تازهترین برآوردهای آماری نشان میدهد سرانه مصرف شبانهروزی آب در تهران در یک بازه زمانی دوساله، از تراز نگرانکننده ۲۵۰ لیتر به ازای هر نفر به حدود ۱۸۰ لیتر رسیده است؛ افتی ۷۰ لیتری که در ادبیات مدیریت منابع آب، یک جهش معنادار به سمت بهره وری آب و منطقیسازی الگوی مصرف به حساب میآید.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از تعادل، تصور کلانشهری مانند تهران بدون دغدغه آب، سالهاست که شبیه به یک رویاپردازی دور از واقعیت به نظر میرسد. شهری که در بستر جغرافیایی خشک و نیمهخشک فلات مرکزی ایران ریشه دوانده، با تراکم فزاینده جمعیت، رشد بیوقفه ساختوسازهای عمودی و تابستانهایی که هر سال رکورد گرمای سال قبل را جابهجا میکنند دستوپنجه نرم میکند. در چنین پهنهای، هر لیتر آب نه فقط یک مایع حیاتی، بلکه عنصری مستقیماً متصل به امنیت زیستی، پایداری اقتصادی و آرامش روانی شهروندان است.
اما گاهی آمارهایی از دل سامانههای سنجش و پایش زیرساختی بیرون میآید که کلیشههای بدبینانه را فرو میریزد. تازهترین برآوردهای آماری نشان میدهد سرانه مصرف شبانهروزی آب در تهران در یک بازه زمانی دوساله، از تراز نگرانکننده ۲۵۰ لیتر به ازای هر نفر به حدود ۱۸۰ لیتر رسیده است؛ افتی ۷۰ لیتری که در ادبیات مدیریت منابع آب، یک جهش معنادار به سمت منطقیسازی الگوی مصرف به حساب میآید.
صرفه جویی معادل ذخیره یک سد متوسط
این کاهش چشمگیر تنها یک داده خام اداری نیست؛ در ابعاد میدانی، از صرفهجویی حدود ۷۴ میلیون مترمکعبی در ششماهه نخست سال حکایت دارد؛ رقمی که معادل حجم ذخیره یک سد متوسط است و توانسته نقش یک ضربهگیر استراتژیک را برای سامانههای پنجگانه سدهای تهران ایفا کند.
تابستان اخیر در پایتخت، آزمونی چندوجهی و سخت برای تابآوری شهری بود. ترکیب امواج گرمایی کمسابقه، گسترش کالبدی شهر و محدودیتهای اقلیمی در ورودیهای حوضه آبریز، سناریوهایی از افت شدید فشار شبکه و ناپایداری در تأمین آب آشامیدنی را پیشروی برنامهریزان قرار داده بود. با این حال، عبور نسبتاً آرام و بدون بحرانهای زنجیرهای از گلوگاه مصرف، این پرسش تحلیلی را پیش میکشد: ترمز مصرف آب دقیقاً در کجا کشیده شد؟
واقعیت این است که مواجهه با تنشهای زیرساختی آب دهههاست از مدلهای کلاسیک «افزایش عرضه و انتقال حوضه به حوضه» به سمت «مدیریت سمت تقاضا» تغییر جهت داده است. منابع آبی محدودند و افقهای دسترسی به منابع جدید با بنبستهای ژئوهیدرولوژیکی روبروست. بنابراین، تنها اهرمی که پتانسیل انعطاف بالا دارد، تنظیم الگوی رفتار مصرفکننده نهایی است.
دادههای ماههای گذشته گواهی میدهند که جریان پایداری شبکه در روزهای سوزان تیر و مرداد، پیش از آنکه متکی بر افزایش ورودی آب خام به تصفیهخانهها باشد، از کاهش اصطکاک مصرف در خانهها و واحدهای مصرفکننده تغذیه کرده است.
پایان کرختی؛ زمان اقدامات مسئولانه
بسیاری از ناظران در سالهای گذشته بر این باور بودند که جامعه شهری در برابر هشدارهای تکراری کمآبی دچار نوعی «کرختی شناختی» شده است؛ به این معنا که تکرار توصیههای خشک اداری دیگر توانایی ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار روزمره در آشپزخانهها، حمامها و موتورخانهها را ندارد.
پس چه چیزی دینامیک رفتاری تهرانیها را تغییر داد؟با وجود این کارنامه امیدوارکننده، نکته اساسی اینجاست که رفتارهای صرفهجویی در غیاب سازوکارهای ساختاری، مستعد بازگشت به حالت اولیه هستند. تجربه جهانی کلانشهرهای مواجه با خشکسالی نشان میدهد که عبور موفق از بحران نباید به معنای پایان برنامهریزی تعبیر شود.
رسیدن از ۲۵۰ لیتر به ۱۸۰ لیتر گام نخست است، اما میانگین استاندارد جهانی و شاخصهای پایداری اقلیمی برای شهرهایی با اقلیم تهران، هنوز فاصلهای تا نقطه ایدهآل را نشان میدهد. برای آنکه این افت ۷۰ لیتری به بخشی از فرهنگ نهادینهشده زندگی شهری تبدیل شود، تداوم این خطمشیها ضروری است:
اکنون زمان آن است که الگوهای ساختوساز با الزامات بازچرخانی آب خاکستری، استفاده اجباری از شیرآلات کممصرف در پایانکارها و کنترل هدررفت در شبکه توزیع (آب بدون درآمد) همگام شوند. رفتار شهروندان اگر با نوسازی خطوط لوله فرسوده همراهی نشود، ممکن است به مرور زمان اثربخشی انگیزشی خود را از دست بدهد.
مصرف آب مختص تابستان نیست. سرمای پاییز و زمستان، نیازهای مصرفی متفاوتی را رقم میزند. جریان آموزش شهروندی و شفافسازی شاخصهای سدها باید در تمام فصول تداوم یابد تا موضوع آب از یک بحران فصلی به یک هوشیاری دایمی زیستمحیطی تبدیل شود.مشارکت زمانی عمیق میشود که شهروندان در تدوین سازوکارهای محلی مدیریت مصرف، نقش حس کنند.
ارایه گزارشهای شفاف محلهمحور از مصرف، ایجاد رقابتهای منطقهای مثبت در مناطق بیستودوگانه تهران و تشویق مجتمعهای ساختمانی سبز میتواند این پویایی را حفظ کند.آنچه در آمارهای اخیر ترافیک مصرف آب پایتخت به چشم میخورد، پیش از آنکه یک پیروزی مهندسی باشد، نشانهای از ظرفیت بالای «سرمایه اجتماعی» در زمان مواجهه با چالشهای مشترک است.
تهرانیها با همگرایی خاموش اما تأثیرگذار خود نشان دادند که در تنگناهای اقلیمی، عقلانیت جمعی و احساس تعلق به زیستبوم شهری میتواند قفلهای سنگین را باز کند. این مدل از تعامل، الگویی تکرارپذیر نه فقط برای مدیریت آب، بلکه برای مواجهه با سایر بحرانهای کلانشهری از جمله آلودگی هوا و ناترازی انرژی خواهد بود. حفاظت از این الگوی همکاری و تثبیت آن، مهمترین ماموریتی است که هم شهروندان و هم نهادهای خدماترسان در فصول پیشرو بر دوش دارند.
مطالب مرتبط: