برخی از طرفداران هوش مصنوعی معتقدند که این فناوری میتواند ۱ تا ۱.۵ واحد درصد به رشد سالانه بهرهوری بیافزاید و روند کاهشی بلندمدت آن را معکوس کند. از سوی دیگر، عاصم اوغلو ادعا میکند که با توجه به امکانات و قابلیتهای موجود، تنها میتوان تا ۰.۱ درصد به افزایش بهرهوری در سال دست یافت.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، فاطمه ماهی دشتی، کارشناس بهره وری در ترجمه ای اختصاصی از یکی از مطالب وبسایت سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) نوشته است:
یکی از گزارشهای جدید سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) به تأثیر هوش مصنوعی (AI) بر بهرهوری، توزیع درآمد و رشد اقتصادی و چالشها و شرایطی می پردازد که باید قبل از فراگیر شدن این فناوری به آنها پرداخته شود (فیلیپوچی، ۲۰۲۴).
این موضوعات با توجه به رشد ضعیف بهره وری در اقتصادهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) در دهه های اخیر (آندره و گال، 2024) و بحث فعال پیرامون پتانسیل رشد هوش مصنوعی برای افزایش آن در محافل علمی مطرح شده اند.
برخی از طرفداران این فناوری معتقدند که هوش مصنوعی میتواند 1 تا 1.5 واحد درصد به رشد سالانه بهره وری بیافزاید و روند کاهشی بلندمدت آن را معکوس کند (بیلی، برینجولفسون و کورینک، 2023؛ کمیسیون هوش مصنوعی فرانسه، 2024؛ بریگز و کدنانی، 2023).
از سوی دیگر، عاصماوغلو (2024) ادعا میکند که با توجه به امکانات و قابلیتهای موجود، تنها میتوان تا 0.1 درصد به افزایش بهرهوری در سال دست یافت.
هوش مصنوعی به یک فناوری همه منظوره با تأثیر دگرگون ساز در طیف گسترده ای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شده است، همانطور که رایانه، اینترنت و برق در عصر خود چنین تحولات عمده ای را رقم زدند (آگراوال، گنز و گولدفارب، 2019).
هوش مصنوعی یک فناوری دیجیتال است که از قابلیتهای نرم افزاری، داده و قدرت محاسباتی برای انجام انواع وظایف شناختی پیشرفته مانند تولید محتوا، پیش بینی یا حتی کارهای فیزیکی (با به کارگیری روباتیک) بهره میبرد.
همچنین توانایی یادگیری و استقلال بیشتر در طول زمان را دارد. این ویژگیها نشان میدهد که هوش مصنوعی نه تنها میتواند تولید کالاها و خدمات، بلکه تولید ایده ها را نیز بهبود بخشد و سرعت تحقیق و نوآوری را افزایش دهد (اقیون، جونز و جونز، 2018).
مطالعات انجام شده در سطح خُرد بر روی عملکرد شرکتها، نیروی کارگر وپژوهشگران نشان میدهد که هوش مصنوعی می تواند قدرت نوآوری را تقویت کند (ون نوردن و پرکل، 2023) و باعث بهبود بهرهوری و عملکرد قابلتوجهی شود. میزان بهره وری حاصل از محل هوش مصنوعی در سطح شرکتی قابل مقایسه با فناوری های دیجیتالی قبلی است. بهبود عملکرد قابلتوجهی در اثر استفاده از هوش مصنوعی در انجام وظایف مختلف از قبیل نگارش، برنامهنویسی کامپیوتری یا خدمات مشتری شناسایی شده است.
اینکه چگونه این دستاوردها که در سطح خُرد اقتصاد هستند به رشد بهرهوری کلان اقتصادی تبدیل میشود به میزان پذیرش هوش مصنوعی بستگی دارد، که به نظر میرسد تا به امروز در کمتر از 5 درصد از شرکتها در ایالات متحده مورد پذیرش قرار گرفته است (اداره سرشماری آمریکا، 2024).
همچنین بستگی به این موضوع دارد که آیا اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی موجب بیرون راندن نیروی کار از فعالیتهایی میشود که به میزان قابل توجهی تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفته اند یا خیر. و یا بالعکس قابلیتهای تقویت کننده قدرت انسانی هوش مصنوعی غالب خواهد شد و از این طریق تقاضا برای نیروی کار را افزایش خواهد داد.
