معادلات جدید در بازار کار ایران

نیروی کار ماهر با چند سال آموزش عملی می‌تواند به درآمدی معادل متخصصان با سابقه دست یابد. انطباق‌پذیری با این شرایط جدید، کلید بقا در اقتصاد امروز است و نسل‌های جدید باید یاد بگیرند که چگونه مهارت‌های خود را با قواعد  نوین  بازار کار  هماهنگ سازند.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، محمدحسین ادیب در تعادل نوشته است:

در حال حاضر حدود ۸۰ درصد از فعالان اقتصادی ایران با مشکلات بسیار جدی مواجه هستند. این چالش بزرگ، آنها را عملا به فعالان اقتصادی «کم‌ کار» تبدیل کرده است. این تحلیل با آمار رسمی ارایه ‌شده از سوی سازمان امور مالیاتی نیز همخوانی دارد، جایی که رییس این سازمان اعلام کرد از میان ۱۲ میلیون پرونده مالیاتی ثبت ‌شده، حدود ۹ میلیون نفر از پرداخت مالیات معاف شده‌‌اند.

معافیت این حجم عظیم از فعالان اقتصادی به معنای آن است که میزان فروش و درآمد ناخالص آنها از سقف‌های تعیین ‌شده پایین‌تر است و عملا بیزینس آنها سودآوری مالیات‌‌پذیر ندارد. در واقع، این فعالان اقتصادی دیگر نمی‌توانند مخارج جاری ملک تجاری یا هزینه‌های جاری بیزینس خود را از محل درآمد حاصل از همان شغل تامین کنند.

آنها در حال حاضر از محل پس‌‌اندازهای گذشته خود زندگی می‌کنند که این پس‌‌اندازها عمدتا در قالب دریافت اجاره‌بها یا سود سپرده‌های بانکی تعریف می‌شود. اگرچه اولویت تامین معاش این گروه با این دو منبع است، اما همواره این‌گونه نیست و منابع دیگر نیز دخیل هستند.

نکته جالب ‌توجه این است که بسیاری از این افراد به دلیل دارا بودن دارایی‌‌های ثابت غیرمنقول، همچنان احساس ثروتمند بودن می‌کنند، چراکه دارایی‌های آنها ارزش اسمی خود را حفظ کرده است، هرچند که در شرایط رکود فعلی، خریداری برای ملک یا دارایی آنها وجود نداشته باشد. این احساس ثروتمندی از منظر روانی مانع از فروپاشی انگیزه آنها می‌شود، اما واقعیت اقتصادی تغییر نکرده و این بدنه سنتی بازار تا زمان انتقال نسل‌ها تغییر چندانی نخواهد کرد.

تجربیات بازارهای توسعه ‌یافته دنیا نظیر معاملات مسکن در ایالات متحده نیز نشان می‌دهد که تحولات عمیق در این ساختارها فرآیندی بسیار زمانبر است و بدنه سنتی بازار در برابر تغییرات سریع مقاومت می‌کند. مردم عادی و حتی برخی تحلیلگران، دامنه و عمق تغییرات ساختاری اقتصاد را بسیار ساده‌تر و سریع‌تر از آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، تصور می‌کنند.

بخش دیگری از این تغییرات ساختاری خود را در تغییر قیمت‌گذاری مشاغل نشان می‌دهد. برای ملموس شدن این موضوع می‌توان به مقایسه دو رویداد واقعی در بازار خدمات تهران پرداخت، جایی که هزینه یک اصلاح موی ۱۵ دقیقه‌ای در آرایشگاه با تعرفه ویزیت ۱۱ دقیقه‌ای یک پزشک متخصص داخلی با ۶۰ سال سن، دقیقا برابر و معادل ۲۰۰ هزار تومان بوده است.

این برابری دستمزد میان یک آرایشگر جوان ۳۰ ساله و یک پزشک با چندین دهه تجربه تحصیلی و کاری، نشان‌دهنده آن است که بازار در حال باز تعریف و قیمت‌گذاری جدید مشاغل است. این قیمت‌‌گذاری جدید لزوما بازتاب‌دهنده ارزش‌گذاری‌‌های ذهنی گذشته ما نیست، بلکه به سطح متفاوتی از توسعه اجتماعی تعلق دارد.

نباید با عینک قضاوت‌های سنتی به این پدیده نگریست و آن را منفی تلقی کرد. تعریف سنتی جامعه از ارزش مشاغل دیگر جاری و ساری نیست و قضاوت درباره خوب یا بد بودن آن سودی ندارد، چراکه این مکانیزم خودکار بازار است که قیمت‌ها را بر اساس عرضه، تقاضا و نیازهای روز جامعه تعیین می‌کند.

این کاهش اختلاف قیمت میان خدمات عمومی و تخصصی، نشانه متولد شدن دنیای جدیدی در عرصه کار و اشتغال است. بازار مشاغل جامعه در حال قیمت‌گذاری دوباره است و این فرآیند دامن مدیران را نیز گرفته است، به‌طوری که بسیاری از مدیران امروز در بازار واقعی کار، حتی ۱۰ درصد از آن چیزی که خودشان تصور می‌کنند ارزش دارند را دریافت نمی‌کنند، زیرا مهارت‌های آنها دیگر متناسب با نیازهای نوین بازار نیست. دوران وفور مهارت‌‌های سنتی و کمبود مهارت‌‌های فنی کاربردی به سر آمده است.

با این حال، هنوز بسیاری از خانواده‌های ایرانی یادگیری مهارت‌‌های فنی را برای فرزندان خود نوعی ضد ارزش دانسته و آن را شکست در برنامه‌ریزی تحصیلی تلقی می‌کنند، در حالی که نیروی کار ماهر با چند سال آموزش عملی می‌تواند به درآمدی معادل متخصصان با سابقه دست یابد. انطباق‌پذیری با این شرایط جدید، کلید بقا در اقتصاد امروز است و نسل‌های جدید باید یاد بگیرند که چگونه مهارت‌های خود را با قواعد  نوین  بازار کار  هماهنگ سازند.

تفاهم؛ فرصت تازه برای بازار کار ایران

«مهارت تا اشتغال» حلقه مفقوده اتصال آموزش و بازار کار است

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *