آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند تا ۲۰۲۶ سهم انرژیهای پاک از تولید برق جهان به ۳۶ درصد برسد، با این حال یارانه ۷ هزار میلیارد دلاری سوخت فسیلی، الگوی مصرف را بیرویه و ناکارآمد نگه داشته است اما این پایان ماجرا نیست.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز به نقل از ایمنا، جهان امروز در میانه یک گذار تاریخی و بیسابقه در نظام انرژی خود قرار دارد. از یک سو، انرژیهای تجدیدپذیر با شتابی خیرهکننده در حال تبدیل شدن به ستون اصلی تأمین برق جهان هستند و آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است تا سال ۲۰۲۶، انرژیهای تجدیدپذیر با سهم ۳۶ درصدی از تولید برق جهان، برای نخستین بار در تاریخ از زغالسنگ پیشی خواهند گرفت.
از سوی دیگر، نظام گسترده یارانههای انرژی که براساس گزارش صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۲ به رقم نجومی ۷۰۰۰ میلیارد دلار رسیده، الگوی مصرف انرژی در بسیاری از کشورها را بهسمت بیرویگی و ناکارآمدی سوق داده است. این تضاد میان شتاب فناورانه از یک سو و ماندگاری سیاستهای گذشته از سوی دیگر، مهمترین چالش پیش روی گذار انرژی جهان در آستانه دهه ۲۰۳۰ بهشمار میرود.
انرژی خورشیدی؛ پیشران اصلی گذار جهانی
انرژی خورشیدی بدون تردید کلیدیترین محور گذار انرژی در جهان است. بر اساس گزارش بررسی جهانی انرژی ۲۰۲۶ (Global Energy Review 2026) آژانس بینالمللی انرژی، ظرفیت تولید برق خورشیدی نصبشده در سال ۲۰۲۵ بهتنهایی معادل ۷۰ درصد رشد کل تولید برق جهان در تمام روشها بوده است.
در سطح جهانی، بازار مسکونی انرژی خورشیدی نیز رشد چشمگیری داشته و انتظار میرود ارزش بازار پنلهای سقفی خورشیدی از ۶۴.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به ۶۹.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ برسد که نرخ رشد سالانه ۷.۱۱ درصدی را نشان میدهد.
شاخص مهم دیگر در جذابیت انرژی خورشیدی خانگی، دوره بازگشت سرمایه است که بسته به منطقه جغرافیایی و سیاستهای حمایتی کشورها، از ۲.۵ سال در امارات متحده عربی تا بیش از ۲۵ سال در نروژ متغیر است. استرالیا و جنوب اسپانیا در محدوده ۳ تا ۶ سال و آلمان و بریتانیا بهطور متوسط ۸ تا ۱۲ سال دوره بازگشت سرمایه دارند. سقفهای خورشیدی نهتنها به کاهش صورتحساب برق خانوار کمک میکنند، بلکه با فروش برق مازاد به شبکه، به منبع درآمدی پایدار برای شهروندان تبدیل شدهاند.
انرژی بادی در محیطهای شهری و روستایی
انرژی بادی بهویژه در شکل توربینهای کوچک و متوسط، پتانسیل قابلتوجهی برای تأمین انرژی در مناطق مسکونی و شهری دارد. بازار جهانی توربینهای بادی کوچک در سال ۲۰۲۴ حدود ۲.۷۹ میلیارد دلار ارزش داشته است و پیشبینی میشود با نرخ رشد سالانه ۱۱.۶ درصد تا سال ۲۰۳۳ به ۷.۴۹ میلیارد دلار برسد، با این حال توسعه انرژی بادی در محیطهای شهری با چالشهای منحصربهفردی روبهروست که ناشی از پیچیدگی توپوگرافی، ریزاقلیمهای متنوع و محدودیتهای فضایی است.
پژوهشگران برای غلبهبر این موانع، فناوریهای نوآورانهای همچون توربینهای بادی بدون پره الهامگرفتهشده از اوریگامی را توسعه دادهاند که با سرعت راهاندازی ۳.۲ متر بر ثانیه، نویز بسیار کم و قابلیت ادغام در معماری شهری، میتوانند سیستمهای انرژی ترکیبی و کاربردهای خارج از شبکه را پشتیبانی کنند. همچنین توربینهای بادی محور عمودی با بهرهگیری از بهینهسازی آیرودینامیک بر پایه هوش مصنوعی و مواد مرکب پیشرفته، در حال افزایش رقابتپذیری خود هستند؛ هرچند که خروجی توان کمتر، محدودیتهای مقیاسپذیری و کمبود حمایت سیاستگذاران، از موانع اصلی پذیرش گسترده آنها باقی مانده است.
انرژی زمینگرمایی و گرمایش/سرمایش ساختمانها
انرژی زمینگرمایی بهعنوان یک منبع پایدار و پاک، کاربردهای گستردهای در گرمایش و سرمایش ساختمانها پیدا کرده است. بازار جهانی گرمایش و سرمایش زمینگرمایی در سال ۲۰۲۵ حدود ۹.۸۹ میلیارد دلار ارزش داشته و پیشبینی میشود با نرخ رشد سالانه ۷.۸ درصد تا سال ۲۰۳۰ به ۱۴.۳۲ میلیارد دلار برسد. علاوهبر این، سیستمهای زمینگرمایی کمدما که برای گرمایش و سرمایش فضاهای مسکونی و تجاری در اعماق کمتر از ۲۰۰ متر بهکار میروند، بازار بزرگی به ارزش ۷۹.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ دارند و انتظار میرود تا سال ۲۰۳۴ به ۱۱۸.۸ میلیارد دلار برسند.
پمپهای حرارتی زمینگرمایی با ضریب عملکرد حرارتی تا ۵.۲، میتوانند بازده انرژی ۳۰۰ تا ۶۰۰ درصدی ارائه دهند و انتشار گازهای گلخانهای را نسبت به سیستمهای بر پایه سوخت فسیلی ۵۰ تا ۷۰ درصد کاهش دهند. علاوهبر این، پروژههای زمینگرمایی در دست اجرا در اتحادیه اروپا و آمریکا میتوانند تا سال ۲۰۳۵ سالانه ۴۷ کیلوتن لیتیوم تولید کنند که حدود ۵ درصد تقاضای جهانی را برآورده میکند. نوآوریهای فناورانه همچون ادغام هوش مصنوعی برای نگهداری پیشبینیکننده و بهینهسازی سیستم، استفاده از حسگرهای اینترنت اشیا برای پایش عملکرد و سیستمهای کنترل هوشمند، کارایی و جذابیت اقتصادی این فناوری را بیش از پیش افزایش داده است.
انرژی حاصل از پسماند و بیوگاز
تبدیل پسماندهای آلی و زبالههای شهری به انرژی، یکی از حوزههای در حال رشد سریع در جهان است. بر اساس گزارش مؤسسه Mordor Intelligence، بازار جهانی بیوگاز از ۲۱.۶۵ گیگاوات در سال ۲۰۲۵ به ۲۲.۶۴ گیگاوات در سال ۲۰۲۶ افزایش خواهد داشت و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۱ به ۲۸.۳۴ گیگاوات برسد که نرخ رشد سالانه ۴.۵۹ درصدی را نشان میدهد. ظرفیتهای جدید بهطور عمده حول نیروگاههای ۰.۵ تا ۲ مگاواتی متمرکز است، اما تأسیسات کوچکتر اجتماعی زیر ۰.۵ مگاوات نیز تحت برنامههای انرژی توزیعشده در حال گسترش هستند.
اروپا بهدلیل مشوقهای تثبیتشده و شبکههای زیستمتان، رهبری فناورانه را در اختیار دارد، در حالی که مناطق نوظهور در آمریکای جنوبی با نرخ رشد سالانه نزدیک به ۱۰ درصد تا سال ۲۰۳۰ در حال شتاب گرفتن هستند. بازار جهانی بیوگاز در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰.۱۲ میلیارد دلار ارزش داشته است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۲ به ۷۹.۴۲ میلیارد دلار برسد. بازار بیوگاز حاصل از پسماند نیز از ۶۳.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به ۶۹.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ خواهد رسید. دولتها بهطور فزایندهای بیوگاز را بهعنوان سوخت حملونقل کمکربن ترویج میکنند و شرکتهای آب و برق از داراییهای بیوگاز برای متعادلسازی تولید انرژی تجدیدپذیر متغیر استفاده میکنند.
