در كشورهای پیشرفته كشاورزی یك صنعت است و آب مصرفی كشاورزی همانند صنعت مورد ارزیابی قرار میگیرد. ولی در كشور ما كشاورزی سنتی است و با پرداخت سوبسید در آب و برق و غیره برای بنگاهای خصوصی سودآور است ولی به لحاظ اقتصاد ملی بسیاری از كشتها منجمله كشت گندم مقرون به صرفه نیست.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز، محمود گرامی، کارشناس آب در تعادل نوشته است:
شاید وقت آن رسیده باشد كه بهجای ادامه روندهای گذشته بازنگری در خصوص مصارف و منابع اب داشته باشیم و با دید اقتصادی مسائل اب كشور را بررسی كنیم.
۱-كشور ما در جغرافیای خشك واقع شده كه متوسط بارندگی حدود ۲۵۰ میلیمتر است و با بحرانهای جهانی موجود نظیر گلوبال وارمینگ و النینو و لنینو و خشكسالیهای پریودیك منطقهای این میزان به كمتر از ۲۰۰ میلیمتر كاهش یافته است.
در سالهای اخیر حجم آب تجدید پذیر سالانه در كشور از حدود ۱۴۰ به حدود ۹۰ میلیارد متر مكعب كاهش یافته است ولی مصارف كشورسالانه بالغ بر ۱۰۰ میلیارد متر مكعب است. این بدان معناست كه حدود ده میلیارد متر مكعب در سال از طریق ذخایر آب زیر زمینی اضافه برداشت انجام میگیردكه موجب شده است تا در ۵۰ سال گذشته حدود ۲۵۰ میلیارد از ذخایر آب زیرزمینی برای رفع كمبود آب اضافه برداشت شود.
اضافه برداشت از آب زیرزمینی نیز فرونشست و كاهش حجم مخازن زیر زمینی را به دنبال داشته است.حال با افزایش جمعیت و عدم مدیریت منابع آب موجود روز به روز بر بیلان منفی آب كشور و كاهش ذخایر آب زیر زمینی افزوده میشود و در اقلیم كشور عزیزمان آب دیگری برای انتقال وجود ندارد و تنها آبی كه میتوان به آن امید بست موارد زیر است:
۱- استفاده از آبهای خلیج فارس و دریای عمان و نمك زدایی و انتقال ان به نواحی كم آب كشور .
۲- استفاده از آبهای جوی و بارورسازی ابرها .
۳- مدیریت آبهای داخلی و استفاده از مزیتهای نسبی برای تخصیص آب به مصارف با ارزشتر .
۴- بازگرداندن بخشی از حقابههای بینالمللی مثل حقابه هیرمند یا اروند رود .
با توجه به تقاضای آب و بیلان منفی چارهای جز تامین آب جدید یا باز نگری در مصارف موجود وجود ندارد.
۲- در حال حاضر بیشترین تلاش برای انتقال آب از آبهای دریای جنوب صورت گرفته و در خصوص موارد دیگر تحرك خاصی مشاهده نمیشود.
لذا ذیلا به مقایسه آب انتقالی از خلیج فارس و دریای عمان و صرفه جویی در مصارف داخلی پرداخته شده است .البته استفاده از آبهای جوی نیز خود یكی از راهكارهاست كه جایگاه خود را دارد و بایستی به آن توجه شود.
هزینههای انتقال آب از دریای عمان و خلیج فارس به علت طول مسیر و پمپاژ با ارتفاع بیش از ۵۰۰۰ متر و نمكزدایی توسط اسمز معكوس بسیار زیاد است به گونهای كه برای بسیاری از مصارف غیر اقتصادی است.
بررسی پروژههای اجرا شده و در دست اقدام نشان میدهد كه قیمت تمام شده آب تامین شده از این طریق به ازای هر متر مكعب حد اقل ۳ دلار است (بدون در نظر گرفتن سرمایهگذاری احداث)
لذا این شرایط اقتضا میكند كه برای رسیدن به راهحل درست هزینههای انتقال با ارزش آب و مزیت نسبی آن در محصولات كشاورزی مورد تحلیل و مقایسه قرار گیرد. با بررسی مصارف در كشور مشاهده میشود كه حدود ۹۰ درصد مصارف در بخش كشاورزی است و صنعت و شرب تنها حدود ۱۰ در صد مصارف را تشكیل میدهد.
این درحالی است كه در كشورهای پیشرفته كشاورزی یك صنعت است و آب مصرفی كشاورزی همانند صنعت مورد ارزیابی قرار میگیرد. ولی در كشور ما كشاورزی سنتی است و با پرداخت سوبسید در آب و برق و غیره برای بنگاهای خصوصی سودآور است ولی به لحاظ اقتصاد ملی بسیاری از كشتها منجمله كشت گندم مقرون به صرفه نیست و بایستی با دید اقتصادی در كشت گندم و دیگر محصولات كشاورزی تجدید نظر شود.
۳-این روزها روی مصارف آب مورد نیاز كشت گندم مباحث زیادی مطرح شده است و آمارها نشان میدهد كه برای كشت هر تن گندم حدود ۱۳۰۰ متر مكعب اب مصرف میشود كه مصرف بسیار بالایی است. با توجه به اینكه بیش از 10 میلیون تن گندم در كشور تولید میشود میتوان انتظار داشت كه بیش از ۱۵ میلیار متر مكعب اب صرف تولید گندم میشود.
عدم كشت گندم آبی و جایگزین كردن آن با واردات گندم میتواند فواید بسیاری داشته باشد. كشت هرتن گندم حدود ۱۳۰۰ متر مكعب آب مصرف میشود كه این رقم سه برابر آب مورد نیاز هندوانه است و چنانكه بخواهیم یك میلیارد متر مكعب آب را با عدم كشت گندم تامین نماییم بایستی ۶۷۰ هزار تن گندم كمتر تولید كنیم (حدود ۱۵۰ هزار هكتار) .
با تحلیل هزینهها و در آمدهای عدم كشت گندم میتوان گفت، با توجه به اینكه ارزش هر تن گندم در بازار بینالمللی حدود ۴۰۰ دلار است هزینه خرید ۶۷۰ هزار تن گندم از این بازار حدود ۲۶۸ میلیون دلار برآورد میشود. از طرفی برای كشت هر تن حدود ۱,۵ مگاوات ساعت برق مصرف میشود و اگر قیمت هر مگاوات ساعت برق را ۵۰ دلار فرض كنیم هزینه تامین برق این میزان گندم بالغ بر ۵۰ میلیون دلارتخمین زده میشود و سود كشاورز از این میزان كشت ۲۵ درصد درآمد و معادل ۶۷ میلیون دلار خواهد بود.
حال اگر كشاورزان این تولید را انجام ندهند و سودآنان توسط دولت پرداخت شود دولت بایستی ۲۶۸ میلیون دلار صرف خرید گندم نماید و مبلع ۶۷ میلیون دلار نیز به عنوان خسارت به كشاورزان بپردازد و از جانبی ۵۰ میلیون دلار نیز در مصرف برق صرفه جویی نموده است.
بنابراین هزینه عدم كشت گندم برای دولت برابر ۲۸۵ میلیون دلار خواهد بود كه با این روش حدود یك میلیارد متر مكعب آب صرفه جویی میشود كه هزینه تامین آب از این طریق حدود۰.۲۸۵ دلار به ازای هر متر مكعب خواهد بود.
در صورتیكه تامین آب از طریق خط انتقال از خلیج ودریای عمان حدود ۳ دلار به ازای هر متر مكعب هزینه دارد پس به صرفه است كه اراضی تحت كشت گندم به میزان مورد نیاز كارشناسی شود و سود كشاورزان به آنان پرداخت شود وآب صرفه جویی شده برای شرب و صنعت یا تغذیه منابع زیر زمینی مورد مصرف قرار گیرد.
لازم به ذكر است در تامین آب از دریای عمان یا خلیج فارس علاوه بر هزینه سه دلار به ازای هر متر مكعب نیاز به سر مایهگذاری برای احداث خط انتقال به میزان حدود ۱۰ میلیارد دلار به ازاء یك میلیارد متر مكعب در سال میباشد. (۱۰ میلیارد دلار رقم بسیار بزرگی است و خوب است بررسی شود)
از انجا كه سالانه حدود ۱۵ میلیارد متر مكعب برای كشت گندم آب مصرف میشود میتوان هر سال تعدادی از منابع آب سطحی و زیر زمینی را كه به گندم اختصاص دارد شناسایی كرد و با كارشناسی میزان درآمد آن را مشخص و آب آن را صرفه جویی کرد.
در این راستا اراضی كشاورزی حوزه آبریز دریاچه نمك كه بیشترین بیلان منفی را دارد مثل استان تهران و قم و كاشان و قزوین و ساوه كه در حوزه دریاچه نمك قرار دارند اولویت بیشتری دارند. چرا كه در این نواحی برای تامین آب از طریق چاه آب با ارتفاع بیش از ۲۰۰ مترپمپاژ میشود.
با محدودیت كشت در این نواحی میتوان در مصرف برق و آب صرفه جویی نمود و در دراز مدت میتوان بجای اجرای خطوط انتقال طولانی و پر هزینه بخشی از این اراضی را خریداری كرد و به تملك دولت دراورد و منابع آب آن را برای نیازهای با مزیت بیشتر تخصیص داد .ضمنا در این نواحی سامانههای انتقال زیادی وجود دارد كه میتوان با این سامانهها آب صرفه جویی شده را مدیریت كرد.
لازم به ذكر است واردات گندم مشكل زیادی ندارد و با یك كشتی یكصد هزار تنی میتوان یكصدهزار تن گندم وارد و با پمپ تخلیه و با لودر بارگیری و با كامیونهای ساده و بدون بستهبندی منتقل نمود. این در حالی است كه واردات تره بار مشكل بستهبندی و سرد خانه و نقل و انتقال دارد .
نتیجه آنكه با وارد كردن یك میلیون تن گندم حدود یك میلیارد و ۳۰۰ میلیون متر مكعب آب وارد كشور میشود. در خاتمه یادآور میشود كه برای انجام این كار نیاز است تیمی از وزارت كشاورزی و وزارت نیرو و كارشناسان دادگستری اقدام به برنامهریزی لازم جهت بازنگری اقتصادی یكایك محصولات كشاورزی نمایند و منابع آب به محصولاتی اختصاص یابد كه بازده اقتصادی ملی داشته باشند.
این اقدام میتواند با بررسی كشت گندم شروع شود. شروعی كه همانطوریكه در ابتدا مطلب نیز عنوان شد معیار خرد اقتصادی و نه ارزشهای سیاسی و ایدئولوژیك نظیر «خودكفایی » و « استقلال » و…باشد كه همگی آنها اسم رمز «رانت » و «اضمحلال منابع » و… است.
مطالب مرتبط: