بررسی اجمالی تأثیرات تغییرات اقلیمی بر بهره‌وری کل در کشورهای عضو APO (بخش 4)

در نوروز امسال، میتوانید ترجمه گزارش چشم‌انداز بهره‌وری آسیایی – به عنوان جدیدترین گزارش مهم سازمان بهره وری آسیایی – را در پایگاه خبری بهره‌ورنیوز که به صورت سلسله‌وار منتشر می‌شود، دنبال کنید. در چهارمین روز نوروز 1404، بخش چهارم از مقاله بررسی اجمالی تأثیرات تغییر اقلیمی بر بهره‌وری کلی در کشورهای عضو سازمان بهره وری آسیایی را در ادامه میخوانید.

افزایش بهره وری نیروی کار در یک کشور توسط دو عامل اصلی هدایت می شود. اول، بهره وری را می توان از طریق انباشت سرمایه در صنایع، نوآوری های تکنولوژیکی و تخصیص کارآمد منابع در بین شرکت ها افزایش داد.

دوم، بهره‌وری کلی می‌تواند با تغییر نیروی کار از بخش‌های با بهره‌وری پایین به بخش‌های با بهره‌وری بالا بهبود یابد. ما تغییرات کلی در بهره وری نیروی کار را با استفاده از چارچوب توسعه یافته توسط مک میلان و رودریک (2016) به دو جزء تجزیه می کنیم:

که در آن ΔPt به تغییر در بهره وری کار کل بین دوره t-k و t اشاره دارد. θi، t سهم اشتغال در بخش i در زمان t است.

در معادله (2)، اولین بخش جزء “درون بخش” (within-sector) است که تغییرات در بهره وری نیروی کار را در صنایع جداگانه اندازه گیری می کند. این اثر درون بخش (که از این پس به عنوان اثر درونی نامیده می شود) تأثیر عواملی مانند پیشرفت های تکنولوژیکی، بهبود کارایی و پیشرفت در شیوه های کاری را منعکس می کند.

بخش دوم جزء «تغییر ساختاری» (structural change) است که رشد حاصل از تخصیص مجدد نیروی کار در بخش‌هایی با سطوح مختلف بهره‌وری را نشان می‌دهد. تغییرات ساختاری نشان می‌دهد که چگونه تغییرات در سهم اشتغال بین صنایع بر بهره‌وری کلی نیروی کار تأثیر می‌گذارد، و تأثیر انتقال منابع از صنایع با بهره‌وری پایین به صنایع با بهره‌وری بالا را نشان می‌دهد و در نتیجه بهره‌وری کلی را افزایش می‌دهد.

این مطالعه تمام 21 کشور عضو APO را بر اساس گروه های درآمدی، اقتصادهای با درآمد پایین-متوسط ​​(LMIE)، اقتصادهای با درآمد متوسط-بالا (UMIE) و اقتصادهای با درآمد بالا (HIE)، در چهار دوره زمانی، 1970-90، 1990-2010-2010-2010، و 2010-2010، و 1990-2010، و 2010-2019، تجزیه و تحلیل کرد.

شکل 1-10 نتیجه تجزیه نتایج بهره وری نیروی کار را به تغییرات درون اثر و ساختاری (بین اثر)، بر اساس رابطه (2) به عنوان نرخ درصد تغییر برای صنعت کلی نشان می دهد.

شکل 10 – تجزیه رشد بهره وری نیروی کار در 21 اقتصاد عضو APO

دو ویژگی کلیدی را می توان از نتایج تحلیل تجزیه مشاهده کرد. اول، برای همه 21 اقتصاد عضو APO، اثر درونی بزرگتر از اثر تغییر ساختاری در طول دوره تجزیه و تحلیل یافت شد. وقتی بیشتر به گروه‌های LMIE، UMIE و HIE تقسیم شد، اثر درونی بیشتر از اثر تغییر ساختاری در همه بخش‌ها باقی ماند، به جز بهره‌وری نیروی کار در UMIE در دوره 1970-1990.

این نتایج نشان می‌دهد که افزایش بهره‌وری نیروی کار در تمام اقتصادهای عضو APO به‌طور قابل‌توجهی توسط پیشرفت‌های فن‌آوری، بهبود کارایی و سایر عوامل درون صنعت به‌جای تخصیص مجدد نیروی کار بین صنایع انجام شده است.

دوم، هنگامی که بر اساس گروه درآمد طبقه بندی می شوند، ترکیب و نسبت تأثیرات در بین گروه ها متفاوت است. قابل ذکر است که بهره وری نیروی کار در LMIEها به طور چشمگیری افزایش یافته است، با افزایش جزئی در سهم اثر بین.


