هوش مصنوعی و پایان عصر معجزه صنعتی

رونق هوش‌مصنوعی در آمریکا اقتصادهای ثروتمند شمال‌شرق آسیا را وارد مرحله‌ای از رشد شتابان کرده است. تولید اقتصادی تایوان با نرخ خیره‌کننده سالانه ۱۴‌درصد در حال افزایش است؛ رشدی که عمدتا به دلیل جهش فروش تراشه‌ها و سرورهای مورد استفاده در مراکز داده رقم خورده است.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از جهان صنعت، در کره‌جنوبی نیز سود عملیاتی تولیدکنندگان تراشه‌های حافظه طی یک‌سال گذشته بیش از ۵۰۰‌درصد افزایش یافته است. حتی ژاپن که سال‌هاست جایگاه خود را به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده تراشه جهان از دست داده، از این موج بهره‌مند شده است. در واقع در سا ۲۰۲۵، هر سه کشور رکورد جدیدی در صادرات و مازاد حساب جاری به ثبت رساندند.

این رونق صادراتی اما واقعیتی مهم را در بخش‌های دیگر اقتصاد این کشورها پنهان کرده است. همانطورکه گزارش‌ها نشان می‌دهد، خارج از پیشرفته‌ترین صنایع فناوری، شمال‌شرق آسیا با روند فزاینده صنعتی‌زدایی روبه‌رو است. رقابت شدید چین، همراه با تمرکز روزافزون این کشورها بر صنعت تراشه، مدل اقتصادی سنتی مبتنی‌بر طیف گسترده‌ای از صادرات صنعتی را دچار اختلال کرده است؛ مدلی که در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پایه‌های رفاه این منطقه را شکل داده بود. بنابراین حتی در اوج رونق فعلی نیز شمال‌شرق آسیا بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات ساختاری نیاز دارد.

طبق گزارشی که در این خصوص مجله اکونومیست منتشر کرده در چند سال اخیر روابط چین با همسایگان ثروتمندش دگرگون شده است. زمانی چین قطعات پیشرفته و با ارزش ‌افزوده بالا را از اقتصادهای شمال‌شرق آسیا وارد می‌کرد و خود بر مونتاژ نهایی محصولات کم‌ارزش تمرکز داشت اما اکنون در سراسر زنجیره تامین با آنها رقابت می‌کند.

در همین رابطه مازاد تجاری بلندمدت تایوان با چین امسال به کسری تبدیل شد؛ اتفاقی که سال‌ها قبل برای کره‌جنوبی نیز رخ داده بود البته در ماه‌های اخیر صادرات تراشه کره بار دیگر این کشور را به مازاد تجاری رسانده است. در ژاپن نیز کسری تجاری با چین به عمیق‌ترین سطح تاریخ خود رسیده و اوایل امسال رکورد تازه‌ای ثبت کرده است

بنابراین صنایع مختلف، از خودروسازی تا صنایع شیمیایی، تحت فشار شدید قرار دارند. همانند کشورهای غربی، این تصور که تولیدکنندگان داخلی باید با کالاهای تولیدشده توسط شرکت‌های چینی برخوردار از حمایت‌های دولتی رقابت کنند به تقویت گرایش‌های حمایت‌گرایانه منجر شده است. تمرکز فزاینده بر صنعت تراشه، روندی قابل درک و متناسب با بلوغ این اقتصادهاست اما همین تمرکز نیز آسیب‌پذیری‌های جدیدی ایجاد می‌کند.

چرخه صنعت سخت‌افزار فناوری به‌شدت نوسان‌پذیر است و تغییرات آن بیش از گذشته بر اقتصادهای منطقه اثر می‌گذارد. علاوه بر این زنجیره تامین فناوری به‌شدت به آمریکا و چین وابسته است؛ هم برای تامین نهاده‌های حیاتی و هم برای تقاضای نهایی بازار.

براساس شاخص تمرکز سبد صادراتی، میزان تمرکز صادرات در شمال‌شرق آسیا ۷۳‌درصد بالاتر از میانگین کشورهای ثروتمند جهان است و این تمرکز از سال۲۰۱۹ تاکنون افزایش یافته است. این وضعیت منطقه را به‌طور خطرناکی در برابر سیاست‌های حمایت‌گرایانه هریک از دو ابرقدرت آسیب‌پذیر می‌کند.

