ناسازی اقتصاد، ناسوری انرژی

بحران برق در ایران، تهدیدی جدی برای توسعه صنعتی و اقتصادی كشور است. برای مقابله با این بحران، نیازمند یك رویكرد جامع و بلندمدت هستیم كه در آن دولت، بخش خصوصی و مردم با هم همكاری كنند.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، مهنوش صالحی در یادداشتی در تعادل نوشته است:

بحران برق در ایران، سال‌هاست كه به یكی از چالش‌های اساسی كشور تبدیل شده است. این بحران، علاوه بر تأثیر بر زندگی روزمره مردم، بر بخش‌های مختلف اقتصادی از جمله صنعت نیز تأثیرگذار بوده است. در این مقاله، به بررسی عمیق‌تر این بحران و تأثیرات مخرب آن بر بخش صنعت، به ویژه در شرایط كنونی كشور، خواهیم پرداخت.

همچنین، راهكارهای كوتاه‌مدت و بلندمدت برای مقابله با این بحران پیشنهاد خواهد شد. برای این منظور لازم است بحران برق و تأثیرات آن بر صنعت تحلیل عمیقی شود.

-كاهش سودآوری صنایع: سود سرمایه‌گذاری در بخش صنعت در ایران به مراتب كمتر از میانگین منطقه‌ای و جهانی است. این امر به معنای جذاب نبودن سرمایه‌گذاری در این بخش برای سرمایه‌گذاران است.

-ناترازی برق و كاهش دسترسی فراگیر: ناترازی تولید و مصرف برق، به ویژه در فصل گرم سال، منجر به قطعی‌های مكرر برق در صنایع شده است.

-زیان‌های هنگفت اقتصادی: روزانه میلیاردها تومان زیان به دلیل توقف تولید در صنایع وارد می‌شود. این زیان‌ها به صورت مستقیم بر اقتصاد ملی تأثیر گذاشته و رشد اقتصادی را كاهش می‌دهند.

– افزایش فشار مالیاتی و هزینه‌های تولید: در كنار قطعی برق، افزایش فشار مالیاتی و رشد هزینه‌های تولید، بنگاه‌های اقتصادی را با چالش‌های جدی مواجه كرده است.

-تكانه‌های شدید بر اقتصاد: شدت تأثیر قطعی برق بر بخش صنعت بسیار بیشتر از سایر بخش‌ها است و می‌تواند به تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی و افزایش بیكاری منجر شود.

– نبود سرمايه‌گذاری كافی در بخش انرژی: عدم سرمايه‌گذاری كافی در ساخت نيروگاه‌های جديد و توسعه شبكه‌های برق، يكی از مهم‌ترين دلايل اين بحران است.

    – افزایش مصرف برق: رشد جمعیت، افزایش سطح زندگی و توسعه صنایع، به افزایش تقاضا برای برق منجر شده است.

    – كهنه‌سالی تجهیزات: بسیاری از تجهیزات نیروگاه‌ها و شبكه‌های برق از عمر طولانی برخوردار هستند و نیاز به نوسازی دارند.

    – تحریم‌ها: تحریم‌های اقتصادی، دسترسی ایران به فناوری‌های نوین و تجهیزات مورد نیاز برای توسعه بخش انرژی را محدود كرده است.

    – مدیریت ناكارآمد: ضعف در مدیریت منابع و برنامه‌ریزی بلندمدت در بخش انرژی، از دیگر دلایل این بحران است.

    -كاهش تولید: قطعی برق به كاهش تولید در صنایع منجر می‌شود و در نتیجه، ظرفیت تولید كشور كاهش می‌یابد.

    – افزایش هزینه‌های تولید: قطعی برق به تجهیزات صنعتی آسیب می‌رساند و هزینه‌های تعمیر و نگهداری را افزایش می‌دهد. همچنین، نوسانات برق می‌تواند به محصولات نیمه‌كاره آسیب زده و هزینه‌های دورریز را افزایش دهد.

