پیشنهادهای گیتس اگر درست به کار روند، ایدههای بدی نیستند. او درست میگوید که هوش مصنوعی میتواند دسترسی به خدمات حیاتی را در مناطقی که امروز معلم یا پزشک کافی ندارند، گسترش دهد. بخشی از دیدگاه او که در آن هوش مصنوعی به یک دستیار مفید برای همه تبدیل میشود و شکافها را پر میکند و تواناییهای انسان را تقویت میکند، چیزی است که دوست دارم محقق شود. با این حال، جهش از «هوش مصنوعی میتواند کمک کند» به «هوش مصنوعی همه کار را انجام خواهد داد»، یک سادهانگاری خطرناک از هر دو جنبه تکنولوژی و انسانیت است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، گیتس حتی در برنامهی تلویزیونی «تونایت شو» از این هم فراتر رفت. وقتی مجری برنامه «جیمی فالون» با کمی نگرانی پرسید که «آیا ما همچنان به انسانها نیاز خواهیم داشت؟» گیتس با طعنه جواب داد: «برای اکثر چیزها نه!»
من به شور و شوق گیتس احترام میگذارم. او طبیعتا باید طرفدار تکنولوژی باشد. (جالب اینجاست که گیتس نزدیک به یک دهه پیش، انقلاب هوش مصنوعی را پیشبینی کرده بود: وقتی از او پرسیده شد که اگر مجبور بود از صفر شروع کند، روی کدام صنعت متمرکز میشد، او بیدرنگ هوش مصنوعی را انتخاب کرد). گیتس به وضوح به آیندهای اعتقاد دارد که در آن هوش مصنوعی فرصتها را به جمعیتهای محروم گسترش میدهد و مرزهای تواناییهای انسان را جابجا میکند.
اینها عالی به نظر میرسند. نه؟ اما کمی اغراقآمیز است که باور کنیم هوش مصنوعی در عرض یک دهه جایگزین اکثر نقشهای انسانی خواهد شد، آن هم در موقعیتهایی که روی تعامل انسان با انسان استوارند. به نظرم آنچه بیل گیتس میگوید از خوشبینی هم فراتر میرود؛ این در اصل نوعی «توهم هوش مصنوعی» است که دقیقاً جلوی گسترش هوش مصنوعی در همین حوزههای مورد نظر گیتس را میگیرد.
محدودیتهای بنیادین هوش مصنوعی
باید بپذیریم که مدلهای فعلی هوش مصنوعی برای آنچه او توصیف میکند کاملاً آماده نیستند. بله، مدلهای زبانی بزرگ پشت ابزارهایی مثل ChatGPT و Gemini (متعلق به شرکت گوگل) در تقلید از مکالمه، نوشتن کد و حتی تقلید از نقاشان انسانی عالی عمل میکنند. اما این توهم قدرت، فهرستی بلند از مشکلات حلنشده را پنهان میکند. هوش مصنوعی هنوز اشتباه میکند، گاهی اوقات اشتباهات خندهدار، اما وقتی به عنوان معلم شما باعث شود در یک آزمون رد شوید یا به عنوان پزشک شما تشخیص اشتباه بدهد، این اصلا خندهدار نیست. حتی خطرناک هم هست.
هرکسی که بیش از ده دقیقه با یک چتبات وقت گذرانده، احتمالاً شاهد بوده که بحثها اصولا تا حدی به چرندگویی کشیده میشوند؛ هوشهای مصنوعی هنوز هم با اطمینان واقعیتهایی را جعل میکند فراموش نکردهاید که هوش مصنوعی شرکت گوگل چندی پیش به یک کاربر پیشنهاد داد هر روز کمی سنگ بخورد تا مشکلات گوارشیاش حل شود. اینها فقط مشکلات فنی نیستند. اینها ویژگیهایی سیستماتیک هستند که از نحوه عملکرد این مدلها ناشی میشوند، یعنی استفاده از تشخیص الگوهای آماری بدون درک واقعی.
حتی شرکتهایی که این فناوری را میسازند، مخفیانه نگران این هستند که به زودی برای آموزش هوش مصنوعیشان دچار کمبود دادههای باکیفیت خواهند شد. وقتی کل اینترنت عمومی را به خورد هوش مصنوعی بدهید تا آموزش ببیند، بعدش میخواهید چه کار کنید؟ به زودی به نقطه کاهش بازده میرسید. مثل این است که بخواهید با خواندن دوبارهی همان کتابهای قدیمی باهوشتر شوید؛ ممکن است در برخی حوزهها خودتان را تقویت کنید، اما بینش جدیدی به دست نمیآورید. بدون پیشرفتهای اساسی در نحوه آموزش و ساختاردهی مدلهای هوش مصنوعی، احتمالاً بیشتر از آنکه به منحنی رو به اوج بیل گیتس نزدیک شویم، به یک دشت وسیع خواهیم رسید. پیشرفت از اینجا به بعد واقعا سخت خواهد شد.