در حال حاضر، میزان قرار گرفتن بخشها در معرض هوش مصنوعی بسیار متفاوت است: فعالیتهای دانشی و با بهرهوری بالا بسیار بیشتر از سایر فعالیتها تحت تأثیر قرار گرفته اند (شکل ۱)،
فعالیتهایی که در برخی موارد پتانسیل بالایی برای اتوماسیون سازی دارند (کازانیگا و همکاران، 2024؛ WEF، 2023). از این رو، کاهش احتمالی سهم اشتغال در این بخشها میتواند به عنوان مانعی بر سر راه رشد بهرهوری کل عمل کند، که شبیه شکل جدیدی از «بیماری باومول[1]» است (اقیون، آنتونین و بونل، ۲۰۱۹).

تهدیدهای هوش مصنوعی برای رقابت و برابری در بازار ممکن است مزایای بالقوه آن را متاثر کند. هزینههای ثابت بالا و بازده به مقیاس مربوط به دادهها و قدرت محاسباتی ممکن است منجر به تمرکز بیش از حد بر توسعه هوش مصنوعی شود.
همچنین استفاده از هوش مصنوعی در برنامههای کاربردی پایین دستی نیز ممکن است منجر به انحراف بازار شود، به خصوص اگر این فناوری به پیشگامان این عرصه اجازه دهد تا پیشروی قابل توجهی در سهم بازار و قدرت بازار بدست آوردند.
علاوه بر این، الگوریتمهای قیمتگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی تمایل به اعمال قیمتهای فوق رقابتی دارند (کالوانو و همکاران، ۲۰۲۰)، و همچنین میتوانند تبعیض قیمتی را افزایش دهند (OECD، 2018).
هوش مصنوعی احتمالاً تأثیرات مبهمی بر نابرابری خواهد داشت. این فناوری پتانسیل جایگزینی نیروی کار با مهارت بالا و کاهش شکاف دستمزدی آنان با کارگران کم مهارت را دارد و در نتیجه میتواند باعث کاهش نابرابریها شود (اوتور، ۲۰۲۴). اما همچنین نشانههایی وجود دارد که هوش مصنوعی میتواند باعث افزایش بیکاری شود (OECD، 2024).
از سوی دیگر، هوش مصنوعی میتواند با بهبود کیفیت و دسترسی به آموزش، گسترش دسترسی به اعتبارات و کاهش موانع مهارتی (مانند تسلط بر زبانهای خارجی) به مشارکت بیشتر و تحرک اقتصادی قویتر منجر شود.
عدم قطعیتهای دیگری نیز در قالب نگرانیهای اجتماعی مطرح است. در کوتاه مدت مواردی از قبیل موضوعات حریم خصوصی و اطلاعات نادرست مطرح هستند، در حالی که در بلندمدت با نگرانیهایی از قبیل گسترش بیکاری یا حتی تهدیدهای وجودی روبرو هستیم (نوردهاوس، 2021؛ جونز، 2023).
برای مدیریت موثر این خطرات و مهار پتانسیل کامل هوش مصنوعی به یک رویکرد سیاستی جامع نیاز است که اولویتهایی از قبیل ترویج رقابت در بازار و دسترسی گسترده به فناوریهای هوش مصنوعی و در عین حال حفظ انگیزههای نوآوری و پرداختن به مسائل مربوط به قابلیت اطمینان را مد نظر قرار دهد.
[1] وضعیتی نامطلوب که در آن دستمزدها در مشاغلی که بهرهوری نیروی کار در آنها افزایش نیافته به پیروی از افزایش دستمزد در مشاغلی که بهرهوری نیروی کار در آنها افزایش یافته است، بالا می رود.
این مقاله، ترجمه مقاله ای با عنوان «Artificial Intelligence: Promises and perils for productivity and broad-based economic growth» نوشته فرانچسکو فیلیپوچی، پتر گال، سیسیلیا جونا لازینو، آلوارو لیندرو، ژوزف نیکولتی (Francesco Filippucci, Peter Gal, Cecilia Jona-Lasinio, Alvaro Leandro, Giuseppe Nicoletti) در وبسایت OECD منتشر شده است.
روزهای جمعه میتوانید در پایگاه خبری بهره ورنیوز، ترجمه مقالاتی در حوزه بهره وری را که در معتبرترین مراجع منتشر شده است، را با عنوان «مجله بهره وری» مطالعه کنید.
مطالب مرتبط:
مجله بهرهوری (3): چگونه میتوان بهرهوری را افزایش داد؟
مجله بهرهوری (2): بهرهوری چیست؟ مک کینزی پاسخ میدهد
مجله بهرهوری (1)*: شرکتهایی که بالاترین بهرهوری را دارند، چه تفاوت عملکردی با دیگران دارند؟