اگر قرار است اقتصاد ایران در برابر فشارهای طولانیمدت مقاوم بماند، باید از هماکنون برای سناریوهای مختلف در حوزه تولید، تجارت، منابع ارزی و تامین مواد اولیه برنامه داشت.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، حسین محمودیاصل در تعادل نوشته است:
اقتصاد ایران در ماههای گذشته تحت فشار همزمان تحریمها، محدودیتهای تجاری و تبعات جنگ قرار داشته، اما با وجود این فشارها، تاکنون کمبود گسترده کالاهای اساسی یا قحطی شکل نگرفته است. توجه به ذخایر کالاهای اساسی و تامین نیازهای داخلی باعث شده اقتصاد بتواند این مرحله از فشار را پشت سر بگذارد؛ با این حال، ادامه شرایط فعلی میتواند جنس چالشها را تغییر دهد و فشار اصلی را از حوزه تامین کالا به بخش تولید منتقل کند.
واقعیت این است که بخش مهمی از فشار اقتصادی در این دوره بر دوش مردم قرار گرفته است. افزایش قیمت کالاها و رشد شدید قیمت برخی کالاهای اساسی، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و هزینه زندگی را بالا برده است. با این حال، تحمل و همراهی مردم نیز یکی از عواملی بوده که به اقتصاد ایران برای عبور از این دوره کمک کرده است. نمیتوان این همراهی را نادیده گرفت، اما در عین حال نمیتوان آن را جایگزین اصلاحات اقتصادی و سیاستگذاری مناسب دانست.
از سوی دیگر، محدودیت منابع مالی یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد ایران در شرایط فعلی است. فاصله میان منابع و مصارف ارزی باعث شده بخشی از نیازهای مالی از مسیر افزایش نقدینگی و چاپ پول تامین شود؛ فرآیندی که در نهایت هزینه آن از طریق تورم و کاهش قدرت خرید به جامعه منتقل میشود. در چنین شرایطی، هر چه فشارها طولانیتر شوند، توان اقتصاد برای تحمل یک دوره فرسایشی نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مساله فقط به محدودیت منابع بازنمیگردد. اقتصاد ایران طی سالهای گذشته به اندازه کافی در برابر شوکهای خارجی تقویت نشده و مشکلاتی مانند رانت و فساد نیز بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور را تضعیف کردهاند. اگر منابع اقتصادی با کارایی بیشتری تخصیص پیدا میکرد و برخورد جدیتری با رانت و فساد صورت میگرفت، میتوانست بخشی از آسیبپذیری اقتصاد در برابر تحریمها و فشارهای خارجی را کاهش دهد.
از طرف دیگر نباید فراموش کرد که تولید حتی پیش از جنگ نیز با مشکلات متعددی مواجه بود. حاشیه سود محدود، تورم، دشواری تامین مالی و نااطمینانیهای اقتصادی باعث شده بود فعالیت تولیدی برای بسیاری از بنگاهها جذابیت کافی نداشته باشد. در چنین شرایطی، ادامه فشارهای اقتصادی میتواند توان بنگاهها برای حفظ سطح تولید را کاهش دهد و در نهایت به کاهش عرضه، تعدیل نیروی کار و افزایش فشار بر اقتصاد منجر شود.
وابستگی بخشی از تولید به واردات مواد اولیه و وابستگی بخشی از تولیدکنندگان به بازارهای صادراتی نیز این مساله را پیچیدهتر میکند. هرگونه اختلال در مسیر واردات مواد اولیه یا صادرات محصولات میتواند مستقیما بر فعالیت بنگاهها اثر بگذارد. به همین دلیل، اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، سیاستگذار باید علاوه بر تامین کالاهای اساسی، حفظ ظرفیت تولید و جلوگیری از خروج بنگاهها از چرخه فعالیت را نیز در اولویت قرار دهد.
یکی دیگر از نشانههای فشار بر تولید، حرکت بخشی از سرمایه در گردش بنگاهها به سمت بازارهایی مانند طلا و ارز است.
تولیدکنندهای که برای حفظ ارزش سرمایه خود ناچار میشود بخشی از منابعش را از فعالیت تولیدی خارج کند، در واقع سرمایهای را که میتوانست صرف خرید مواد اولیه، توسعه فعالیت یا حفظ اشتغال شود، به سمت داراییهای غیرمولد منتقل میکند.
تداوم این روند میتواند توان تولید و در نتیجه تابآوری اقتصاد را کاهش دهد. در چنین شرایطی، تصمیمات اقتصادی باید بیش از گذشته سناریومحور و منطقی باشد. نمیتوان اقتصاد را صرفا با رویکردهای کوتاهمدت یا واکنشهای مقطعی اداره کرد.
اگر قرار است اقتصاد ایران در برابر فشارهای طولانیمدت مقاوم بماند، باید از هماکنون برای سناریوهای مختلف در حوزه تولید، تجارت، منابع ارزی و تامین مواد اولیه برنامه داشت. تابآوری اقتصادی در نهایت فقط به معنای جلوگیری از کمبود کالا نیست.
حفظ ظرفیت تولید، حمایت هدفمند از بنگاهها و جلوگیری از خروج سرمایه از بخش مولد نیز بخشی از همین تابآوری است. اقتصاد ایران تاکنون توانسته در شرایط دشوار، نیازهای اساسی را تامین کند، اما برای ادامه این مسیر باید توجه بیشتری به تولید شود، زیرا اگر ظرفیت تولید تضعیف شود، فشار اقتصادی در مرحله بعد میتواند خود را در قالب کاهش عرضه، افزایش هزینهها و از دست رفتن اشتغال نشان دهد.