نیاز به حضور انسانی
حتی اگر هوش مصنوعی بسیار بهتر از این هم بشود، باز هم انسان نخواهد شد. این فقط حسی نوستالژیک نیست، یک نیاز عملکردی است. بسیاری از وظایف/مشکلاتی که از دید بیل گیتس توسط هوش مصنوعی «حل کند»، به چیزهایی وابسته هستند که هیچ ماشینی درون خود ندارند: یک کودکی، یک بدن، یک عمر تنظیمات ظریف عاطفی را چطور میتوان درک کرد و به ماشین سپرد؟
بله، هوش مصنوعی در خواندن و به کارگیری ظرافتهای عاطفی بهتر و بهتر خواهد شد، اما من همچنان شک دارم که بتواند معادل یک معلم یا پزشک معمولی – چه برسد به بهترینهای آنها – فعالیت کند. آیا یک هوش مصنوعی میتواند اعتماد یک نوجوان را جلب کند وقتی که آن نوجوان ترجیح میدهد هرجایی باشد جز سر کلاس؟ یا کنار یک بیمار دردکشیده بنشیند و کاری کند که احساس شنیدهشدن داشته باشد؟ شاید، اما نه در ده سال آینده.
آنچه باعث میشود که کسی در حوزههایی مثل برنامهریزی لجستیک، خدمات مشتریان، مدیریت منابع انسانی و بسیاری از نقشهای دیگر خوب عمل کند، توانایی او در متعادلسازی نیازهای شرکت، انگیزههای افراد و پذیرش غیرقابلپیشبینی بودن انسانهاست. هوش مصنوعی میتواند در همه این زمینهها کمک کند و همین حالا هم کمک میکند. هوش مصنوعی میتواند گزارش بنویسد، اعداد را پردازش کند و ناهنجاریها را علامت بزند. در برخی موارد، حتی میتواند از انسانها بهتر عمل کند. اما جایگزینی کامل یک نقش به این معنی است که چون یک هوش مصنوعی میتواند به سبک ون گوگ نقاشی کند، پس میتواند مثل او دچار بیماری روانی شود، در پاریس قرن نوزدهم زندگی کند و جریان پستامپرسیونیسم را راه بیندازد. مسئله فقط خروجی نیست، فرآیند آشفته و زندگی پشت آن است که محصول را شکل داده.
یک مخزن عمیق از هوش ظریف عاطفی در هر شغل انسانی که با انسانهای دیگر سروکار دارد، نهفته است. بیل گیتس فکر میکند این را میتوان به اندازهای قانعکننده شبیهسازی کرد تا تفاوتی ایجاد نکند. من مطمئن نیستم.
شک به هوش مصنوعی
این موضوع مرا به آخرین نکته میرساند: حتی اگر هوش مصنوعی بتواند در تقریباً همه چیز با عملکرد انسان برابری کند یا از آن پیشی بگیرد، به این معنی نیست که مردم این چیزی را بخواهند. فراموش نکنیم که ما گونهای هستیم که بسیاری از اعضای آن حتی وقتی در کافهها گزینهی انتخاب آنلاین قهوهها وجود دارد باز هم از گپوگفتی کوچک با باریستا لذت میبرند. اکثر مردم انسانهای دیگر را نه فقط به خاطر جنبه مکانیکی حرفهشان، که به دلایل عمیقتری – بهویژه در حوزههایی مثل پزشکی، آموزش و مراقبت – ارزش میگذارند.
گیتس در «تونایت شو» به شوخی گفت که هیچکس نمیخواهد بیسبال بازی کردن روباتها را تماشا کند، و حق با اوست. اما او متوجه نمیشود که بسیاری از مردم نمیخواهند فقط روباتها به بچههایشان بازی یاد بدهند. نه به این دلیل که روباتها شایستگی فنی ندارند، بلکه چون ما هنوز تجربهی ناقص اما قابل درک انسانهای دیگر را ترجیح میدهیم. ما میدانیم که آن انسان دیگر هم در کودکی موقع تمرین سختی کشیده، اعتماد بنفسش پایین آمده و گاهی کاملا ناامید شده است.
البته من بدم نمیآید که یک ماشین فوقالعاده دقیق با هوش مصنوعی آموزشدیده روی من جراحی انجام دهد، اما ترجیح میدم یک جراح انسان بر کار آن نظارت کند و فراتر از تمرکز ماشین، من را زیر نظر داشته باشد.
آینده تاریک و روشن
پیشنهادهای گیتس اگر درست به کار روند، ایدههای بدی نیستند. او درست میگوید که هوش مصنوعی میتواند دسترسی به خدمات حیاتی را در مناطقی که امروز معلم یا پزشک کافی ندارند، گسترش دهد. بخشی از دیدگاه او که در آن هوش مصنوعی به یک دستیار مفید برای همه تبدیل میشود و شکافها را پر میکند و تواناییهای انسان را تقویت میکند، چیزی است که دوست دارم محقق شود. با این حال، جهش از «هوش مصنوعی میتواند کمک کند» به «هوش مصنوعی همه کار را انجام خواهد داد»، یک سادهانگاری خطرناک از هر دو جنبه تکنولوژی و انسانیت است.
پس بله، هوش مصنوعی دنیا را تغییر خواهد داد. همین حالا هم تغییر داده است. اما نه به آن شکل تمیز، آرمانشهری و تعطیلات دائمی که گیتس تصور میکند. این تغییر آشفتهتر، کندتر، پر از انحرافهای غیرمنتظره و مقاومت سرسختانه انسانی خواهد بود. مردم اغلب معلمانشان را دوست دارند و به پزشکانشان اعتماد میکنند. ممکن است اجازه دهند هوش مصنوعی کمک کند، اما آن لمس انسانی را بدون مقاومت رها نخواهند کرد.
منبع:سرمقالهی وبسایت TechRadar/ ترجمه:آینده نگر
مطالب مرتبط:
نقش محوری هوش مصنوعی و بهرهوری در توسعه ملی