    – كاهش بهره‌وری: قطعی برق به كاهش بهره‌وری نیروی كار و ماشین‌آلات منجر می‌شود.

    – از دست دادن بازارهای صادراتی: عدم توانایی در تأمین سفارشات به موقع به دلیل قطعی برق، می‌تواند به از دست دادن بازارهای صادراتی و كاهش سهم ایران در بازارهای جهانی منجر شود.

    – كاهش جذابیت سرمایه‌گذاری: قطعی برق، عدم اطمینان سرمایه‌گذاران را افزایش می‌دهد و به كاهش سرمایه‌گذاری در بخش صنعت منجر می‌شود.

    – افزایش بیكاری: كاهش تولید و تعطیلی برخی از واحدهای صنعتی، به افزایش بیكاری منجر می‌شود.

    كاهش رشد اقتصادی: كاهش تولید در بخش صنعت، به كاهش رشد اقتصادی كشور منجر می‌شود.

    -افزایش تورم: قطعی برق و كاهش تولید، می‌تواند به افزایش قیمت كالاها و خدمات منجر شود كه به نوبه خود، به افزایش نرخ تورم كمك می‌كند.

    – كاهش درآمدهای دولت: كاهش تولید و فعالیت‌های اقتصادی، به كاهش درآمدهای دولت از طریق مالیات و عوارض گمركی منجر می‌شود.

    – ناامیدی اجتماعی: بحران برق و پیامدهای آن، می‌تواند به افزایش ناامیدی اجتماعی و نارضایتی مردم منجر شود.

    افزایش ظرفیت تولید برق از طریق راه‌اندازی نیروگاه‌های جدید یا افزایش ظرفیت نیروگاه‌های موجود،

    بهبود بهره‌وری نیروگاه‌ها: افزایش بهره‌وری نیروگاه‌ها از طریق تعمیرات و نگهداری مناسب و استفاده از فناوری‌های جدید

    كاهش تلفات برق در شبكه‌های انتقال و توزیع از طریق بهبود وضعیت شبكه‌ها و استفاده از فناوری‌های نوین،

    مدیریت بار مصرفی در ساعات پیك مصرف از طریق برنامه‌های تشویقی و جریمه‌ای،

    استفاده از ظرفیت‌های تولید پراكنده مانند نیروگاه‌های خورشیدی و بادی برای تأمین بخشی از تقاضای برق و… از جمله این راهكارهای كوتاه‌مدت است.

    توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و سرمایه‌گذاری گسترده در انرژی‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و بادی برای كاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و افزایش تنوع منابع انرژی،

    بهبود بهره‌وری انرژی و ارتقای بهره‌وری انرژی در بخش‌های مختلف صنعت و خانگی از طریق استفاده از تجهیزات كم‌مصرف و فناوری‌های نوین،

    ایجاد یك شبكه هوشمند برق برای مدیریت بهینه تولید، انتقال و توزیع برق و افزایش قابلیت اطمینان شبكه،

    تغییر الگوی مصرف: تغییر الگوی مصرف انرژی در جامعه و تشویق مردم به استفاده بهینه از انرژی،

    توسعه شبكه‌های انتقال و توزیع برق برای پوشش مناطق كم‌برق و افزایش قابلیت اطمینان شبكه،

    حمایت از تحقیقات در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر و فناوری‌های نوین در حوزه انرژی و…است.

    در نهایت، بحران برق در ایران، تهدیدی جدی برای توسعه صنعتی و اقتصادی كشور است. برای مقابله با این بحران، نیازمند یك رویكرد جامع و بلندمدت هستیم كه در آن دولت، بخش خصوصی و مردم با هم همكاری كنند. با اتخاذ راهكارهای كوتاه‌مدت و بلندمدت مناسب، می‌توان به بهبود وضعیت برق‌رسانی در كشور امیدوار بود.

    مطالب مرتبط:

    بحران انرژی؛ درس‌های تاریخی از ایالات‌متحده

    وضعیت قرمز انرژی


    اشتراک گذاری:



    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *