امنیت و بهره‌وری انرژی در میدان عمل

در اقتصاد انرژی ایران، همیشه بخشی از مساله در جایی پنهان مانده که کمتر به چشم می‌آید: گازهایی که هم‌زمان با تولید نفت از دل میدان بیرون می‌آیند، اما به‌جای آنکه به چرخه مصرف برسند، در مشعل‌ها می‌سوزند. این هدررفت خاموش، فقط یک اتلاف فنی نیست؛ نشانه‌ای از فاصله میان ظرفیت واقعی و ظرفیت بالفعل شبکه انرژی کشور است.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از تعادل، در شرایطی که مصرف گاز در زمستان و تقاضای برق در تابستان هر سال فشار تازه‌ای بر زیرساخت‌ها وارد می‌کند، جمع‌آوری گازهای همراه می‌تواند یکی از جدی‌ترین و کم‌هزینه‌تر از بسیاری گزینه‌های دیگر برای کاهش  ناترازی  و تقویت امنیت  انرژی باشد.

واقعیت این است که بحران انرژی در ایران، بیش از آنکه ناشی از نبود منابع باشد، به نحوه استفاده از منابع موجود برمی‌گردد. کشوری که هم مخزن بزرگ گاز دارد و هم سال‌هاست در صنعت نفت تجربه انباشته کرده، نمی‌تواند نسبت به گازهای همراه بی‌تفاوت بماند؛ گازهایی که اگر مهار و فرآورش شوند، می‌توانند به سوخت نیروگاه، خوراک صنعت، ماده اولیه پتروشیمی یا حتی ابزار تزریق به میادین نفتی تبدیل شوند.

ارزش این گازها فقط در حجم آنها نیست، بلکه در این است که از دل یک روند تولید جاری به دست می‌آیند و برای بهره‌برداری از آنها، نیازی به اکتشاف تازه یا پروژه‌های پرریسک بالادستی نیست. مساله اصلی، اراده، زیرساخت و هماهنگی است.

از این زاویه، گازهای همراه را باید بخشی از سیاست امنیت انرژی دانست، نه صرفا یک پرونده فنی در صنعت نفت. هر مترمکعب گازی که به‌جای سوختن در فلرها وارد شبکه شود، عملا بخشی از فشار را از دوش منابع اصلی برمی‌دارد. این نکته در کشوری مثل ایران اهمیت دوچندان دارد؛ جایی که گاز فقط یک حامل انرژی نیست، بلکه ستون اصلی تامین برق، گرمایش، خوراک صنعت و بخشی از حمل‌ونقل و تولید نیز هست.

وقتی در زمستان فشار تقاضای خانگی اوج می‌گیرد، صنایع محدود می‌شوند و نیروگاه‌ها ناچار به استفاده از سوخت‌های مایع می‌شوند، اهمیت هر منبع مکملی که بتواند عرضه را تقویت کند، روشن‌تر از همیشه می‌شود.

جمع‌آوری گازهای همراه دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. این گازها می‌توانند به عرضه‌ای پایدار و داخلی تبدیل شوند؛ عرضه‌ای که نه نیازمند واردات است، نه وابسته به بازار خارجی، و نه گرفتار نوسان‌های ژئوپلیتیکی. در نظام انرژی، همیشه منابعی وجود دارند که اگرچه در ظاهر کوچک یا پراکنده‌اند، اما در زمان بحران نقش ضربه‌گیر پیدا می‌کنند.

گازهای همراه از همین جنسند. شاید به‌تنهایی نتوانند همه ناترازی را جبران کنند، اما می‌توانند فاصله میان تولید و مصرف را کمتر کنند و در مقطع‌هایی که شبکه تحت فشار است، از تبدیل اختلال به بحران جلوگیری کنند.

اثر این موضوع فقط در بخش گاز دیده نمی‌شود. یکی از پیامدهای مستقیم جمع‌آوری گازهای همراه، کاهش مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌هاست. هر زمان که گاز کافی در دسترس نباشد، شبکه برق با چالش تأمین سوخت روبه‌رو می‌شود و سوخت‌های جایگزین جای گاز را می‌گیرند. این جایگزینی، هزینه بالاتر، آلودگی بیشتر و در بسیاری موارد بهره‌وری پایین‌تر دارد.

به بیان ساده، اگر گاز همراه از مشعل بیرون بیاید و وارد نیروگاه شود، بخشی از فشار از روی سیستم برق برداشته می‌شود. در کشوری که خاموشی، افت ذخیره عملیاتی و محدودیت سوخت نیروگاهی هر سال به شکل‌های مختلف خود را نشان می‌دهد، این مزیت، فقط فنی نیست؛ یک مزیت راهبردی است.

در بخش صنعت هم ماجرا کم‌اهمیت نیست. صنایع بزرگی مثل فولاد، سیمان، پتروشیمی و پالایشگاه‌ها به تامین مداوم انرژی وابسته‌اند. هر اختلال در تامین گاز، مستقیماً به کاهش تولید، افزایش هزینه، افت صادرات و برهم خوردن برنامه‌ریزی بنگاه‌ها منجر می‌شود. اگر گازهای همراه بتوانند بخشی از این نیاز را تامین کنند، اثر آن فقط در تراز انرژی دیده نمی‌شود؛ در زنجیره تولید، اشتغال، صادرات و حتی درآمدهای ارزی هم بازتاب پیدا می‌کند.

