اکنون که ظاهرا در مرحله آتشبس قرار داریم، متولیان اقتصادی با استفاده از چه مکانیسمهایی میتوانند وضعیت بازارها را متعادل کرده و ثبات ایجاد کنند؟
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، کمال سید علی در تعادل نوشته است:
یکی از نگرانیهای جدی که همزمان با آغاز تهاجم اسراییل علیه کشورمان ایجاد شد تاثیری بود که این جنگ در شاخصهای اقتصادی مرجع به خصوص نرخ ارز و طلا ممکن بود به جای بگذارد. بسیاری از تحلیلگران از قبل پیشبینی میکردند اگر تهاجمی نظامی علیه ایران صورت بگیرد، احتمال اینکه نرخ ارز به رکوردهای ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان هم برسد، وجود دارد.
باتوجه به تجربیات کشورمان از نوسانات ارزی سالهای قبل یک چنین احتمالی چندان دور از ذهن نبود، اما خوشبختانه عملکرد دولت، بانک مرکزی و سایر ساختارهای اقتصادی به گونهای بود که بازار ارز و اقلام مصرفی با کمترین تلاطم جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشتند.
متاسفانه اما برخی افراد و گروهها و حتی رسانهها دست به اقداماتی میزنند که باعث نوسان در بازار میشود. مثلا کارشناسی در صدا و سیما حضور پیدا کرده و بدون هیچ فکت و دلیل قانعکنندهای ناگهان اعلام میکند، اسراییل طی هفته آینده به ایران حمله میکند! این نوع صحبتها انتظارات تورمی را تقویت کرده و باعث افزایش نرخ ارز میشود و تلاش بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و کلیت دولت را عقیم میسازد.
بیان این اظهارنظر در صفحه مجازی افراد ممکن است بیاهمیت باشد اما وقتی در صدا و سیما چنین مطالبی بیان میشود، قطعا نوسانات تورمی شکل میدهد. در این مرحله پرسشی که شکل میگیرد آن است که زین پس که ظاهرا در مرحله آتشبس قرار داریم، متولیان اقتصادی با استفاده از چه مکانیسمهایی میتوانند وضعیت بازارها را متعادل کرده و ثبات ایجاد کنند؟
به نظرم با شکلگیری جنگ ۱۲ روزه و دوران آتشبس اولویتهای اقتصادی کشور با تغییراتی همراه میشود. در واقع گارد کشور در یک چنین شرایطی با تغییراتی همراه خواهد شد.
۱) در وهله نخست ایران باید، توان دفاعی و نظامی خود را تقویت کرده و افزایش دهد. در شرایط تهاجم نظامی دشمنانی که خوی وحشیگری را در بالاترین سطح از خود نشان دادهاند ایران باید ظرفیتهای دفاعیاش را تقویت کند. برای ارتقای توان دفاعی اگر تخصیص ارز مورد نیاز است بانک مرکزی باید اقدام به تخصیص ارز مورد نیاز کند. مردم در زمان تهاجم اسراییل خواستار پاسخ مناسب به دشمن بودند. این آمادگی بالای دفاعی نیازمند سرمایهگذاریهای مناسب است.
۲) کالاهای اساسی و اقلام مصرفی و سوخت باید به صورت مناسب تامین شده و به دست مردم برسد. دولت اگر نیازمند ذخیرهسازی اقلام اساسی است باید اقدامات لازم برای این امر را انجام دهد. با توزیع مناسب و مدیریت درست باید از افزایش ناگهانی قیمت اقلام اساسی جلوگیری شود.
۳) همزمان با تامین اقلام ضروری باید از واردات کالاهای غیرضروری و لوکس که ارزبری بالایی دارند جلوگیری شود. در شرایط بحرانی اولویتها باید تغییر پیدا کنند.
۴) ایران زمینه بازگشت منابع به داخل کشور را فراهم سازد. ایران هنوز منابع ارزی مسدود شده قابلتوجهی در عراق، قطر، کره و حتی چین دارد. زمینه ورود این داراییها به کشور باید فراهم شود. در زمان جنگ ارز یکی از سلاحهای مهمی است که میتواند اقتصاد و معیشت را از تکانههای پیرامونی حفظ کند.
۵) ایران باید روند فروش نفت خود را با روشهای ابتکاری افزایش دهد. ضمن اینکه تا حد ممکن باید زمینه کاهش تخفیفهای نفتی فراهم شود. در حال حاضر چین حدود ۹۰درصد نفت ایران را میخرد و ۱۰درصد باقی مانده صادرات نفتی ایران هم به روسیه و ونزوئلا انجام میشود. ایران باید مشتریهای جدیدی پیدا کند.
پاکستان میتواند به خریدار جدید نفت ایران بدل شود. گزارشهای اخیر بینالمللی حاکی است که ایران صادرات نفت خود را از ۱.۵میلیون بشکه به ۱.۸ میلیون و حتی ۲.۲ میلیون بشکه رسانده است. این روند افزایش فروش نفت باید تقویت شود.
۶) لازم است بازارهای موازی به تعادل رسانده شود تا نوسان از یک بازار به بازار دیگر سرایت نکند. رفع ناترازیها با قدرت باید در دستور کار قرار بگیرد. سیاستهای ارزی بانک مرکزی هم حول محور همین سیاستها باید تنظیم شود.
۷) در کنار این اولویتها، اولویت اساسی کشور باید همچنان مذاکره برای رفع تحریمها باشد. دو بال اصلی ثبات در ایران توان دفاعی و توان دیپلماتیک است. از طریق دیپلماسی و توافق ایران میتواند ظرفیتهای اقتصادی خود را نیز ارتقا دهد.
۸) پرهیز از تقویت انتظارات تورمی، گزاره مهمی است که همه ارکان حاکمیت باید مراقب آن باشند. همانطور که اشاره شد کارشناسی در صدا سیما اظهاراتی را درباره حمله قریبالوقوع اسراییل به ایران مطرح کرد که باعث افزایش نرخ ارز شد. از این دست صحبتهای حاشیهساز و غیرمستند نباید در رسانههای اصلی بیان شوند.
مطالب مرتبط: