با اعمال تک نرخ شدن ارز در سیستم رسمی، نقش دولت بسیار تعیینکننده است، لازم است بستههای حمایتی مشخصی طراحی شود؛ از جمله پرداخت وامهای کمبهره و ارایه تسهیلات ویژه برای واحدهای کوچک و متوسط تا بتوانند از این وضعیت عبور کنند.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، مجتبی دستمالچیان در یادداشتی در روزنامه تعادل نوشته است:
در پی تغییر سیاستهای ارزی و پذیرش این واقعیت که باید به سمت تکنرخی شدن ارز برویم، شاهد بروز چالشهایی برای بنگاههای تولیدی به دلیل افزایش نرخ ارز و کاهش سطح نقدینگی بودیم. اگر دولت حمایت لازم را از بنگاهها نداشته باشد، شاهد تعطیلی آنها خواهیم بود.
با تکنرخی شدن ارز در سیستم رسمی، قیمت مواد اولیه به شدت افزایش یافته و در بسیاری از موارد حداقل دوبرابر شده، این در حالی است که بنگاههای اقتصادی پیش از این نیز با مشکل تامین مواد اولیه و کمبود سرمایه در گردش مواجه بودند.
کسری سرمایه در گردش که پیشتر وجود داشت، امروز دستکم دوبرابر و حتی بیشتر شده است، واحدهای تولیدی برای تامین مواد اولیه با فشار مضاعفی روبهرو هستند و این مساله استمرار فعالیت آنها را تهدید میکند. در کنار افزایش هزینههای تولید، کاهش قدرت خرید مردم نیز موجب شده بازار با رکود شدید مواجه شود.
بخش قابل توجهی از ماشینآلات واحدهای تولیدی فرسوده شدهاند و نیاز به نوسازی دارند، اما برای واردات یا بهروزرسانی این تجهیزات نیز ارزی تخصیص داده نمیشود، در نتیجه تولیدکننده همزمان با افزایش هزینه مواد اولیه، با افت بهرهوری ناشی از فرسودگی ماشینآلات نیز دستوپنجه نرم میکند.
امروز در عمل با پدیده رکود تورمی روبهرو هستیم؛ یعنی از یکسو هزینهها افزایش یافته و از سوی دیگر تقاضای موثر در بازار کاهش پیدا کرده است. برای اینکه یک واحد تولیدی بتواند در این شرایط پایدار بماند و از این دوره عبور کند، نیازمند حمایت جدی در حوزه تامین موجودی و مواد اولیه است، تولیدکننده باید بتواند مواد اولیه را تهیه کند و در عین حال، به دلیل شرایط بازار، ناچار است کالاهای خود را بهصورت اقساطی و با فاصله زمانی بیشتر به فروش برساند.
در چنین شرایطی نقش دولت بسیار تعیینکننده است، لازم است بستههای حمایتی مشخصی طراحی شود؛ از جمله پرداخت وامهای کمبهره و ارایه تسهیلات ویژه برای واحدهای کوچک و متوسط تا بتوانند از این وضعیت عبور کنند. اگر حمایت کافی و دقیق از بنگاههای کوچک و متوسط صورت نگیرد بسیاری از این واحدها در تامین مواد اولیه با مشکل جدی مواجه شده و ناچار به توقف فعالیت یا تعطیلی خواهند شد که تبعات آن برای اشتغال و اقتصاد استانها قابل توجه خواهد بود.
بهرغم اینکه اعلام میشود ارز برای بخش تولید تخصیص داده میشود، صفهای تخصیص همچنان طولانی است و فرآیند دریافت ارز با تاخیرهای قابل توجهی همراه است. این معطلیها برنامهریزی تولید را مختل میکند. بخش قابل توجهی از ماشینآلات واحدهای تولیدی فرسوده شدهاند و نیاز به نوسازی دارند، اما برای واردات یا بهروزرسانی این تجهیزات نیز ارزی تخصیص داده نمیشود، در نتیجه تولیدکننده همزمان با افزایش هزینه مواد اولیه، با افت بهرهوری ناشی از فرسودگی ماشینآلات نیز دستوپنجه نرم میکند.
مطالب مرتبط:
تجربه گذار از ارز چندنرخی؛ هزینههای دستیابی به تعادل جدید چیست؟