به همین دلیل، نگاه به این گازها باید فراتر از قیمت هر مترمکعب باشد. گاهی ارزش واقعی یک پروژه، در هزینه‌ای است که از کشور حذف می‌کند: هزینه خاموشی، توقف خط تولید، مصرف سوخت مایع، افت بازدهی و تخریب محیط زیست.

بعد زیست‌محیطی این موضوع نیز قابل چشم‌پوشی نیست. فلرینگ یا همان مشعل‌سوزی، فقط به معنای سوزاندن یک منبع انرژی نیست؛ به معنای انتشار آلودگی، هدررفت سرمایه ملی و آسیب به کیفیت زندگی در مناطق نفت‌خیز هم هست. در جهان امروز، امنیت انرژی دیگر صرفا با میزان ذخایر سنجیده نمی‌شود. بهره‌وری، کاهش اتلاف، تاب‌آوری و سازگاری با محیط زیست هم به همان اندازه مهمند. کشوری که بتواند از دل تولید نفت، گاز همراه را جمع کند و به چرخه مصرف بیاورد، در واقع نشان داده که در مدیریت منابع خود جدی‌تر و کارآمدتر شده است.

با این حال، مسیر بهره‌برداری از گازهای همراه ساده و بدون مانع نیست. نخستین شرط، سرمایه‌گذاری پایدار است. جمع‌آوری این گازها معمولا نیازمند شبکه‌ای از تجهیزات فشرده‌سازی، واحدهای فرآورش، خطوط انتقال و زیرساخت‌های جانبی است. این پروژه‌ها در بسیاری از موارد در مناطق عملیاتی سخت و با هزینه بالا اجرا می‌شوند. بنابراین بدون مدل اقتصادی روشن، منابع مالی مطمئن و برنامه زمان‌بندی دقیق، ماندگار نخواهند بود.

شرط دوم، هماهنگی میان بخش‌های مختلف است. اگر گاز جمع شود اما مقصد مشخصی برای آن وجود نداشته باشد، مزیت آن نیمه‌کاره می‌ماند. باید از ابتدا معلوم باشد این گاز کجا مصرف می‌شود، چه بخشی از آن به شبکه می‌رود، چه بخشی به صنعت اختصاص می‌یابد و کدام بخش می‌تواند به صورت محلی پاسخگوی  نیاز  باشد.

نکته سوم، اولویت‌بندی هوشمندانه است. همه میادین و همه مناطق، نیاز یکسانی ندارند. بعضی نقاط به‌دلیل حجم بالای فلرینگ، نزدیک بودن به زیرساخت‌ها یا شدت اثرگذاری بر شبکه انرژی، باید در اولویت باشند. سیاستگذار  اگر  بخواهد از ظرفیت محدود سرمایه بهترین نتیجه را بگیرد، باید پروژه‌ها را بر اساس بازده واقعی، نه صرفاً بر اساس ظاهر بزرگ یا کوچک بودن، انتخاب کند. در غیر این صورت، منابع پراکنده می‌شود و اثر نهایی کمتر از انتظار خواهد بود.

جمع‌آوری گازهای همراه را نباید جایگزین اصلاحات بزرگ‌تر در اقتصاد انرژی دانست. این پروژه‌ها به‌تنهایی مشکل ناترازی را حل نمی‌کنند. توسعه میادین گازی، بهینه‌سازی مصرف خانگی، اصلاح تعرفه‌ها، افزایش راندمان نیروگاه‌ها، نوسازی صنعت و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر همچنان ضروری‌اند. اما مزیت این طرح‌ها آن است که از دل اتلاف موجود، ظرفیت تازه می‌سازند. در شرایطی که هر روزه هزینه بی‌عملی بالاتر می‌رود، همین ظرفیت‌های نهفته می‌توانند تفاوت میان تاب‌آوری و فرسایش باشند.

شاید مهم‌ترین نکته در ماجرای گازهای همراه همین باشد: امنیت انرژی فقط در میدان‌های جدید و پروژه‌های بزرگ تعریف نمی‌شود. گاهی راه‌حل در همان جایی است که سال‌ها دیده نشده؛ در شعله‌هایی که بی‌صدا می‌سوزند و می‌توانند به جای هدررفت، به قدرت تبدیل شوند. اگر این ظرفیت به‌درستی مهار شود، ایران نه‌تنها بخشی از ناترازی خود را کاهش می‌دهد، بلکه یک گام مهم به سمت اقتصاد انرژی کارآمدتر، پایدارتر و کم‌هزینه‌تر برمی‌دارد. در کشوری که هر مترمکعب گاز ارزش راهبردی دارد، خاموش‌کردن شعله‌های هدررفته شاید یکی از روشن‌ترین تصمیم‌ها  باشد.

بازسازی انرژی پس از تفاهم احتمالی

گذار جهان به انرژی پاک

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *