اصولا با آزادسازی اصولی در اقتصاد، منابعی آزاد و صرفهجویی میشوند.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، پیمان مولوی در تعادل نوشته است:
وضعیت ناترازی سوخت و انرژی در ایران به اندازهای بحرانی شده كه دولت هر چه سریعتر باید راهكاری برای مقابله با آن و پایان دادن به توزیع حدود ۱۰۰میلیارد دلاری یارانه انرژی در هر سال به نفع دهكهای برخوردار تدارك ببیند و این روند معیوب را متوقف سازد. این راهكارهای اصلاحی دولت اما دو بخش دارد. پرسش نخست این است كه آیا دولت باید سطح قیمتهای انرژی را به سمت قیمتهای واقعی سوق دهد؟
موضوع مهمتر اما آن است كه آیا با واقعی شدن قیمت حاملهای انرژی سایر بخشهای اقتصادی مانند تجارت و تولید آزاد میشوند؟ دولت اگر میخواهد زمینه یك اصلاحات واقعی را در اقتصاد ایران فراهم كند و به نتیجه برساند، باید آزادسازی كامل عرصه تجارت، اقتصاد و نهایتا آزادسازی قیمتها را در دستور كار قرار دهد.
طبیعی است كه آزادسازی قیمتها باید به گونهای باشد كه فشار مضاعفی به اقشار
كم برخوردار جامعه وارد نشود. آزادسازی اقتصادی باید به صورت اصولی رخ دهد تا فشار به محرومها مهار شود.
در اقتصاد ذینفعانه ایران، مثلا انحصارگران حوزه واردات یا انحصارگران حوزه ارز، تلاش میكنند قوانین و مصوبات را به گونهای جهت دهند كه نهایتا سودهای كلان آنها حفظ شود.
دردآور اینكه این اقشار ذینفع، رسانهها، نفوذ و ارتباطات قابل توجهی دارند و با این ابزارها (پول، سرمایه، رسانه و…) حتی دولتها را نیز تحت فشار قرار میدهند. لذا دولت چهاردهم اگر واقعا به دنبال اصلاحات است باید ابتدا تجارت خارجی را آزاد كند و سپس كلیت اقتصاد را. یكی دیگر از اصلاحات ضروری تك نرخی شدن ارز است.
باید رانت گسترده دلار در اقتصاد ایران از بین برود. وقتی اقتصاد در حوزههای مختلف آزاد شود، قیمتها خود به خود واقعی میشوند. این روند اقتصاد را پالایش میسازد و باز تنظیمی درستی صورت میگیرد. این واقعیسازی كمك میكند اقتصاد به سمت بهینه شدن حركت كند. پرسشی كه با این توضیحات ممكن است طرح شود، نحوه حمایت از اقشار محروم در روند اصلاحات است. اقشاری كه نباید زیر چرخ دندههای دایم اصلاحات اقتصادی آسیب ببینند.
از همین نویسنده بخوانید
وقتی حذف ۴ صفر كارساز نخواهد شد!
خاموشی چراغ كسب و كار اقشار محروم
مغالطه ناترازی در اقتصاد ايران
اصولا با آزادسازی اصولی در اقتصاد، منابعی آزاد و صرفهجویی میشوند. این منابع باید در قالبubi درآمد پایه همگانی بین اقشار محروم توزیع شوند. در این صورت اساسا دیگر به وزارت رفاه هم نیاز نیست، چون اقتصاد خود به خود رفاه تولید و به سمت رشد حركت میكند.
ایران تنها اقتصادی در جهان است كه وزارتخانهای به نام «رفاه» دارد، اما عملا رفاه در جامعه در كمترین حد خود قرار دارد.ubi یارانه و كمكی است كه مردم ایران از آن بهرهمند میشوند تا كمی از فقر فاصله بگیرند.
ممكن است برخی خانوادهها به این كمكهای یارانهای و رفاهی نیاز نداشته باشند، بنابراین این منابع به سایر نیازمندان تخصیص داده میشوند. درآمد پایه همگانی از این جهت دارای اهمیت است.
از سوی دیگر دولت با اصلاحات بودجهای میتواند جلوی حجم انبوهی از بودجههای غیرضروری را سد كرده و آن را برای اقشار محروم به كار بگیرد.بخش دیگری از این بودجههای هدررفته مرتبط با بودجه شركتهای دولتی است كه بدون بهرهوری و ایجاد ارزش افزوده بودجههای قابل توجهی را میبلعند.
البته طبیعی است كه این اصلاحات برای دولت با دشواریهایی همراه است و هزینههایی را در پی خواهد داشت. اما اگر نظام حكمرانی و دولت برای اجرای آن با هم توافق كنند، دستاوردهای فراوانی به دنبال خواهد داشت. در واقع اصلاحات اقتصادی و آزادسازی واقعی در اقتصاد رمز عملیات توسعه و رفاه در هر اقتصادی از جمله ایران است.
از طریق این اصلاحات است كه هم نظام یارانهای كشور به نفع محرومها و نیازمندان واقعی استقرار پیدا میكند و هم جلوی هدررفت جامعه گرفته میشود. بدون انجام این اصلاحات باید مدام منتظر گسترش فقر در جامعه و آسیب دهكهای محروم و متوسط باشیم.
مطالب مرتبط: