از میراث سازمانی تا بهره‌وری؛ چرا موزه‌های تخصصی می‌توانند بخشی از نظام مدیریت دانش دستگاه‌ها باشند؟

ایجاد موزه‌های تخصصی در دستگاه‌هایی که سابقه طولانی و دانش فنی انباشته دارند، صرفاً یک اقدام فرهنگی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از زنجیره مدیریت دانش و در نتیجه، یکی از مصادیق بهره‌وری سازمانی باشد.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، احمدرضا ملکی، دانشجوی دکتری مدیریت و کارشناس بهره‌وری سازمان مدیریت وبرنامه‌ریزی خوزستان در یادداشتی به تشریح یک تجربه بهره‌وری در زمینه موزه های تخصصی و مدیریت دانش دستگاه ها پرداخته و نوشته است:

در بسیاری از سازمان‌ها، هنگامی که سخن از مدیریت دانش به میان می‌آید، ذهن‌ها به سامانه‌های اطلاعاتی، بانک‌های دانش، مستندسازی فرایندها و تجربیات کارکنان معطوف می‌شود؛ اما بخش مهمی از دانش سازمانی، در جایی بسیار ملموس‌تر و در عین حال کمتر دیده‌شده قرار دارد: اسناد، ابزارها، تجهیزات، تصاویر، نقشه‌ها و خاطراتی که تاریخ شکل‌گیری و تحول یک سازمان را روایت می‌کنند.

اگر این سرمایه‌ها صرفاً نگهداری شوند، بخشی از میراث سازمانی خواهند بود؛ اما اگر شناسایی، مستندسازی، طبقه‌بندی، دیجیتال‌سازی و در اختیار نسل‌های بعدی قرار گیرند، به یک منبع فعال دانش تبدیل می‌شوند. از این منظر، ایجاد موزه‌های تخصصی در دستگاه‌هایی که سابقه طولانی و دانش فنی انباشته دارند، صرفاً یک اقدام فرهنگی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از زنجیره مدیریت دانش و در نتیجه، یکی از مصادیق بهره‌وری سازمانی باشد.

موزه تخصصی می‌تواند به سازمان کمک کند تا دانش و تجربه‌ای را که طی ده‌ها سال و حتی بیش از یک قرن شکل گرفته، از خطر فراموشی، نابودی یا پراکندگی نجات دهد و آن را به منبعی برای آموزش، پژوهش، انتقال تجربه، هویت سازمانی، گردشگری و حتی حل مسائل امروز تبدیل کند. در واقع، یکی از مصادیق بهره‌وری، استفاده بهتر از ظرفیت‌ها و دارایی‌های موجود است؛ نه صرفاً تولید بیشتر با منابع بیشتر. اسناد و تجهیزات تاریخی نیز اگر بتوانند از یک «دارایی بلااستفاده» به یک «منبع دانش و ارزش» تبدیل شوند، می‌توان این تغییر را از منظر بهره‌وری مورد توجه قرار داد.

یک موزه تخصصی زمانی می‌تواند در خدمت مدیریت دانش قرار گیرد که چرخه‌ای فراتر از جمع‌آوری و نمایش اشیا برای آن تعریف شود. این چرخه شامل: شناسایی و جمع‌آوری، حفظ و مرمت، مستندسازی و دیجیتال‌سازی، طبقه‌بندی و دسترس‌پذیر کردن اطلاعات و در نهایت بهره‌گیری از آنها در آموزش، پژوهش و خلق ارزش؛ می باشد.

در این رویکرد، هر یک از اشیای تاریخی می‌تواند بخشی از حافظه فنی و مدیریتی سازمان را در خود حفظ کرده باشد؛ نقشه‌های قدیمی تصویری از فناوری و مسیرهای عملیاتی گذشته ارائه می‌کنند، تجهیزات از رده خارج‌شده روند تحول فناوری را به نمایش می‌گذارند و دفترهای ثبت و مکاتبات، اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه اداره، عملیات و تصمیم‌گیری سازمان در دوره‌های مختلف در اختیار می‌گذارند. بنابراین، موزه می‌تواند حافظه سازمان را از یک حافظه فیزیکی به یک حافظه قابل استفاده تبدیل کند.

موزه اداره کل راه‌آهن زاگرس در شهرستان اندیمشک استان خوزستان، نمونه جالبی از این رویکرد است. فرایند ایجاد این موزه از اسفندماه ۱۳۹۶ آغاز شد و پس از جمع‌آوری و انتقال عکس‌ها، اسناد، ادوات و تجهیزات قدیمی راه‌آهن، در ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ به‌صورت رسمی افتتاح شد.