در چنین شرایطی است که برخی اقتصاددانان معتقدند تخصص‌گرایی ذاتا مشکلی ندارد همان‌گونه که اقتصاددان مشهور، دیوید ریکاردو بر مزایای آن تاکید می‌کرد اما اقتصادهای پیشرفته شرق آسیا در صورتی وضعیت بهتری خواهند داشت که در کنار غول‌های صادراتی صنعت تراشه از اقتصادهای داخلی پویا نیز برخوردار باشند.

درواقع مشکل اصلی آن است که تقاضای داخلی در این کشورها بسیار ضعیف است؛ ضعفی که تا حدی میراث ساختارهای اقتصادی قدیمی محسوب می‌شود، ساختارهایی که برای دهه‌ها مصرف داخلی را فدای توسعه صادرات کرده‌اند.

بنابراین ناظران معتقدند اکنون زمان کنار گذاشتن این نظام‌های قدیمی فرارسیده است. بازارهای کار دوگانه، امنیت شغلی را برای کارکنان شرکت‌های بزرگ صادرکننده تضمین می‌کنند اما همزمان باعث کاهش دستمزدها و افزایش نااطمینانی شغلی برای سایر کارکنان می‌شوند. آزادسازی بازار کار می‌تواند تطابق میان نیروی کار و بنگاه‌ها را بهبود بخشد و دستمزدهای واقعی را افزایش دهد.

نظام‌های بازنشستگی نیز عمدتا به نفع کارکنان شرکت‌های بزرگ صادراتی طراحی شده‌اند در‌حالی‌که سایر گروه‌ها از حمایت‌های محدودی برخوردارند. نتیجه آن است که این منطقه یکی از بالاترین نرخ‌های فقر نسبی سالمندان را در میان کشورهای ثروتمند جهان دارد آن‌هم در حالی که افزایش حداقل درآمدها می‌تواند به رشد مصرف و تقاضای کل کمک کند.

به‌عنوان مثال تایوان سال‌هاست ارزش پول ملی خود را در سطحی پایین نگه داشته و کره‌جنوبی و ژاپن نیز از طریق مداخله دولت در تخصیص اعتبارات عمل می‌کنند. کاهش این نوع مهندسی مالی، منابع را به‌سمت شرکت‌هایی هدایت خواهد کرد که توانایی استفاده کارآمدتر از آنها را دارند.

در همین رابطه تحلیلگران معتقدند، شمال‌شرق آسیا باید اجازه دهد برخی تولیدکنندگان ناکارآمد به‌طور طبیعی از بازار خارج شوند. حمایت‌های گسترده از شرکت‌های عظیمی مانند TSMC و سامسونگ دیگر ضرورتی ندارد زیرا این شرکت‌ها بدون یارانه‌های کلان نیز توان رقابت جهانی دارند.

همچنین هرچند کشورهای شرق آسیا نمی‌توانند از وابستگی به بازارهای آمریکا و چین به‌عنوان دو اقتصاد بزرگ جهان اجتناب کنند اما می‌توانند سایر موانع تجاری را کاهش دهند. بخشی از این موانع ریشه داخلی دارد. اختلافات تاریخی ناشی از دوران استعمار باعث شده کره‌جنوبی و ژاپن همچنان فاقد توافق تجارت آزاد دوجانبه باشند.

همچنین کره‌جنوبی لازم است به پیمان تجاری فراگیر و پیشرفته مشارکت ترانس‌پاسیفیک (CPTPP)که تحت رهبری ژاپن شکل گرفته است، بپیوندد. در این میان خطر اصلی آن است که دولت‌های منطقه در واکنش به شوک ناشی از رقابت چین، بیش از پیش به سیاست‌های صنعتی تهاجمی روی آورند. کره‌جنوبی وعده اختصاص ۵۳۰‌میلیارد دلار یارانه برای صنعت تراشه را داده و در ژاپن نیز نخست‌وزیر این کشور سرمایه‌گذاری دولتی در ۶۱کالای راهبردی را هدایت می‌کند.

استفاده از قدرت دولت برای توسعه صادرات زمانی موفق بود که این کشورها فقیر بودند و تلاش می‌کردند به غرب برسند اما این رویکرد در اقتصادهای ثروتمند امروزی کارایی سابق را ندارد زیرا تداوم وابستگی افراطی به صادرات، شمال‌شرق آسیا را فقیرتر و آسیب‌پذیرتر خواهد کرد. در نتیجه بهترین گزینه برای آینده اقتصادی منطقه، پویاتر شدن اقتصادهای داخلی و متنوع‌تر کردن پیوندهای خارجی است.

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *