بهرهوری سبز میتواند چشمانداز جدید برای صاحبان کسبوکارهای اقتصادی و سیاستگذاران ایجاد کند که مطابق با آن، بازار جدیدی غیر از بازار محصول که در آن از ابزار قیمت برای تنظیم و تعادلبخشی استفاده میشود، معرفی شده و معیار ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا، ارزش محصول که جنبههای اجتماعی و زیستمحیطی را نیز شامل میشود.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، الهام رضاسلطانی، متخصص اقتصاد محیطزیست در بهره وری ملی نوشته است:
مطابق با دیدگاه کارشناسان و متخصصان، محیطزیست سه کارکرد کلیدی و اساسی در رابطه با نیازهای انسان ایفا میکند. نخست آنکه منابع مورد نیاز برای تولید و رشد اقتصادی را فراهم میکند؛ معادن فلزی و ذخایر انرژی، آب و منابع غذایی که از نیازهای اساسی انسان محسوب میشود، از محیطزیست تأمین میشوند.
دوم اینکه بازمانده و ضایعات حاصل از فعالیتهای تولیدی و اقتصادی را پالایش کرده و محیط را برای ادامه حیات انسان فراهم میکند. سومین کارکرد محیطزیست، جنبه تفرجی و مرجعی برای آسایش و آرامش انسان محسوب میشود.
شواهد نشان میدهد، با توسعه فعالیتهای انسان در سالهای اخیر، ظرفیت اکولوژیکی کرهزمین برای پاسخدهی به نیاز روزافزون و پایانناپذیر انسان، با چالش جدی مواجه شده است. این امر به نوبه خود موجب بروز چالشهای انسانی و اجتماعی جدی شده و کیفیت زندگی انسانها را تهدید کرده است.
بهطوری که امروزه تأمین انرژی، آب و غذا بهعنوان کلیدیترین و مهمترین چالشهای دولتها در تحقق انتظارات جامعه و موفقیت در صحنه رقابتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منطقهای و جهانی تبدیل شده است. به همین دلیل نهادها و سازمانهای بینالمللی بهطور مستمر از طریق صدور و تصویب انواع کنوانسیونها، مصوبات و جرائم برای آلودگی محیطزیست، بهویژه انتشار کربن واکنش نشان میدهند.
از سوی دیگر، بهرهوری بهمعنای استفاده مؤثر و بیشتر از منابع برای افزایش رفاه اجتماعی، نماینده کیفیت رشد اقتصادی و نحوه تدبیر و مدیریت دولتها بر منابع تولید محسوب میشود. بنابراین ضروری است در تدوین سیاستها و راهبردهای رشد اقتصادی و متعاقب آن، افزایش بهرهوری در اقتصاد به رکن مهم محیطزیست بهعنوان یکی از ذینفعان کلیدی موضوع و نحوه تحقق ارزش بیشتر برای این منبع توجه شود.
چنانچه افزایش سودآوری بنگاههای اقتصادی و صنعتی را بهعنوان مهمترین اولویت فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران تولید و صنعت بدانیم، پیامدهای تولید محصولات شامل کالا و خدمات آنها بر جامعه و محیطزیست اجتنابناپذیر است. رویکردی که به تخریب یا تهیشدن منابع طبیعی منجر میشود.
در مقیاسی بزرگتر میدانیم که محدودیت منابع در گستره اکولوژیکی منطقه، تصمیمگیری منطقی و عقلایی برای تخصیص منابع را بهعنوان اصلیترین چالش مدیریتی صاحبان بنگاههای اقتصادی تعریف کرده است. شفاف نبودن هزینهکرد منابع که خود شامل ارزش اقتصادی و بازاری منابع و ارزش نسبی و عمومی آنها میشود، موجب شده تا این تصمیمگیری با انحرافاتی مواجه شود که گاهی آثار آن فراتر از محدوده بنگاه، سایر ذینفعان از بخش عمومی تا محیطزیست را نیز متأثر میکند.
یکی از حوزههای مغفول مانده در این موضوع، تعیین و تحلیل آسیبهای زیستمحیطی ناشی از مدیریت نامطلوب منابع و بهرهوری پایین بنگاههاست .یعنی خیلی مشخص نیست که اهداف کمی و کیفی تعیینشده در واحدهای اقتصادی تا چه اندازه و با چه توزیعی به خروجیها و پیامدهای مثبت و منفی میانجامد.
ناظر به موضوع اول یعنی نسبت خروجیها و پیامدهای مثبت (که همان کالاها، محصولات و خدمات حاصل از عملکرد واحد اقتصادی است) به ورودیها و اهداف اولیه، شاخصهای کارایی و اثربخشی یا بهرهوری را میتوان نسبت داد. البته محاسبه و اندازهگیری شاخصهای بهرهوری در بنگاههای اقتصادی مقولهای مهم و دارای ابعاد فنی و تخصصی خاص خود است.
عموماً در مقیاس خرد و بخش اقتصادی، مزیتهای نسبی مغفول مانده و همین امر موجب فاصله معنادار بنگاههای پیشرو و سایر فعالان در هر بخش میشود. اما در خصوص موضوع دوم، یعنی منظورکردن پیامدهای منفی حاصل از فعالیتهای اقتصادی (که از آن بهعنوان درونیکردن پیامدهای خارجی تعبیر میشود)، مترادفاً مفهوم بهرهوری سبز شناخته شده است. در این مفهوم، اولویت اصلی انسجامبخشی به اهداف بنگاه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی است که موجب میشود در کف بنگاه تصمیمات مدیریتی متفاوتی نسبت به وضعیت مرسوم اتخاذ شود.
در واقع، بهرهوری سبز میتواند چشمانداز جدید برای صاحبان کسبوکارهای اقتصادی و سیاستگذاران ایجاد کند که مطابق با آن، بازار جدیدی غیر از بازار محصول که در آن از ابزار قیمت برای تنظیم و تعادلبخشی استفاده میشود، معرفی شده و معیار ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا، ارزش محصول که جنبههای اجتماعی و زیستمحیطی را نیز شامل میشود.
دو دیدگاه کلی در مورد ارتباط اقتصاد و محیطزیست مطرح است. در دیدگاه سنتی، محیطزیست بهعنوان منبع تأمین نیازهای صنعت شناخته شده و هرگونه بهرهبرداری و استفاده از آن بدون توجه به تبعات جانبی الگوی استفاده مورد پذیرش است. در چنین دیدگاهی، اساساً مدلهای حفاظت از محیطزیست توجیه فنی ندارد و صاحبان کسبوکار تنها به اهداف تجاری و اقتصادی خود تمرکز دارند.
در دیدگاه دوم که بهواسطه توسعه کنترل نشده و بدون مبنای صنایع در مناطق مختلف و ناشی از تهیشدن ظرفیت اکولوژیکی و طبیعی مطرح شده است، نمیتوان دیگر ارکان کلیدی جامعه یعنی محیطزیست و حتی محیط اجتماعی را نادیده گرفت. در این حالت، مدل بازار پاسخگوی تعادلبخشی بین عرضه و تقاضا نیست و باید از سازوکارهایی به جز قیمت محصول برای این امر استفاده کرد.
در این حالت، صاحبان بنگاه، در تعیین و توسعه اهداف خود، غیر از سود اقتصادی به حوزههایی همچون مسئولیت اجتماعی و توسعه فراگیر هم توجه دارند. در وهله اول به نظر میرسد این نگرش موجب خسران اقتصادی کسبوکارهای مربوطه میشود، اما ردپای این تغییرات در دو جنبه متجلی شده است.
نخست آنکه با افزایش دانش و آگاهی عمومی از خسارات زیستمحیطی تحمیل شده بر جامعه که بهصورت مشخص در سبک زندگی افراد و سلامت عمومی جسمی و روانی قابل مشاهده است، مطالبه عمومی برای غالبشدن نگرش مدیریتی مبتنی بر حفظ محیطزیست بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. به طوری که در دوران حاضر برخلاف چند دهه گذشته، صحبت از کنترل آلودگیها و حفظ و صیانت از منابع طبیعی فقط در پژوهشهای علمی و سخنرانیها و گردهماییهای سیاستگذاران خلاصه نمیشود، بلکه بهطور عینی در بازار رقابتی و مزیتهای فروش محصول نمایان شده است.
دوم اینکه، در سطح حاکمیت و اداره کشورها اساساً با محدودیت فزاینده تأمین منابع برای تولید و رشد اقتصادی، چارهای جز اعمال سیاستهای همسو با حفظ محیطزیست وجود ندارد. لذا چالش بزرگ اصلاح تعرفههای دولتی بر منابع آب و انرژی در آینده نزدیک و چه بسا بسیار نزدیک، اولویت اصلی دولتها خواهد بود. از این رو، قطعا بنگاههایی که خود را برای استفاده منطقی از منابع و ایجاد ارزشافزوده سبز آماده کردهاند، در پاسخ به سیاستهای اصلاح قیمت منابع طبیعی مقاومتر و موفقتر خواهند بود.
بسیاری از مطالعات و پژوهشهای انجام شده در زمینه ارزشگذاری منابع طبیعی و زیستمحیطی محدود به بکارگیری مدلهای رایج قیمتگذاری خدمات زیستمحیطی در بازارهای ثانویه یا مجازی برای کشف رجحانهای آشکار شده یا تمایلات ذهنی افراد میشود. این درحالی است که یکی از کارکردهای مهم محیطزیست، تأمین منابع اولیه مورد نیاز برای رشد تولید و کارکرد مهم دیگر، خودپالایی آلایندههای حاصل از فعالیتهای مذکور است.
از این رو، توصیه میشود تا در مطالعات و پژوهشهای حوزه اقتصاد محیطزیست، از زاویه دیگری به هر یک از موارد فوق پرداخته شود و تأثیر متقابل فعالیتهای اقتصادی و مؤلفههای حفاظت محیطزیست شناسایی شود بهگونهای که بهرهوری صنعت متشکل از نماگرهای کارایی و اثربخشی ارتقاء یافته و رویکرد حل مسئله برای پایدارسازی رشد تولید صنعت مربوطه حاصل شود.
مطالب مرتبط:
بهره وری سبز و اقتصاد دایره ای: همگرایی برای جهانی بهتر و سبزتر
گزارش بهره وری: عوامل محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) و بهره وری سبز
«بهرهوری سبز» محور رایزنیهای سران APO و اساتید برجسته دانشگاههای ژاپن