مساله اصلی انرژی کشور نه افزایش ظرفیت، بلکه اصلاح ساختار بهرهوری است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، فرجالله معماری در روزنامه تعادل نوشته است:
چالش انرژی ایران کمبود تولید نیست؛ اتلافی است که در سه حلقه تولید، انتقال و مصرف انباشته شده است. نیروگاههای کمبازده، شبکه انتقال و توزیع با تلفات بالا و ساختمانهایی که حدود ۴۰ درصد انرژی کشور را مصرف میکنند، نشان میدهد مساله اصلی نه افزایش ظرفیت، بلکه اصلاح ساختار بهرهوری است.
امنیت پایدار انرژی زمانی شکل میگیرد که ارتقای راندمان نیروگاهها، نوسازی شبکه انتقال و مدیریت هوشمند مصرف در ساختمانها و صنایع در یک نظام یکپارچه دنبال شود. در این نگاه، قدرت انرژی از توسعه بیوقفه حاصل نمیشود؛ بلکه از آزادسازی ظرفیت پنهان بدون سوخت و سرمایهگذاری سنگین به دست میآید.
ایران فردا را ملتی میسازد که نه بر تولید یا مصرف بیشتر، بلکه بر مدیریت هوشمند انرژی تکیه و از هر نیروگاه، هر خط انتقال و هر ساختمان، ستونی پایدار برای امنیت انرژی، بهرهوری ملی و اقتدار اقتصادی بنا کند.
سرمایهگذاری در نوسازی انرژی، ارزش داراییها را افزایش میدهد، هزینههای عمومی را کاهش میدهد و بازار گستردهای برای فناوریهای سبز ایجاد میکند. با مشوقهای مالی، قراردادهای خدمات انرژی و تقویت شرکتهای متخصص، این مسیر میتواند به «صنعت ملی بهرهوری انرژی» تبدیل شود.
ایران فردا را ملتی میسازد که نه بر تولید یا مصرف بیشتر، بلکه بر مدیریت هوشمند انرژی تکیه و از هر نیروگاه، هر خط انتقال و هر ساختمان، ستونی پایدار برای امنیت انرژی، بهرهوری ملی و اقتدار اقتصادی بنا کند. ستونی که تابآوری کشور را تقویت و مسیر توسعه هوشمند را هموار سازد. رشد تولید در ایران بیش از آنکه به سرمایه تازه نیاز داشته باشد، به مدیریتی نیازمند است که اتلاف را ببیند و اصلاح کند.
چالش امروز بنگاهها کمبود فناوری نیست؛ اتلافی است که در فرآیندهای تکراری، تصمیمهای غیرمستند و مدیریت پراکنده منابع رسوب کرده و توان رقابتی کشور را کاهش میدهد. بنگاههای متوسط زمانی جهش میکنند که مدیریت چابک، بهرهوری ناب و نگهداری پیشگیرانه تجهیزات به بخشی از فرهنگ سازمانی بدل شود.
در این رویکرد، داده جایگزین حدس و هر تصمیم کوچک، گامی برای کاهش اتلاف انرژی، زمان و مواد اولیه میشود. بهرهوری مدیریتی یعنی تبدیل تصمیم اجرایی به ارزشافزوده پایدار.
سیاست صنعتی بدون ستون بهرهوری به افزایش هزینه و تضعیف رقابتپذیری میانجامد.
در سطح ملی نیز سیاست صنعتی بدون ستون بهرهوری به افزایش هزینه و تضعیف رقابتپذیری میانجامد. سرمایهگذاری در آموزش مدیران، نظام سنجش عملکرد و اصلاح فرآیندها، هزینه نیست؛ زیرساخت ماندگاری تولید و شرط بقای صنعتی کشور است. ایران فردا را ملتی میسازد که مدیریت را دانشی پویا بداند و از هر تصمیم، مسیری برای بهرهوری و رشد پایدار بیافریند؛ مسیری که توان رقابت، تابآوری اقتصادی و افق توسعه کشور را گشودهتر سازد.
مساله امروز صنعت ایران کمبود نیرو نیست؛ شکاف میان مهارتها و فناوریهای نو است. اقتصادی که مهارتهایش بهروز نشود، حتی با سرمایهگذاری سنگین نیز رقابتپذیر نمیماند. بازآموزی نیروی کار کلاس آموزشی نیست؛ یک سیاست ملی برای حفظ تولید و نوسازی صنعتی کشور است.
صنایع در حال گذار به نیرویی نیاز دارند که بتواند بیاموزد، تطبیق یابد و خلق کند. بازآموزی میانسالان تجربه ارزشمند را با فناوریهای جدید پیوند میدهد و از اتلاف سرمایه انسانی جلوگیری میکند؛ جایی که کارگر دیروز میتواند تکنیسین امروز و مهندس فردای صنعت شود.
مطالب مرتبط: