ریشههای بروز بحران كم آبی فعلی از كجاست و چگونه میتوان این ناترازی را مدیریت كرد؟ در این یادداشت به این موضوع ها توجه شده است.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز، مهدی زارع در تعادل نوشته است:
ریشههای بروز بحران كم آبی فعلی از كجاست و چگونه میتوان این ناترازی را مدیریت كرد؟ اساسا تصمیمگیریهای كلان در تشدید بحران كم آبی در ایران بسیار پررنگ موثر بوده است:
۱) اصرار بر سیاست خودكفایی در كشاورزی و در كشت محصولات آببر مانند گندم و توسعه صنایع آببر در مناطقی با ظرفیت آبی محدود مانند احداث صنایع كاشی و سرامیك در یزد و اردكان و فولاد در اصفهان، بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای محیط زیستی، منابع آب كشور را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
مدیریت نادرست آب، عدم وجود قیمتگذاری واقعی برای آب و رواج دسترسی آسان و ارزان به آن، به ویژه در بخش كشاورزی، باعث شده است كه مصرفكننده انگیزهای برای اصلاح الگوی كشت یا استفاده از روشهای نوین آبیاری نداشته باشد.
۲) ضعف در جامعنگری، ناپیوستگی در فرآیند سیاستگذاری و بخشینگری سازمانهای متولی آب به نحوی كه هر كدام صرفاً به دنبال تأمین بیشتر آب برای حوزه خود هستند مانع از اتخاذ و اجرای سیاستهای منسجم و كارشناسی شده برای مدیریت بحران شده است.
۳) بیمهری و ناكارآمدی در اجرای طرحهای حفاظت از منابع آب، به ویژه آبهای زیرزمینی، از ابتدای دهههای ۴۰ شمسی و شروع اصلاحات ارضی و با ورود تكنولوژی حفر چاههای عمیق و قوانین مرتبط با ملی شدن آب (سال ۱۳۴۷) آغاز شد و در دهههای بعد و با تشدید سیاستهای توسعه و افزایش جمعیت، شدت گرفت.
با ورود تكنولوژی چاههای عمیق (از سال ۱۳۳۴) و افزایش دسترسی به آب زیرزمینی، طرحهای ممنوعه اعلام كردن برخی دشتها از سال ۱۳۴۷ آغاز شد، اما هجوم گسترده برای حفر چاه عمیق ادامه یافت.
قانون توزیع عادلانه آب در سال ۱۳۶۱، در عمل، با تسهیل صدور مجوز برای چاههای عمیق (مجاز یا غیرمجاز)، به برداشت بیش از حد از منابع زیرزمینی رسمیت بیشتری داد. بهطور كلی، از دهه ۱۳۶۰ به بعد با تمركز بر توسعه سدسازی و غفلت از مدیریت تقاضا، طرحهای تعادلبخشی و حفاظت مورد بیتوجهی قرار گرفتند یا به دلیل نبود اراده كافی، اجرا نشدند.
۴) با اجرای طرحهایی مانند خودكفایی گندم (از حدود سالهای ۸۱-۸۲)، سطح زیر كشت محصولات آببر به یكباره افزایش یافت و تعادل منابع آبی كشور به هم خورد. طرحهایی مانند «طرح تعادلبخشی تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب» كه در سالهای ۸۲-۸۳ تدوین شد، در اجرا با ناكارآمدی روبرو شدند. عبور از بحران آب نیازمند اجرای همزمان و قاطع مجموعهای از اقدامات كوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است:
در كوتاهمدت (مدیریت بحران و كاهش مصرف فوری) لازم است:
اعمال مدیریت مصرف برنامهریزیشده (مانند كاهش فشار آب در ساعات مشخص) و اجرای كمپینهای آگاهی بخشی عمومی برای كاهش مصرف آب خانگی، كنترل شدید و قاطع بر برداشتهای غیرمجاز از آبهای زیرزمینی (چاههای غیرمجاز) و سطحی و اتخاذ سریع تدابیر برای جلوگیری از هدررفت آب در شبكههای توزیع و نشت در تاسیسات آبرسانی از اقدامات فوری و قابل اجرا در مدیریت بحران است.
در میان مدت و بلندمدت (اصلاحات ساختاری و حكمرانی) لازم است:
تغییر سیاستهای كلان در جهت حذف یا محدود كردن كشت محصولات آببر در مناطق كم آب، اجبار به استفاده از روشهای نوین آبیاری (قطرهای و تحت فشار) و افزایش بهره وری آب در كشاورزی كه حدود ۹۰درصد آب كشور را مصرف میكند،
اصلاح ساختار حكمرانی آب با ایجاد سازمان واحد و مستقل با اختیارات كامل و نگرش جامعنگر برای مدیریت منابع آب و جایگزینی رویكرد توسعه منابع آب (سدسازی) با مدیریت تقاضا و مصرف.
افزایش قیمت واقعی آب، بهخصوص در بخشهای پرمصرف (صنعت و كشاورزی.)
سرمایهگذاری در فناوری و زیرساخت: بازچرخانی و استفاده مجدد از پساب (فاضلاب تصفیهشده) برای بخش صنعت و كشاورزی.
نوسازی و ترمیم اساسی تجهیزات و شبكههای آبرسانی برای كاهش تلفات فیزیكی.
تغییر و تطبیق ساختار اقتصادی و اجتماعی با محدودیتهای اقلیمی و ظرفیت آبی هر منطقه (طرحهای آمایش سرزمین.) از اقدامات لازم پیشنهادی در میانمدت و بلندمدت است.