهوری کمک میکنند.
مزایای اشارهشده در فوق، صرفا از طریق آموزش حاصل نمیشوند و باید عمدتا به یادگیری منجر شده باشند. سازمانهایی که آموزش را در اولویت قرار میدهند و روی یادگیری مستمر سرمایهگذاری میکنند، فرهنگ رشد، مشارکت و تعالی را ایجاد میکنند که منجر به افزایش بهرهوری و مزیترقابتی در بازار میشود. یادگیری پس از آموزش و از طریق فرصتدادن به کارکنان برای دستوپازدن در چالش، کسب تجربه و بهکارگیری دانش، یادگیری از اشتباهات و شکستها، بازخورد دادن به پرسنل، یادگیری از دیگران و یاددادن (آموزش دادن) و غیره ایجاد میشود و تا زمانی که آموزش در مسیر یادگیری قرار نگیرد، نمیتواند اثربخش باشد.
در برخی سازمانهای پیشرو نیز آموزش صرف و گذراندن دورههای آموزشی به تنهایی در افزایش حقوق و مزایا، پاداش و جبران خدمات اثر ندارد و زمانی که آموزش کسبشده بهکار گرفته شود، موردارزیابی قرارگیرد و حتی به سایر پرسنل سازمانی آموزش داده شود (که خود از روشهای یادگیری است) میتواند اثربخش باشد و انگیزه یادگیری را نیز در پرسنل افزایش دهد.
بهطور کلی، همان طور که چشمانداز کسبوکار همچنان در حال تکامل است، سازمانها باید اهمیت آموزش را بهعنوان یک ابزار استراتژیک برای دستیابی به رشد و موفقیت پایدار بشناسند. آموزش از بُعد کمیت در سطوح سازمانی و دانشگاهی (آموزش عالی) در ایران، مشکل کمتری دارد و البته که باید برای نهادینهکردن مفهوم و فرهنگ بهرهوری در سطح آموزش و پرورش و مدارس نیز اقدامات و برنامهریزیهای لازم انجام گیرد. ولی موضوع مهمتر بحث اثربخشی آموزش، کیفیت آموزش و یادگیری است که اثر آن در ارتقای بهرهوری بالاخص بهرهوری نیروی انسانی و تربیت نیروی انسانی بهرهور باشد.