مزایا و چالشهای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر
بر اساس گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی، سرمایهگذاری جهانی در انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۶ به ۳۶۵ میلیارد دلار خواهد رسید و مجموع سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر به ۶۶۵ میلیارد دلار میرسد. بهای تمامشده انرژی خورشیدی و بادی اکنون در ۸۰ درصد موارد کمتر از نیروگاههای زغالسنگ یا گاز طبیعی است و قیمت باتریها از سال ۲۰۱۵ تاکنون ۷۵ درصد کاهش داشته است، با این حال چالشهای متعددی بر سر راه توسعه این انرژیها وجود دارد.
محدودیتهای شبکه و موانع یکپارچهسازی، موانع هماهنگی سیاستی بینالمللی، آزمایش مستمر زنجیره تأمین و هزینههای اولیه بالا از مهمترین این چالشها هستند. همچنین سروصدا، مسائل ایمنی و نیاز به فضای فیزیکی مناسب برای توربینهای بادی در محیطهای شهری و وابستگی طبیعی به شرایط آبوهوا از دیگر چالشها بهشمار میروند. بر اساس تحلیل S&P Global، سال ۲۰۲۶ بهاحتمال زیاد نخستین سال کاهش سالانه ظرفیتهای جدید نصبشده خورشیدی در جهان خواهد بود که بهطور عمده ناشی از کاهش سرعت در چین است.
تأثیر یارانههای انرژی بر الگوی مصرف خانوار
نظام یارانهای گسترده انرژی یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده الگوی مصرف در جهان است. بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول، یارانههای جهانی سوخت فسیلی در سال ۲۰۲۲ به رکورد ۷۰۰۰ میلیارد دلار رسید که معادل حدود ۶.۸ درصد تولید ناخالص داخلی جهان است. بیش از ۸۰ درصد این یارانهها به شکل «یارانه ضمنی» است؛ به این معنا که قیمت تمامشده واقعی سوختهای فسیلی شامل هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی در آن لحاظ نمیشود. در حالی که میانگین قیمت جهانی بنزین بیش از یک دلار به ازای هر لیتر است، بسیاری از کشورها بهویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا قیمتهای به مراتب پایینتری دارند.
یارانههای انرژی در بسیاری از کشورها بهطور نامتناسبی به نفع اقشار پرمصرف توزیع میشود، چراکه ثروتمندان بهطور قابلتوجهی بیش از اقشار کمدرآمد انرژی مصرف میکنند. این یارانهها انگیزه برای سرمایهگذاری در لوازم کممصرف، عایقبندی ساختمانها و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را تضعیف میکنند و چرخه معیوب مصرف بیرویه را تداوم میبخشند.
گزارش صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که حذف یارانههای سوخت فسیلی سالانه ۴.۴ تریلیون دلار درآمد مالیاتی ایجاد میکند که میتواند برای جبران هزینههای اقشار آسیبپذیر و سرمایهگذاری در انرژیهای پاک و آموزش و بهداشت عمومی بهکار رود.
تجارب اصلاح یارانههای انرژی در جهان
اصلاح یارانه انرژی یکی از دشوارترین اما ضروریترین سیاستهای اقتصادی در جهان است. کشورهای متعددی در مسیر اصلاح یارانههای انرژی قدم گذاشته و تجارب ارزشمندی بهدست آوردهاند. در مکزیک بانک جهانی با استفاده از دادههای پیمایش خانوار و شبیهسازی مکانیسمهای جایگزین، توانست یارانه برق مسکونی را بهسمت اقشار فقیر هدایت کند و درسهای مستقیمی برای اصلاح تعرفههای برق در کشورهای دیگر فراهم آورد.
در اندونزی، بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۵ بسته سرمایهگذاری ۲.۱۲۸ میلیارد دلاری را برای حمایت از رشد اقتصادی و توسعه انرژی پاک تصویب کرد که انتظار میرود هزینههای تولید برق را ۸ درصد و انتشار گازهای گلخانهای را ۱۰ درصد کاهش دهد. در آفریقای جنوبی، یارانه تجدیدپذیرها در سال ۲۰۲۴ کمتر از ۵ درصد یارانه سوختهای فسیلی بود، اما به راهاندازی ۷.۳ گیگاوات ظرفیت انرژی تجدیدپذیر (معادل ۱۳ درصد ظرفیت ملی) کمک کرد که نشان میدهد حتی حمایت محدود نیز میتواند تأثیر قابلتوجهی داشته باشد.
در آمریکای لاتین، مطالعات بانک جهانی نشان داد که اصلاح یارانه سوخت در شش کشور برزیل، جامائیکا، مکزیک، پاراگوئه، پرو و اروگوئه بهطور متوسط منجر به کاهش ۰.۱ تا ۱.۲ درصدی درآمد خانوارها شد. در اروگوئه، برنامه صدور کارت اجتماعی اروگوئه (Tarjeta Uruguay Social) توانست دوسوم افت درآمد خانوارهای فقیر را جبران کند.
آژانس بینالمللی انرژی در تحلیل سیاستهای خود در سال ۲۰۲۶، مهمترین درس را این میداند که موفقیت اصلاح یارانهها بیش از هر چیز به توانایی دولت در طراحی نظام جبران مؤثر و بازسازی اعتماد عمومی بستگی دارد. در شرایطی که شهروندان باور ندارند دولتها به تعهدات جبرانی خود عمل خواهند کرد، اصلاحات محکوم به شکست است.
علاوهبر این، اصلاح یارانه بهتنهایی کافی نیست و باید در یک بسته سیاستی جامع شامل هدفمندسازی یارانهها بهسمت اقشار آسیبپذیر، سرمایهگذاری همزمان در زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر، اجرای برنامههای گسترده آگاهسازی عمومی و ایجاد شفافیت کامل در نحوه هزینهکرد صرفهجوییهای حاصل از اصلاحات ارائه شود. موفقترین تجارب جهانی در این حوزه، کشورهایی بودهاند که بهجای اقدامات مقطعی و ناگهانی، مسیر تدریجی و برنامهریزیشده را در پیش گرفته و حمایتهای مالی مستقیم را با سیاستهای تشویقی غیرمستقیم ترکیب کردهاند.
درسهایی برای ایران
ایران نیز میتواند از تجربیات جهانی یادشده درسهای مهمی بگیرد. نخست آنکه با وجود پتانسیل بینظیر خورشیدی (بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در سال) و بادی (منطقه میل نادر در سیستانوبلوچستان با ضریب ظرفیت بالای ۶۰ درصد)، همچنان سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد برق کشور پایین است.
تجربه کشورهایی همچون آفریقای جنوبی نشان میدهد که حتی یارانه محدود به تجدیدپذیرها (کمتر از ۵ درصد یارانه سوخت فسیلی) میتواند ۷.۳ گیگاوات ظرفیت جدید ایجاد کند. بنابراین بازنگری در اولویتبندی یارانهها و اختصاص سهمی هرچند کوچک اما هدفمند به انرژی خورشیدی و بادی، میتواند گام مؤثری در کاهش ناترازی برق باشد.
دوم اینکه اصلاح یارانه سوختهای فسیلی در ایران (که هماکنون یکی از ارزانترین قیمتهای انرژی را در جهان دارد) باید تدریجی، شفاف و همراه با جبران هدفمند باشد. تجربه اروگوئه با برنامه «کارت اجتماعی» نشان داد که میتوان دوسوم ضربه به خانوارهای کمدرآمد را خنثی کرد.
همچنین درس مکزیک و اندونزی حاکی از آن است که شبیهسازی پیش از اجرا، استفاده از دادههای دقیق خانوار و همراهی بستههای سرمایهگذاری در انرژی پاک، اعتماد عمومی را جلب و اصلاحات را پایدار میکند. ایران اگر مسیر ترکیبی «اصلاح تدریجی یارانه + سرمایهگذاری همزمان در تجدیدپذیرها + جبران هوشمند» را در پیش گیرد، میتواند هم از بحران کمبود برق عبور کند و هم به اهداف اقلیمی و عدالت اجتماعی نزدیکتر شود.