ایران ششمین سال متوالی خشکسالی شدید خود را سپری میکند. اثرات این کمبارشی مداوم به قدری عمیق است که بارشهای یک یا چند فصل نمیتواند «حافظه عطش» خاک و کسری عظیم مخازن زیرزمینی را جبران کند. افزایش نسبی و موقت آب در دریاچه ارومیه یا برخی سدهای کشور در بهار ۱۴۰۵، عمدتا ناشی از ذوب برفهای زمستانی، بارندگیهای بهاره و رهاسازیهای موضعی است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، مهدی زارع در تعادل نوشته است:
با وجود بارشهای فصلی و فرا نرمالی که در برخی مناطق رخ داده و حجم آب بعضی حوضههای آبریز مانند دریاچه ارومیه را به طور موقت افزایش داده است که به هیچوجه به معنای ورود کشور به دوره ترسالی نیست. واقعیت علمی و هیدرولیکی نشان میدهد که ایران همچنان در چرخهای سخت از خشکسالی ساختاری قرار دارد و این پدیده به شدت امنیت آبی کشور را تهدید میکند.
بارشهای رگباری و فصلی ممکن است در کوتاهمدت باعث روانآب، سیلابهای ناگهانی و افزایش موقت تراز آب دریاچهها یا ورودی سدها شوند، اما این پدیده نباید با ترسالی هیدرولیکی اشتباه گرفته شود. زمانی میتوان از عبور از خشکسالی صحبت کرد که مخازن زیرزمینی (آبخوانها) جبران شده و میانگین بارشهای چند ساله به حد پایدار برسد.
در حال حاضر، ایران ششمین سال متوالی خشکسالی شدید خود را سپری میکند. اثرات این کمبارشی مداوم به قدری عمیق است که بارشهای یک یا چند فصل نمیتواند «حافظه عطش» خاک و کسری عظیم مخازن زیرزمینی را جبران کند. افزایش نسبی و موقت آب در دریاچه ارومیه یا برخی سدهای کشور در بهار ۱۴۰۵، عمدتا ناشی از ذوب برفهای زمستانی، بارندگیهای بهاره و رهاسازیهای موضعی است.
برای احیای واقعی دریاچه ارومیه، به حجم آب پایدار و بسیار بالاتری نیاز است. نوسانات فصلی کنونی تنها یک مسکن موقت هستند و با آغاز فصل گرما، تبخیر شدید تابستانه بخش زیادی از این آب را از بین خواهد برد. ورودی بسیاری از سدهای راهبردی کشور، به ویژه در مناطق مرکزی و فلات ایران، همچنان در سطوح نگرانکنندهای قرار دارد و ذخایر سطحی در حداقلهای بحرانی هستند.
فرونشست زمین و تخریب آبخوانها حتی اگر بارشها در سطح زمین افزایش یابد، ادامه دارد، چراکه سیستم هیدرولیکی ایران از درون آسیب دیده است. برداشت بیرویه و بیش از حد از آبهای زیرزمینی در چند دهه گذشته (به ویژه در مناطقی مانند دشت تهران، اصفهان و دیگر دشتهای مرکزی) باعث فشرده شدن لایههای خاک و پدیده فرونشست زمین شده است. وقتی دشتها دچار فرونشست میشوند، آبخوانها (سفرههای زیرزمینی) ظرفیت ذخیرهسازی آب را برای همیشه از دست میدهند.
در این حالت، حتی اگر بارشهای سنگینی هم رخ دهد، آب به درون زمین نفوذ نمیکند و به جای تغذیه سفرهها، تبدیل به سیلابهای مخرب و تبخیر سریع سطحی میشود. تغییرات اقلیمی و پدیدههای کلان مانند سوپر النینیو سبب شده که رژیم بارشها در خاورمیانه و ایران از بارشهای آرام و برفهای مداوم کوهستانی، به سمت بارشهای ناگهانی، رگباری و سیلآسا تغییر کند.
این نوع بارشها بیش از آنکه فرصتی برای ذخیرهسازی باشند، به دلیل ایجاد سیلاب و شستوشوی خاک، مدیریت منابع آب را پیچیدهتر میکنند. همچنین بحرانهای هیدرولیکی با چرخههای خشکسالی طولانیمدت تشدید میشوند که ارتباط مستقیمی با امنیت غذایی و زیستی کشور دارند. بنابراین ایران هنوز تحت تهدید شدید خشکسالی است و بارشهای اخیر خرداد ۱۴۰۵ نباید دلیلی بر سهلانگاری در مدیریت منابع آب یا تصور پایان بحران تلقی شوند.
کشور همچنان با بحران جدی در ورودی سدها، کسری شدید آبخوانهای زیرزمینی و تنش آبی در بخشهای کشاورزی و شرب مواجه است. عبور از این شرایط نیازمند بازنگری اساسی در سیاستهای کلان آب، توقف بارگذاریهای بیش از حد بر حوضههای آبریز و سازگاری جدی با تغییر اقلیم است.
تفاوت فاحش میزان بارش بین مناطق مختلف ایران، به ویژه تفاوت بخشهای مختلف رشتهکوه البرز و فلات مرکزی، حاصل تقابل پیچیده تودههای هوای مرطوب، جهتگیری رشتهکوهها (توپوگرافی) و پدیدههای اقلیمی کلان است.
غرب البرز مانند گیلان و غرب مازندران بسیار پربارش است، اما بخشهای شرقی آن، دامنههای جنوبی و ایران مرکزی همچنان با خشکی و بحران بیآبی دستوپنجه نرم میکنند، در غرب البرز تالش و انزلی تا رامسر زاویه برخورد تودههای هوای سرد و مرطوب که از سمت سیبری و دریای سیاه به سمت ایران حرکت میکنند، هنگام عبور از روی دریای کاسپین، رطوبت عظیمی را جذب میکنند.
جریان این بادها به گونهای است که به طور مستقیم و عمود با دیوارههای بلند غرب البرز و رشتهکوه تالش برخورد میکند. در غرب البرز، کوهها به شکل یک دیواره مقعر کاسهای عمل میکنند که تودههای مرطوب را به دام میاندازد. هوا مجبور به صعود ناگهانی میشود.
بر اثر صعود سرد شده و به صورت بارانهای سیلآسا و مداوم تخلیه میشود. عمق و دمای آب کاسپین به نحوی که بخش غربی و جنوبی دریای خزر ژرفای بیشتری دارد و تبخیر در این مناطق در فصول پاییز و زمستان سوختِ اصلی بارندگیهای سنگین را تامین میکند. هر چه از سمت غرب البرز به سمت شرق گلستان و خراسانشمالی حرکت کنیم، از میزان بارندگیها به شکل ملموسی کاسته میشود.
در شرق کاسپین، زاویه وزش بادهای مرطوب دیگر عمود بر کوهها نیست، بلکه تقریبا موازی با ساحل و رشتهکوه حرکت میکند. در نتیجه، کوهها نمیتوانند مانع موثری برای صعود و سازوکار بارش ایجاد کنند. دیوارههای کوهستانی در شرق البرز نسبت به غرب ارتفاع کمتری دارند و خطالراس آنها پیوستگی غرب را ندارد که این امر اجازه میدهد بخشی از رطوبت ناچیز باقیمانده بدون بارش، عبور کند. پدیده «سایه باران» عامل اصلی خشکی دامنههای جنوبی و ایران مرکزی و اصلیترین دلیلی است که باعث میشود مناطقی مثل تهران، قزوین، سمنان و تمام فلات مرکزی ایران خشک بمانند.