در مورد UMIE ها، بهره وری نیروی کار بین دوره اول (1970-1990) و دوره دوم (1990-2010) افزایش سریعی را تجربه کرد و به دنبال آن در دوره سوم (2010-2010) کاهش جزئی داشت. در بین سه گروه، UMIE ها بیشترین سهم را از تغییرات ساختاری در بهره وری نیروی کار نشان دادند. در همین حال، HIE کاهش مداوم بهره‌وری نیروی کار را در کل دوره تحلیل نشان داد.

شکل 1-11 مشارکت های بخشی در رشد بهره وری را تجزیه می کند و بین اثرات درون بخشی و اثرات تغییر ساختاری تمایز قائل می شود. اول، با بررسی اثر درون بخش، مشهود است که کشاورزی (AGR) و تولید (MAN) نقش های کلیدی ایفا می کنند.

در 21 کشور APO، تولید (MAN) بیشترین سهم را در کل دوره تجزیه و تحلیل داشته است، در حالی که سهم کشاورزی (AGR) از دوره اول (1970-90) تا دوره سوم (2010-21) افزایش یافته است. قابل ذکر است، در LMIE ها، سهم کشاورزی (AGR) به ویژه قابل توجه است.

این را می توان به عواملی مانند گسترش مکانیزاسیون کشاورزی، بهبود ارقام محصولات کشاورزی، توسعه زیرساخت های کشاورزی و رشد صادرات محصولات کشاورزی نسبت داد. در مقابل، UMIE ها سهم منفی قابل توجهی از بخش معدن (MIN) نشان می دهند.

این اثر منفی احتمالاً ناشی از عوامل اقتصادی نامطلوب است، مانند بحران های نفتی دهه 1970 و بحران بدهی بین المللی در دهه 1980. برای HIE ها، تولید (MAN) سهم مثبت قابل توجهی را نشان می دهد. این امر احتمالاً ناشی از گذار از تولید پایه به صنایع با ارزش افزوده بالا، نوآوری های صنعتی مانند اتوماسیون و دیجیتالی شدن و ادغام در زنجیره های ارزش جهانی است.

تجزیه و تحلیل اثر تغییر ساختاری چندین روند مشترک را در همه گروه‌های درآمدی نشان داد. اول، همه گروه‌های درآمدی سهم منفی بخش کشاورزی (AGR) را در کل دوره تحلیل نشان دادند. این را می توان به عنوان نتیجه جابجایی منابع از کشاورزی به سایر بخش ها تفسیر کرد که منجر به انقباض بخش کشاورزی و کاهش سهم آن در رشد بهره وری می شود.

علاوه بر این، FRB (واسطه مالی، املاک و مستغلات، اجاره، و فعالیت های تجاری) به عنوان یکی از بخش های کلیدی در همه گروه های درآمدی ظاهر شد. همانطور که منابع کشاورزی به سمت بخش‌های خدماتی از جمله WRT (عمده‌فروشی، خرده‌فروشی و حمل‌ونقل) حرکت کردند، احتمالاً این تغییر به رشد بهره‌وری کمک کرده است.

یک ویژگی متمایز که فقط در HIE مشاهده شد، سهم منفی بخش MAN (تولید) و سهم مثبت از بخش CSP (خدمات اجتماعی، اجتماعی و شخصی) بود. در اقتصادهای پردرآمد، ارتقاء صنعتی مرکز رشد را از تولید به سمت خدمات تغییر داد و بخش خدمات عمومی به‌ویژه به سرعت رشد کرد و در نتیجه تأثیر مثبتی بر رشد بهره‌وری داشت.

همانطور که در بالا مشاهده شد، هم کشاورزی و هم تولید نقش مهمی در رشد اقتصادی همه اقتصادهای عضو APO دارند. علاوه بر این، بخش خدمات سهم مثبتی در هر دو اثر تغییرات درون بخشی و ساختاری نشان می‌دهد که نشان می‌دهد این بخش محرک اصلی رشد اقتصادی در اقتصادهای عضو APO است. بنابراین در فصول بعدی به تحلیل کشاورزی، تولیدی و خدماتی به تفکیک می پردازیم.

شکل 11 – کمک بخشی به رشد تولید کلی درون بخشی و ساختاری بهره وری بر اساس گروه درآمد

ادامه دارد …

مطالب مرتبط:

بررسی اجمالی تأثیرات تغییرات اقلیمی بر بهره‌وری کل در کشورهای عضو APO (بخش 3)

بررسی اجمالی تأثیرات تغییرات اقلیمی بر بهره‌وری کل در کشورهای عضو APO (بخش 2)

بررسی اجمالی تأثیرات تغییرات اقلیمی بر بهره‌وری کل در کشورهای عضو APO (بخش 1)

انتشار گزارش «چشم‌انداز بهره‌وری آسیا 2025»

مجله بهره‌وری (29): تغییرات اقلیمی و بهره‌وری در چشم‌انداز کشورهای آسیایی

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *