سالهاست که دولتهای مختلف روی کار آمده و رفتهاند اما کاری برای بهبود وضعیت انرژیهای تجدیدپذیر نکردهاند. مجموعه این دلایل و سایر دلایلی از این دست کار را به جایی رسانده که ایران با این حجم از ظرفیتها و منابع با مشکل کمبود برق مواجه باشد.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، پیمان مولوی در تعادل نوشته است:

مساله کمبود برق و فشار فزایندهای که این ناترازی بر اقشار محروم و فقیر وارد میسازد، موضوعی مرتبط با عملکرد امروز، این دولت و یک برهه خاص نیست. از قدیم گفتهاند، هر که باید بکارد، توفان درو میکند. هر ساختار تصمیمسازی که برای درازمدت و آینده در پیش، برنامهریزیهای علمی، اصولی و عقلانی نداشته باشد، محکوم است به کمبود و گرفتاری و فقر.
این ماجرای قطعی برق در ایران است. از میانههای دهه ۸۰ خورشیدی در شرایطی که جمعیت کشور به سمت یک جهش نسلی حرکت میکرد و دهه شصتیها در حال ورود به جامعه، تشکیل خانواده و استقلال بیشتر بودند، دقیقا زمانی است که برنامههای کشورمان برای توسعه زیرساختهای برق و سایر حوزههای عمرانی و توسعهای یا متوقف یا کند میشود.
نتیجه این کندی، امروز به شکل کمبود برق، ناترازی بنزین، کمبود آب و… نمایان شده است. مردم استان محروم خوزستان، سیستان و بلوچستان و… در این شرایط با کمبود برق مواجه هستند. طی سالهای اخیر هم همواره کمبود آب در استان خوزستان نمایان بوده است. ضمن اینکه معضل آلودگی هوا و ریزگردها هم طی دهههای اخیر گلوی مردم این استانها را فشرده است. اما این رفتار تبعیضآمیز تنها مختص این مناطق و استانها نیست، بسیاری از مناطق کشور با این نوع ناترازیها گرفتارند. مشکل تبعیض تنها به برق هم خلاصه نمیشود.
در حوزه نظامات بانکی در شرایطی که اقشار ضعیف برای دریافت یک وام حداقلی با هفتخوان عجیب و غریبی روبهرو هستند، دهکهای برخوردار به دلیل داشتن اسناد ملکی فراوان، روابط فرامتنی و نفوذ و قدرت به راحتی به تسهیلات بانکی دسترسی دارند. نمونه دیگر در نظامات مالیاتی کشور ظهور و بروز دارد. مالیات یک کارمند و کارگر و دستفروش به سرعت از حساب او برداشت میشود اما سوداگرانی که هر روز دلار و سکه و خودرو خرید و فروش میکنند، مالیات نمیپردازند.
عین این روند در حوزه نظامات یارانهای هم صدق میکند، دهکهای برخوردار که چند خودرو و خانه بزرگ و ویلا و… دارند از یارانه برق و انرژی بیشتری استفاده میکنند، اما شهروند فقیری که خودرو ندارد، بهرهای هم از یارانه انرژی ندارد. در مورد برق هم اخباری شنیده میشود که خاموشیها در مناطق جنوبی شهر، دامنه بیشتری دارد تا مناطق شمالی شهر.
اما باید ریشهها را دید و آنها را جستوجو کرد. معتقدم اگر طی ۲ دهه اخیر سرمایهگذاریهای مناسبی متناسب با افزایش جمعیت کشور و نیازهای اساسی صنایع در صنعت برق کشور و احداث نیروگاهها صورت گرفته بود امروز اساسا خاموشی وجود نداشت که بخواهند آن را تبعیضآمیز اعمال کنند. نباید فراموش کرد که ایران اولین کشور در زمینه بهرهمندی از ذخایر گاز در سطح جهان است.
وقتی تولید برق ارتباط مستقیمی با تولید گاز دارد و ایران با این حجم از ذخایر گازی از مشکل کمبود برق رنج میبرد یعنی یک جای کار میلنگد، اما این کمبود ریشههای عمیقتری هم دارد. از منظر ساختار تقنینی، زمینهها ورود بخش خصوصی به حوزههای سرمایهگذاری در صنعت برق فراهم نیست.
بروکراسی پیچیده باعث شده تا بخش خصوصی نتوانند به روند سرمایهگذاری در این بخش ورود کنند. موضوع مهم بعدی، قیمتگذاریهای دستوری و بخشنامههای خلقالساعه در این صنعت است. در شرایطی که قیمت برق در سطح منطقه و فضای بینالمللی مشخص است اما دولت اجازه نمیدهد قیمت برق در یک فرآیند منطقی مبتنی بر عرضه و تقاضا تعیین شود.
سالهاست که دولتهای مختلف روی کار آمده و رفتهاند اما کاری برای بهبود وضعیت انرژیهای تجدیدپذیر نکردهاند. مجموعه این دلایل و سایر دلایلی از این دست کار را به جایی رسانده که ایران با این حجم از ظرفیتها و منابع با مشکل کمبود برق مواجه باشد.
ای کاش مسوولان در این کشور بدانند که خاموشی برق و اینترنت و کمبود آب، برای اقشار محروم و کم برخوردار تا چه اندازه دردناک و خسارتآفرین است. زنان سرپرست خانواری که یک کسب و کار کوچک در خانهشان راهاندازی کردهاند و به برق و اینترنت نیاز دارند، یا صاحبان کسب و کاری که نان از این راه میخورند یا کودکانی که از دل آتش گرم خوزستان راهی خانه میشوند و خاموشیها یک لحظه خنکا را از آنها میگیرد. ای کاش مسوولان خودشان را جای این مردم درد کشیده بگذارند.
مطالب مرتبط: