شدت مصرف در ایران اما بالاست. به عنوان نمونه من وقتی کارخانه آلومینیوم دارم و پول برق بخشی از قیمت تمام شده است، نمیروم دستگاهی بیاورم که برق کمتری مصرف کنم و علت این مساله اتلاف انرژی است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، حمیدرضا صالحی در روزنامه تعادل نوشته است:
کار دولت رگولاتوری است که بستر را ایجاد کند تا ما تولید را گسترش بدهیم. الان ماجرا برعکس شده و دولت جلوی کار بخش خصوصی را گرفته است و نمیگذارد که مساله کشور را حل کنیم، دولت باید تغییر رفتار دهد و در جایگاهی قرار بگیرد که باید باشد. آن موقع است که بخش خصوصی میآید و برای حل مساله برق و آب راهحل ارایه میدهد.
فرهنگسازی برای استفاده از کمربند ایمنی مگر چطور اتفاق افتاد؟ مگر یک هفتهای ایجاد نشد. این در حالی است که قبل از آن، اینطور نبود. در موضوع صرفهجویی برق و آب هم دولت باید قانون بگذارد و حکمرانی کند. بخش خصوصی بدون اینکه پولی از دولت بگیرد، حاضر است ناترازی برق را برطرف کند.
به خصوص که هم سرمایه و هم نیروگاه داریم، اما شرایط به سمتی رفته که الان نیروگاه ۱۸ هزار میلیاردی بخش خصوصی به دلیل سیاستهای دولت در حال ضرر دادن است. دولت اجازه بدهد وارد شویم و کمبود را حل کنیم. برای ایجاد نیروگاه خورشیدی باید دولت مانند همه دنیا، مردم را تشویق کند تا پنل خورشیدی پشت بام خانهها بگذارند، اما اینجا تنبیه میکنند.
دولت، برق خانگی، مساجد و روستاها را تامین کند و فقط برق بخش صنعت را به بخش خصوصی بدهد تا تامین کنیم. مشکل کمبود برق را هم حل میکنیم و ۳۰ هزار میلیارد هم به دولت پول میدهیم ولی متاسفانه انگار جذابیت حضور در صنعت برق برای دولت بیشتر است.
دولت از صنایع میخواهد که برق از خارج تامین کنند یا نیروگاه بزنند، اینها نسخههای غلطی است. وقتی حکمران اقتصادی در یک مسیر غلط میرود، شما را هم وارد یک مسیر میکند تا سیاستهایش را توجیه کند. سرانه مصرف در ایران نسبت به جمعیت ۹۰ میلیونی پایین است.
شدت مصرف در ایران اما بالاست. به عنوان نمونه من وقتی کارخانه آلومینیوم دارم و پول برق بخشی از قیمت تمام شده است، نمیروم دستگاهی بیاورم که برق کمتری مصرف کنم و علت این مساله اتلاف انرژی است. مساله فنی را همه، حتی مردم میدانند، موضوع اصلی این است که دولت باید از جایگاهی که در صنعت برق و آب دارد، خارج شود.
دولت اگر کسی را وزیر کشاورزی میگذارد باید به او بگوید که برود الگوی کشت را تغییر دهد. قرار نیست کنار زایندهرود برنج کشت شود. وزیری که انتخاب میشود با توجه به این سیاستها نیست. در بخش انرژی هم همینطور است و از وزیر نمیخواهند که مساله برق و آب را حل کند. همین سبب شده که وزیر حرف از بادبزن و پنکه میزند.
مطالب مرتبط: