زندگی در همسایگی یک سایت دفن زباله فقط به معنای تحمل منظرهای ناخوشایند یا بویی آزاردهنده نیست؛ برای بسیاری از خانوادهها، این همجواری به بخشی از زندگی روزمرهای تبدیل شده که با نگرانی دایمی درباره سلامت خود و فرزندانشان گره خورده است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از تعادل، خانههایی که پنجرههایشان اغلب بسته میماند، کودکانی که با سرفه و سردرد بزرگ میشوند و سالمندانی که هر روز بیش از قبل از نفس کشیدن در هوای اطراف خانهشان هراس دارند، تصویری است که در حاشیه بسیاری از سایتهای دفن زباله در کشور دیده میشود.
سایتهای دفن پسماند، جایی که زبالههای شهری سالها روی هم انباشته میشوند، تنها محل «دور ریختن» زباله نیستند؛ آنها بهتدریج به منبعی از آلودگی هوا، آب و خاک تبدیل میشوند. گازهایی که از دل زبالههای در حال پوسیدن خارج میشود، شیرابههایی که به زمین نفوذ میکند و گردوغبار و دود ناشی از آتشسوزیهای گاهوبیگاه، همگی بیسر و صدا وارد زندگی مردمی میشوند که کمترین نقش را در تولید این حجم از پسماند داشتهاند.
برای ساکنان اطراف این سایتها، آلودگی یک مفهوم انتزاعی یا آماری نیست؛ آلودگی در نفسهای کوتاه، در سردردهای مداوم، در تشدید آسم کودکان و در نگرانی مادرانی دیده میشود که نمیدانند هوایی که فرزندشان هر روز تنفس میکند، چه تاثیری بر آینده سلامت او خواهد گذاشت. پزشکان و کارشناسان سلامت بارها هشدار دادهاند که زندگی در مجاورت محلهای دفن زباله میتواند خطر ابتلا به بیماریهای تنفسی، پوستی و حتی اختلالات روانی را افزایش دهد؛ هشدارهایی که اغلب در میان وعدههای مدیریتی و آمارهای رسمی گم میشود.
متان اگرچه در مقایسه با دیاکسیدکربن عمر کوتاهتری در جو دارد، اما در همان بازه زمانی محدود، اثری بهمراتب مخربتر بر گرمایش زمین میگذارد. طبق برآوردهای علمی، قدرت گرمایش متان در بازه ۲۰ ساله تا ۸۰ برابر دیاکسیدکربن است. به همین دلیل، کاهش انتشار متان به یکی از اولویتهای اصلی سیاستهای اقلیمی جهان تبدیل شده و «تعهد جهانی متان» کاهش ۳۰ درصدی انتشار این گاز تا سال ۲۰۳۰ را هدفگذاری کرده است.
با این حال، در بسیاری از کشورها از جمله ایران، تمرکز سیاستگذاران عمدتا بر بخش انرژی و حملونقل بوده و منابعی مانند سایتهای دفن زباله همچنان در حاشیه توجه باقی ماندهاند؛ در حالی که بیش از ۱۰ درصد از انتشار متان جهان به محلهای دفن پسماند نسبت داده میشود.
لندفیلها؛ منبع پنهان اما پرخطر
محلهای دفن زباله با تجزیه بیهوازی پسماندهای آلی، متان تولید میکنند. این گاز از طریق خاک، ترکها، چاهها و خطوط جمعآوری ناقص به هوا نشت میکند. برخلاف تصور عمومی، این نشتها همواره نقطهای و قابلمشاهده نیستند؛ بسیاری از آنها پراکنده، متغیر و وابسته به شرایط جوی و زمینشناسیاند.
مرتضی کاشانی، کارشناس ارشد محیط زیست و تغییر اقلیم با اشاره به اینکه متانِ تولیدشده در سایتهای دفن زباله یکی از کمتوجهشدهترین تهدیدهای زیستمحیطی کشور است، میگوید: گاز متان حاصل از دفن پسماندهای آلی، فقط یک مساله اقلیمی نیست، بلکه ترکیبی از خطرات زیستمحیطی، ایمنی و سلامت عمومی را به همراه دارد که متاسفانه در سیاستگذاریها نادیده گرفته میشود.
او میافزاید: در محلهای دفن زباله بهویژه سایتهای قدیمی یا بیشبارگذاریشده، فرآیند تجزیه بیهوازی پسماندها بهصورت کنترلنشده انجام میشود و متان از مسیرهای مختلفی مانند ترکهای خاک، چاههای غیراستاندارد، لولههای فرسوده و حتی از سطح لندفیل به هوا نشت میکند.
این کارشناس محیط زیست تاکید میکند: این نشتها الزامابه شکل انفجار یا شعله قابل مشاهده نیستند؛ بخش عمده متان بهصورت پراکنده و خاموش وارد جو میشود و همین ویژگی، آن را به گازی بسیار خطرناک و در عین حال پنهان تبدیل میکند.
کاشانی با اشاره به اینکه متان در کوتاهمدت یکی از قویترین عوامل گرمایش زمین است و کنترل آن میتواند اثر فوری بر کاهش شتاب تغییر اقلیم داشته باشد، میگوید: وقتی از سایتهای دفن زباله صحبت میکنیم، در واقع با کارخانههایی روبهرو هستیم که بدون برنامه مشخص، گاز گلخانهای تولید میکنند. تفاوت اینجاست که برخلاف صنایع، اغلب هیچ پایش دقیق، گزارشدهی شفاف یا الزام جدی برای مهار انتشار وجود ندارد.
او همچنین به پیامدهای ایمنی متان اشاره میکند و میافزاید: انباشت متان در لندفیلها میتواند منجر به آتشسوزیهای مکرر و حتی انفجار شود؛ اتفاقی که بارها در سایتهای دفن کشور شاهد آن بودهایم. این حوادث نهتنها محیط زیست، بلکه جان کارگران و ساکنان اطراف را تهدید میکند.
این کارشناس محیط زیست با بیان این مطلب که مشکل اصلی فقط کمبود فناوری نیست، بلکه نبود نگاه راهبردی به مدیریت پسماند است، تاکید میکند: تا زمانی که دفن زباله راهحل اصلی تلقی شود و کاهش تولید پسماند، تفکیک از مبدا و پایش علمی در حاشیه بماند، متان به عنوان یک بحران خاموش ادامه خواهد داشت.
تجربه جهانی نشان داده که با پایش ماهوارهای، جمعآوری اصولی گاز و استفاده از متان به عنوان منبع انرژی، میتوان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد؛ اما این نیازمند اراده، شفافیت و پاسخگویی است. او در پایان هشدار میدهد:« نادیده گرفتن متانِ لندفیلها، به معنای انتقال هزینههای زیستمحیطی و سلامت به نسلهای آینده است؛ هزینهای که دیر یا زود چند برابر به جامعه بازمیگردد.»
لندفیلها را نباید فقط تپهای از زباله دید؛ آنها سیستمهای زنده و پویا هستند که مدام گاز، شیرابه و آلاینده تولید میکنند. اگر این سیستمها بهدرستی مدیریت نشوند، به منبع دایمی آلودگی هوا، آب و خاک تبدیل میشوند.
تجربه جهانی پایش متان؛ از فضا تا زمین
اما مطالعه انجامشده در محل دفن «لاس دهِساس» در اسپانیا نشان میدهد که پایش ماهوارهای میتواند نگاه تازهای به مدیریت لندفیلها بدهد. استفاده همزمان از دادههای ماهوارههای با وضوح بالا و پروازهای هوابرد، امکان شناسایی نشتهای کوچک اما موثر متان را فراهم کرده است. این رویکرد نشان داد که بسیاری از نشتها پیشتر از دید بازرسیهای زمینی پنهان مانده بودند. پس از شناسایی، تعمیر چاهها و خطوط جمعآوری گاز انجام شد و پایشهای بعدی میزان موفقیت اصلاحات را سنجیدند. اما پرسش اساسی اینجاست: چرا چنین فناوریها و رویکردهایی هنوز در مدیریت پسماند ایران جایگاهی ندارند؟
آرادکوه؛ قلب بحران پسماند تهران
سایت دفن و پردازش زباله آرادکوه، واقع در جنوب تهران، سالهاست که محل دفن بخش عمدهای از پسماند پایتخت است. این سایت که در ابتدا برای جمعیتی کمتر طراحی شده بود، امروز بار زباله میلیونها نفر را به دوش میکشد. فعالان محیط زیست بارها نسبت به انتشار گاز متان، بوی نامطبوع، آتشسوزیهای مکرر، تولید شیرابه و آلودگی منابع آب زیرزمینی در این منطقه هشدار دادهاند. با این حال، پاسخ مسوولان اغلب به وعدههای مقطعی و پروژههای نیمهتمام محدود مانده است.
متان فقط مساله اقلیم نیست
اگرچه متان بیشتر به عنوان گاز گلخانهای شناخته میشود، اما پیامدهای آن به گرمایش زمین محدود نمیشود. نشت متان از لندفیلها معمولا همراه با ترکیبات آلی فرّار، سولفید هیدروژن و سایر آلایندههاست که میتوانند مستقیما سلامت انسان را تهدید کنند. خسرو خسروی، متخصص بهداشت محیط نیز در این باره به «تعادل» میگوید: زندگی در مجاورت سایتهای دفن زباله با افزایش خطر بیماریهای تنفسی، سردردهای مزمن، تهوع و حتی اختلالات عصبی همراه است.
کودکان، سالمندان و بیماران زمینهای بیشترین آسیب را میبینند. او میافزاید: یکی از ابعاد کمتر دیدهشده بحران لندفیلها، بیعدالتی زیستمحیطی است. معمولا سایتهای دفن زباله در نزدیکی مناطق کمبرخوردار یا روستاها قرار میگیرند؛ جایی که ساکنان آن کمترین نقش را در تولید پسماند داشتهاند، اما بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
این متخصص بهداشت محیط تاکید میکند: وقتی یک منطقه سالها در معرض آلودگی ناشی از زباله قرار میگیرد، نهتنها سلامت جسمی، بلکه سرمایه اجتماعی و امید به زندگی ساکنان هم فرسوده میشود. این افراد عملا قربانی تصمیمهای شهری میشوند که بدون مشارکت آنها گرفته شده است.
سلامت روان؛ قربانی خاموش آلودگی
خسروی در ادامه میگوید: تحقیقات نشان میدهد زندگی در مجاورت منابع آلودگی شدید، علاوه بر بیماریهای جسمی، سلامت روان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی زیستمحیطی در میان ساکنان اطراف لندفیلها شایعتر است. او میافزاید: قرار گرفتن مداوم در معرض بوهای نامطبوع، دود و آتشسوزیهای دورهای، حس کنترل فرد بر محیط زندگی را از بین میبرد. این وضعیت بهتدریج به اضطراب مزمن و افسردگی منجر میشود.
مدیریت پسماند؛ از شعار تا واقعیت
در اسناد رسمی، بارها بر تفکیک از مبدا، کاهش دفن و استفاده از فناوریهای نوین تاکید شده است. اما در عمل، دفن همچنان گزینه غالب مدیریت پسماند در کشور است. آرادکوه نماد این تناقض است: انباشت زباله بهجای کاهش تولید آن. کارشناسان محیط زیست تاکید میکنند بدون پایش شفاف، انتشار عمومی دادهها و استفاده از فناوریهای نوین مانند پایش ماهوارهای متان، نمیتوان انتظار کاهش واقعی خطرات را داشت.
پایش متان؛ حلقه مفقوده سیاستگذاری
در حالی که تجربههای جهانی نشان میدهد شناسایی و مهار حتی نشتهای کوچک متان میتواند اثر تجمعی قابلتوجهی داشته باشد، در ایران هنوز دادههای دقیقی از میزان واقعی انتشار متان از سایتهایی مانند آرادکوه در دسترس عموم نیست. سایتهای دفن زباله تنها معضل مدیریت پسماند نیستند؛ آنها نقطه تلاقی بحران اقلیم، سلامت عمومی و عدالت اجتماعیاند.
آرادکوه به عنوان بزرگترین نمونه میتواند به الگویی برای اصلاح یا نمادی از تداوم بیتوجهی تبدیل شود. اگر سیاستگذاران همچنان انتشار متان و پیامدهای سلامت لندفیلها را دستکم بگیرند، هزینه آن نهتنها در آمارهای گرمایش زمین، بلکه در زندگی روزمره مردم اطراف این سایتها پرداخت خواهد شد؛ هزینهای که دیر یا زود به کل جامعه تحمیل میشود.
مطالب مرتبط:
بودجه سال ۱۴۰۵ و پیشنهاد بهرهوری
الزام اصلاحات ساختاری در نظام مالیه عمومی کشور