موزه در ساختمانی حدود ۸۰ ساله و در فضایی حدود ۴۰۰ مترمربع شکل گرفته است. اما آنچه این تجربه را از یک موزه صرفاً نمایشی متمایز می‌کند، اقدامات انجام‌شده برای بازیابی و مستندسازی دانش تاریخی راه‌آهن است. در دوره اخیر، حدود ۱۵ هزار برگ سند مورد بازبینی قرار گرفته که از میان آنها حدود ۲۱۰۰ برگ سند دارای ارزش تاریخی و پژوهشی، از جمله مکاتبات، نامه‌ها، سربرگ‌ها و مهرهای مورد استفاده، اسکن و آرشیو شده است.

همچنین حدود ۱۵۰ برگ سند به دلیل ویژگی‌های خاص جداگانه نگهداری شده است. در کنار آن، ۴۶ جلد کتاب و بروشور قدیمی، که برخی از آنها اسناد نایاب محسوب می‌شوند و قدمت برخی به سال ۱۳۱۳ و پس از آن می‌رسد، شناسایی و به موزه منتقل شده است. همچنین ۲۴ جلد مجله خارجی و ۱۱۲ برگ نقشه فنی مربوط به لکوموتیوهای بخار و واگن‌های قدیمی شناسایی شده است. در میان این اسناد، حتی دو برگ گراف برنامه مسیر تهران ـ خرمشهر مربوط به دوره جنگ جهانی دوم نیز وجود دارد.

میراث فناوری راه‌آهن

اهمیت مجموعه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم در میان اشیای شناسایی‌شده، نمونه‌هایی با قدمتی حتی قدیمی‌تر از راه‌آهن سراسری وجود دارد؛ از جمله ریل‌هایی با قدمت حدود ۱۱۲ سال و مقره‌های سرامیکی مربوط به دوره‌های قدیمی راه‌آهن. همچنین وجود نمونه‌هایی از تجهیزات و نقشه‌های مرتبط با لکوموتیوهای بخار و آثار مربوط به دوره جنگ جهانی دوم؛ گزارش شده است.

از سوی دیگر، مجموعه اشیای موزه پس از تکمیل شناسایی‌ها به ۳۱۸ قلم رسیده که در میان آنها تجهیزات مرتبط با خط و ابنیه، سیر و حرکت، علائم، ناوگان و جرثقیل، آتش‌نشانی، ارتباطات و علائم و فناوری اطلاعات قرار دارد. این یعنی موزه، در واقع تصویری از سیر تحول فناوری، عملیات و دانش فنی راه‌آهن را در خود جای داده است.

شکل ۱- درب موزه

شاید مهم‌ترین بخش این تجربه، راه‌اندازی سایت موزه در خرداد ۱۴۰۵ باشد. بر اساس گزارش راه‌آهن زاگرس، این سایت به‌عنوان نخستین سایت موزه راه‌آهن در ایران معرفی شده و امکان دسترسی به اطلاعات بازدید، معرفی مکان‌های مهم خارج از موزه و بخشی از فایل‌های دیجیتال‌شده اسناد را فراهم کرده است.

اهمیت این اقدام در این است که دانش موجود در موزه دیگر به چهار دیوار ساختمان محدود نشده و دانش می‌تواند به دست کارکنان، دانشجویان، پژوهشگران، علاقه‌مندان و گردشگران برسد. این تغییر را می‌توان چنین خلاصه کرد که موزه، از محل نگهداری گذشته به زیرساخت دسترسی به دانش گذشته تبدیل شده است.

شکل ۲- نمونه نقشه های لکوموتیوهای بخار مربوط به  ارتش آمریکا در جنگ دوم جهانی
شکل ۳- مقره سرامیکی با ۱۰۹ سال قدمت

یکی دیگر از وجوه قابل توجه این تجربه، بازسازی و مرمت تجهیزات است. بخشی از اقلام به دلیل فرسودگی، خرابی و آلودگی شدید امکان نمایش نداشتند. در کارگاه تعمیرات موزه، تعدادی از تجهیزات تعمیر یا بازسازی شده‌اند تا از تخریب بیشتر آنها جلوگیری شود.

سرویس سه دستگاه پمپ بنزین، بازسازی چراغ‌های علائم ایستگاهی، بازسازی کابین‌های ترمزبان و بازسازی شاسی و بدنه دستگاه کنترل ترافیک ایستگاهی، نمونه ای از این اقدامات است. از منظر بهره‌وری، این اقدام نیز قابل تأمل است چرا که اموالی که در معرض نابودی قرار گرفته، با صرف منابع مشخص، دوباره به یک دارایی قابل استفاده آموزشی، پژوهشی و نمایشی تبدیل می‌شود.

شکل ۴- تعمیر و سرویس اولیه سه دستگاه پمپ بنزین قدیمی
شکل ۵- بازسازی و راه اندازی چراغ های علائم ایستگاهی خارج از رده

تجربه راه‌آهن زاگرس می‌تواند یک پیام سیاستی روشن برای دستگاه‌های اجرایی داشته باشد که هر سازمان قدیمی، احتمالاً یک موزه بالقوه دارد؛ اما مهم‌تر از آن، یک «مخزن دانش» بالقوه دارد. وزارتخانه‌ها، شرکت‌های زیرساختی، صنایع، سازمان‌های حمل‌ونقل، شرکت‌های آب و برق، مخابرات، نفت، میراث فرهنگی، دانشگاه‌ها و بسیاری از دستگاه‌های باسابقه، در طول دهه‌ها مجموعه‌ای از اسناد، تجهیزات، ابزارها، تصاویر، نقشه‌ها، دستورالعمل‌ها و تجربه‌های انسانی را انباشته کرده‌اند.

سیاست مناسب این نیست که همه این دستگاه‌ها الزاماً موزه ایجاد کنند بلکه دستگاه‌ها می توانند ابتدا میراث دانشی و تاریخی خود را شناسایی و ارزیابی کنند و سپس، متناسب با ماهیت، اهمیت و ظرفیت این میراث، شیوه مناسب برای حفظ و بهره‌برداری از آن را برگزینند؛ از جمله ایجاد موزه تخصصی، آرشیو تخصصی، موزه مجازی، بانک اسناد دیجیتال یا مرکز تجربه و انتقال دانش و در صورت نیاز، ترکیبی از این رویکردها.

در این نگاه، تأسیس موزه هدف نهایی نیست؛ خلق ارزش از سرمایه تاریخی و دانشی سازمان هدف است و شاید مهم‌ترین درس راه‌آهن زاگرس همین باشد که مدیریت دانش فقط ثبت «آنچه امروز می‌دانیم» نیست؛ حفظ و قابل استفاده کردن «آنچه سازمان در طول زمان یاد گرفته» نیز هست.

دیجیتال‌سازی اسناد قدیمی، احیای نقشه‌های فنی، مرمت تجهیزات تاریخی و انتقال تجربه‌های گذشته به نسل جدید، همگی بخشی از فرایندی هستند که طی آن دارایی‌های سازمانی از گذشته حفظ شده و به ظرفیت‌هایی برای آموزش، پژوهش و گردشگری تبدیل می‌شوند. به این ترتیب، میراث گذشته به ظرفیتی برای امروز و آینده تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که مدیریت دانش با بهره‌وری پیوند می‌خورد.

تجربه موزه راه‌آهن زاگرس نشان می‌دهد که حتی با وجود محدودیت فضا، امکانات و منابع، می‌توان با شناسایی، جمع‌آوری، مستندسازی، مرمت و دیجیتال‌سازی، بخش مهمی از سرمایه تاریخی و دانشی یک سازمان را دوباره فعال کرد. البته این موزه هنوز با وضعیت مطلوب فاصله دارد و نیازمند تکمیل و تجهیز است؛ بنابراین، ارزش این تجربه بیش از آنکه در «کامل بودن» آن باشد، در جهت‌گیری درست و اقداماتی است که برای تبدیل میراث سازمانی به دانش قابل دسترس آغاز شده است.

چنین اقداماتی نشان می‌دهد که مدیریت دانش، گاهی نه در سامانه‌های پیچیده، بلکه در نجات یک سند قدیمی، مرمت یک ابزار فراموش‌شده و روایت درست تاریخ یک سازمان آغاز می‌شود. میراث سازمانی، اگر فقط نگهداری شود، گذشته است؛ اگر مستند و قابل دسترس شود، دانش است؛ و اگر از آن برای خلق ارزش استفاده شود، می‌تواند به بهره‌وری تبدیل شود.


شایسته است از تلاش‌های جناب آقای پیروزفر، مدیرکل محترم راه‌آهن زاگرس، جناب آقای رشنو، مدیر محترم موزه، و همچنین جناب آقایان چوب‌فروش، سپهرفر و کلانی که در جمع‌آوری اطلاعات، مستندسازی و تهیه این گزارش همکاری داشته‌اند، صمیمانه قدردانی شود.


اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *