از دید اقتصاد محیطزیست، وضعیت آلودگی هوا در کلانشهرها زمانی اصلاح میشود كه ابزارهایی مانند مالیات سبز بر سوختهای آلاینده، استانداردها و جریمههای كارآمد، نظام سقف و تجارت انتشار، اصلاح یارانههای انرژی و سرمایهگذاری وسیع در حملونقل عمومی و انرژیهای پاك بهكار گرفته شوند تا تولیدكنندگان و مصرفكنندگان هزینه واقعی آلایندگی را بپردازند.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز، علی حیات نیا در تعادل نوشته است:
آلودگی هوا در كشورمان تنها یك مساله زیستمحیطی نیست، بلكه یك چالش عمیق اقتصادی است كه به عنوان اثرات جانبی منفی یا Externality سالانه دهها هزار مرگ زودرس و سالانه چند درصد تولید ناخالص داخلی را میبلعد و هزینههای فراوانی را بر جامعه تحمیل میكند.
یارانههای سنگین انرژی، كیفیت پایین سوخت، ناوگان فرسوده حملونقل و استقرار صنایع آلاینده در مجاورت شهرهای بزرگ باعث شده هزینه واقعی آلودگی در قیمت كالا و خدمات منعكس نشود و نتیجه آن افزایش بیماریهای تنفسی و قلبی، فشار بر نظام سلامت، كاهش بهرهوری نیروی كار، آسیب به زیرساختها و تعطیلیهای پیدرپی باشد كه همگی خسارتهای كمّی و كیفی گستردهای بر اقتصاد وارد میكنند.
برآوردهای مختلف نشان میدهد آلودگی هوا سالانه حدود ۴۰ تا ۵۵ هزار نفر را در كشور به كام مرگ میكشاند و برخی دادهها از مرگومیر بیش از ۵۴ هزار نفر در یكسال و نرخ حدود ۸۶ مرگ به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر حكایت دارد؛ تنها در تهران سالانه حدود ۷ هزار مرگ زودرس به آلودگی هوا نسبت داده میشود.
از منظر اقتصادی، بر اساس برآوردهای بانك جهانی، هزینه آلودگی هوا برای ایران حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی یعنی معادل حدود ۲۳ میلیارد دلار در سال گزارش شده است.
فقط برای شهر تهران، هزینه سلامت و مرگومیر ناشی از آلودگی هوا سالانه حدود ۲,۶ تا ۳ میلیارد دلار برآورد میشود كه نشان میدهد فقط آلودگی تهران بهتنهایی چه بار عظیمی بر اقتصاد ملی تحمیل میكند. مطالعات كیفیت هوا در تهران طی سالهای اخیر نشان میدهد كه در حدود ۱۷ تا ۳۳ درصد روزهای سال شاخص كیفیت هوا در وضعیت ناسالم قرار دارد و حدود ۸۰ تا ۸۴ درصد آلودگی از منابع متحرك یعنی خودروها و موتورسیكلتها ناشی میشود.
صنایع آلاینده در كنار شهرها، ناوگان فرسوده، موتورسیكلتها و سوخت بیكیفیت كه نتیجه سالها سیاست یارانه سنگین انرژی و استانداردهای ضعیف زیستمحیطی است و این آلودگی باعث افزایش چشمگیر بیماریهای قلبی و عروقی، تنفسی و سكته، افزایش مراجعه به بیمارستانها، كاهش بهرهوری نیروی كار، تعطیلی مكرر مدارس و ادارات و در نتیجه اتلاف گسترده سرمایه انسانی میشود تا حدی كه در برخی برآوردها تنها هزینه بیماریهای منتسب به آلودگی هوا حدود ۱.۶ درصد GDP اعلام شده است و تعطیلی گسترده ادارات، دانشگاهها و مدارس در روزهای اوج آلودگی نشان میدهد كه اقتصاد كشور نه فقط از كانال سلامت، بلكه از كانال توقف فعالیتهای روزمره نیز متضرر میشود.
از دید اقتصاد محیطزیست، این وضعیت زمانی اصلاح میشود كه ابزارهایی مانند مالیات سبز بر سوختهای آلاینده، استانداردها و جریمههای كارآمد، نظام سقف و تجارت انتشار، اصلاح یارانههای انرژی و سرمایهگذاری وسیع در حملونقل عمومی و انرژیهای پاك بهكار گرفته شوند تا تولیدكنندگان و مصرفكنندگان هزینه واقعی آلایندگی را بپردازند.
با این حال اجرای چنین سیاستهایی در ایران به دلیل ملاحظات سیاسی، حساسیت اجتماعی نسبت به قیمت سوخت، ضعف نظارت و نبود هماهنگی میان نهادهای مختلف با چالش روبهرو است. برای رهایی اقتصاد ایران زمانی از چرخه زیانبار آلودگی هوا نیاز است سیاستگذاری بر پایه تفكر اقتصادی، شفافیت و منافع بلندمدت عمومی شكل گیرد و درآمدهای حاصل از اصلاحات انرژی و مالیاتهای سبز صرف بهبود كیفیت زندگی، توسعه حملونقل عمومی و كاهش نابرابری شود، در غیر این صورت بخش بزرگی از توان تولیدی، سلامت و سرمایه انسانی كشور همچنان در غبار آلودگی هدر خواهد رفت.
به نظر میرسد نگاه به تجربه دیگر كشورها میتواند چراغ راه باشد. لندن در دهههای گذشته یكی از آلودهترین شهرهای اروپا بود، اما با اجرای «مالیات ازدحام» و اخذ هزینه از خودروهای آلاینده، به همراه توسعه گسترده حملونقل عمومی، موفق شد انتشار آلایندهها را بهطور چشمگیر كاهش دهد.
پكن كه روزی نماد آلودگی شدید بود، با اعمال استانداردهای سخت برای خودروها، انتقال صنایع سنگین به خارج از شهر و سرمایهگذاری عظیم در انرژیهای پاك، اكنون بسیاری از روزهای سال كیفیت هوای قابل قبولتری دارد. دهلی نیز با راهاندازی طرح زوج و فرد واقعی، تغییر سوخت اتوبوسها به CNG و تعطیلی برخی واحدهای صنعتی آلاینده توانست شدت بحران را كاهش دهد. استانبول نیز با یك راهحل موفق گسترش وسیع مترو، اتوبوسهای تندرو و حذف تدریجی سوختهای پرگوگرد كیفیت هوا را بهطور محسوس بهبود بخشید.
البته نكته مهمی كه از این بررسی میتوانیم استنباط كنیم، این است كه در هیچ كدام از این تجربهها بدون سیاستگذاری شجاعانه، مشاركت مردم و هزینهكرد هدفمند درآمدهای محیطزیستی موفق نبودهاند، چراكه كشورهایی كه موفق شدند آلودگی را كنترل كنند، دقیقا همانجاهایی هستند كه هزینه واقعی آلودگی را از آلایندهها گرفته و آن را صرف حملونقل پاك و اصلاح زیرساختها كردهاند.
مطالب مرتبط: