ایران با منابع عظیم انرژی، موقعیت ژئوپلیتیكی ممتاز و نیروی انسانی متخصص، همچون ققنوسی است كه بهرغم چالشها، پتانسیل برخاستن و درخشیدن در عرصه جهانی را دارد. اما مسیر انرژی در كشور در دهههای اخیر با تصمیمگیریهای پرهزینه و بیثباتیهایی همراه بوده كه اكنون نیاز به بازنگری و بازطراحی عمیق دارد.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از «تعادل» ایران اگر میخواهد بار دیگر به مقصدی جذاب برای سرمایهگذاران بینالمللی در بخش انرژی بدل شود، باید فراتر از صرفا توسعه فیزیكی پروژهها، زیرساختهای نرمافزاری سرمایهگذاری را نیز بازطراحی كند.
طی سالهای گذشته فرصتهای متعددی را برای جذب سرمایهگذاری از دست داده است؛ نه به دلیل كمبود منابع، بلكه به دلیل فقدان بستر مناسب برای اطمینانبخشی به سرمایهگذاران. مسیر فعلی بر مبنای نگاه كوتاهمدت، مداخلات دولت، و تصمیمگیریهای ناپایدار شكل گرفته است. سرمایهگذاری یك كنش بلندمدت است و در اكوسیستمی امكانپذیر میشود كه در آن پیشبینیپذیری، ثبات، و احترام به حقوق سرمایهگذار وجود داشته باشد.
سرمایهگذاران بینالمللی در جستوجوی كشورهایی هستند كه تنشهای داخلی و منطقهای آنها در كمترین سطح ممكن باشد. كاهش برخوردهای سلیقهای، پرهیز از ریسكهای غیرضروری و ایجاد محیطی باثبات، اولین قدم در مسیر اصلاح است.
از سرگیری تعاملات منطقهای، كاهش تنش با كشورهای غربی، و اتخاذ دیپلماسی اقتصادی فعال، میتواند به باز شدن دروازههای سرمایهگذاری منجر شود. تورمهای افسارگسیخته، نوسانات نرخ ارز، و كسری بودجه مزمن از جمله عواملی هستند كه ریسك سرمایهگذاری را در ایران بالا میبرند.
ایجاد سازوكارهای تثبیت مالی، استقلال بانك مركزی، مدیریت نظام یارانهها، و شفافسازی سیاستهای ارزی میتواند اقتصاد كشور را از حالت واكنشی خارج كرده و تبدیل به محیطی محاسبهپذیر برای سرمایهگذاران كند. یكی از مهمترین دغدغههای سرمایهگذاران خارجی، اجرای عادلانه قراردادها، استقلال قضایی، و مقابله با فساد است.
در بسیاری از كشورها، قضاوت در مورد جذابیت یك بازار نه صرفا با نگاه به سودآوری، بلكه با توجه به ضمانت اجرای حقوقی قراردادها انجام میشود. شركتهای خارجی تنها به دنبال سود نیستند، بلكه به دنبال محیطی هستند كه در آن نیروی انسانیشان بتواند بدون نگرانی تردد كند. تسهیل صدور ویزا، تضمین تردد بدون مانع كاركنان خارجی و به ویژه پرسنل دو ملیتی، یكی از عوامل كلیدی در بازسازی اعتماد سرمایهگذاران است.
شاید در نگاه اول، تحقق این الزامات دور از ذهن باشد؛ اما تجربه كشورهای مختلف جهان (از آسیای جنوب شرقی گرفته تا امریكای لاتین) نشان میدهد كه اصلاحات تدریجی اما پایدار، چگونه میتواند اقتصادهایی رنجدیده را به قدرتهای نوظهور بدل كند.
ایران نه تنها از لحاظ منابع انرژی، بلكه از نظر موقعیت ژئوپلیتیكی، نیروی انسانی و بازار داخلی، واجد ظرفیتهایی است كه در صورت آزادسازی بالقوههای آن، میتواند در دهه آینده تبدیل به قطب انرژی منطقه و حتی فراتر شود. ما امروز در نقطهای هستیم كه دیگر «تعمیر» مسیر كافی نیست؛ باید «بازطراحی» كرد.
بازطراحی مسیر انرژی ایران مستلزم نگاه جامع به ساختار اقتصادی، سیاسی و حقوقی كشور است. آینده انرژی ایران در گروی آن است كه كشور بتواند به پرسشهای سرمایهگذار با اطمینان پاسخ بدهد: آیا سرمایهام در امان است؟ آیا قراردادهایم اجرا میشوند؟ آیا میتوانم بدون دغدغه كاركنانم را جابهجا كنم؟ آیا میتوانم سودم را منتقل كنم؟ اگر پاسخ این پرسشها «بله» باشد، مسیر سرمایهگذاری و توسعه باز میشود؛ و اگر نه، همچنان در چرخه فرصتسوزی باقی خواهیم ماند. ایران هنوز فرصت دارد؛ اگر انتخاب كند كه بهجای ترس از تغییر، به استقبال تحول برود.