در حال حاضر اقتصاد ایران در محتمل ترین سناریو، بسیار مشابه نیمه دوم سال 96 باشد و هر چند از جهات مختلف تفاوت هایی وجود دارد، اما در نهایت تصور می کنم رشد قیمت دارایی ها، شوک ارزی و بازگشت مجدد تورم بالا و کاهش رشد اقتصادی در صورت عدم تغییرات جدی در حوزه سیاست خارجی، آینده ای متصورتر از بقیه آینده ها خواهد بود.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، فرید اسماعیلیان، مشاور اقتصادی در تحلیلی نوشته است:
با انتخاب مجدد دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده در 2024، ایران با چالش های اقتصادی تازه ای روبه رو خواهد شد. بر اساس چهار پیش فرض کلیدی، در این مقاله به تحلیل تأثیرات احتمالی این رویداد بر اقتصاد ایران پرداخته ام و در نهایت شوک ارزی، افزایش قیمت دارایی های مالی و غیرمالی و کاهش رشد اقتصادی را محتمل ترین سناریو برای سال های پیش رو می بینم.

پیش فرض اول: بازگشت تحریم های نفتی و کاهش ارزش اقتصاد ایران
انتظار می رود با انتخاب مجدد ترامپ، تحریم های نفتی علیه ایران دوباره تشدید شوند. این امر می تواند صادرات نفت ایران را به شدت محدود کرده و درآمدهای ارزی را کاهش دهد. کاهش درآمدهای ارزی، فشار شدیدی بر ارزش ریال وارد کرده و منجر به افزایش قیمت ارز خواهد شد و قطعا این مهمترین اثر انتخاب ترامپ خواهد بود.پیش بینی من این است که در نتیجه، این کاهش درآمد و افزایش قیمت ارز، هزینه تولید و واردات را بالا می برد و باعث افزایش تورم و بی ثباتی اقتصادی می شود حتی شاید شبیه آن چیزی که در نیمه دوم دهه نود در اقتصاد ایران رخ داد.
پیش فرض دوم: کاهش نرخ بهره و اثرات تورمی آن
در پی رکود اقتصادی اخیر، احتمالاً دولت ایران به سمت کاهش نرخ بهره حرکت خواهد کرد تا اقتصاد را تحریک کند که البته این کاهش در همین روزهای جاری هم به شکل محسوسی روی نرخ اوراق خزانه دیده می شود. این کاهش نرخ بهره می تواند در شرایط محدودیت ارزی، باعث افزایش نقدینگی در جامعه می شود. این نقدینگی اگر به تولید هدایت نشود که قاعدتا نمی شود نظیر آن چیزی که تا به حال رخ داده است، احتمالاً به سمت بازارهای سفته بازانه مانند طلا، ارز و مسکن خواهد رفت و در نتیجه، فشار تورمی را تشدید خواهد کرد. افزایش قیمت دارایی ها به طور قطع می تواند یکی از محتمل ترین سیناریوهای پیش روی اقتصاد ایران در سال های پیش رو باشد.
پیش فرض سوم: رشد بازارهای دارایی های ریالی
در صورتی که حوادث غیرمنتظره ای همچون جنگ رخ ندهد، انتظار می رود بازارهای دارایی های ریالی، مانند مسکن و سهام، به دلیل عقب ماندگی از سایر بازارها در سال های اخیر، پتانسیل رشد بیشتری داشته باشند. این بازارها می توانند نقدینگی را به سمت خود جذب کنند و در کوتاه مدت جایگزین بازار ارز و طلا شوند. اما چنانچه ریسک های سیستماتیک و بی ثباتی های ناشی از شرایط بیرونی اقتصاد تشدید شوند ممکن است سرمایه ها به سرعت از این بازارها خارج شوند و به سمت بازارهای دلاری همچون ارز و طلا و رمزارزها حرکت کنند.
پیش فرض چهارم: کاهش رشد اقتصادی و رکود
با افزایش قیمت ارز و نرخ تورم، اقتصاد ایران احتمالاً دچار کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. پیش بینی های سازمان هایی مانند صندوق بین المللی پول نیز کاهش رشد اقتصادی ایران را در سال های آینده تایید می کنند. کاهش رشد اقتصادی به معنی کاهش تولید، افزایش نرخ بیکاری و رکود در بسیاری از بخش ها خواهد بود؛ کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری به کاهش قدرت خرید و کاهش تقاضای کل در اقتصاد می انجامد. این امر موجب رکود عمیق تر در بخش های مختلف اقتصادی شده و فشار بیشتری بر خانوارها و کسب وکارها وارد می کند.
در نهایت اینکه به نظر می رسد در حال حاضر اقتصاد ایران در محتمل ترین سناریو، بسیار مشابه نیمه دوم سال 96 باشد و هر چند از جهات مختلف تفاوت هایی وجود دارد (چه در سطح معادلات منطقه و جهان و چه از نظر تجربه اقتصاد ایران نسبت به هشت سال پیش در مواجهه با چنین موقعیت هایی)، اما در نهایت تصور می کنم رشد قیمت دارایی ها، شوک ارزی و بازگشت مجدد تورم بالا و کاهش رشد اقتصادی در صورت عدم تغییرات جدی در حوزه سیاست خارجی، آینده ای متصورتر از بقیه آینده ها خواهد بود.
مطالب مرتبط:
ایلان ماسک رئیس اداره «بهرهوری» دولت دونالد ترامپ شد
از برنامه «الگور» تا «پروژه منهتن»؛ دولت کارآمد با هزینه کمتر، 20 سال در دستور کاخ سفید است