اهمیت مدیریت ناب در توسعه فضای رقابتی

کاربرد تفکر و مدیریت ناب، منتج به کسب رضایت مشتریان و توسعه آن ها، رضایت مندی مدیران و کارکنان از عملکردشان در سازمان، افزایش بهره‌وری در مواد، زمان، نیروی انسانی و سرمایه، بالندگی و افزایش طول عمر سازمان‌ها، بهبود مستمر کیفیت کالا یا خدمات تولیدی، کاهش هزینه‌های سازمان، افزایش توان رقابتی در عرصه ی کسب و کار می شود.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از تعادل، دکتر شهرام شیرکوند در یادداشتی نوشته است:

امروزه مدیریت سرمایه های انسانی یک هنر و تخصص محسوب می شود. افرادی که از این هنر و تخصص بهره مند هستند، به هدف های مدیریتی خود دست می یابند. مدیران موفق، ایده ها و اندیشه های متعالی دارند و بر اساس یک نظام ارزشی مثبت در مسیر تعالی سازمانی و فردی حرکت می کنند.

این مدیران هر روز با یک تفکری نوین و ناب در عرصه مدیریت ظاهر می شوند و از فرصت ها و امکانات موجود به بهترین نحو ممکن استفاده می کنند. در مسیری که می پیمایند، از مشکلات و ناملایمت مدیریتی نمی هراسند و نا امید نمی شوند. حتی هر مانع یا مسئله ای را فرصتی برای ارتقاء قابلیت های فردی و سازمانی خود می دانند، اما مدیران سنتی اغلب گرفتار تشریفات می‌شوند و برای رفع مشکلات خاص، به راهکارهای معمول و متعارف متوسل می شود.

در حالی که مدیر ناب پیوسته درباره ی مشکلات سازمان می‌اندیشد، علل ریشه‌ای آن‌ها را می جوید و تجربیات را تا یافتن بهترین شیوه برای انجام اقدامات اصلاحی راهبری می‌کند.

هر زمان که این گرایش ذهنی ناب با ابزارهای ناب مناسب تلفیق گردد، اتلاف ریشه کن شده و ارزش های جدیدی در سازمان خلق می شود. بنابراین مهم ترین ابزار خلق ارزش و از بین بردن اتلاف در سازمان ها تفکر ناب است. تفکر ناب، نگرشی است برای افزایش بهره‌وری و ارزش‌آفرینی مستمر و حداقل کردن هزینه‌ها و اتلافات؛ این تفکر به بسیاری از مدیران کمک کرده تا از جعبه ابزار بهبود ناب، به منظور خلق ارزش واقعی برای مشتری، به گونه‌ای اثربخش استفاده کنند.

به طور حتم به منظور افزایش بهره وری و کاهش هزینه در سازمان بهره گیری از متدهای مطرح دنیا مانند تفکر ناب ضرورت دارد، برخی از مدیران این روش را در اقصی نقاط دنیا اجرا نموده و با تشکیل تیم های تخصصی، به انجام کارهای تیمی و گروهی در راستای شناسایی اتلاف ها اقدام نمودند. آنها توانستند معضلات و مشکلات زیادی را هموار و به تعالی سازمانی دست یابند.

مهم ترین وظایف مدیر ناب ‌اندیش را می توان این گونه بیان کرد ؛ ایجاد تغییر در فرهنگ سازمانی همسو با اصول و رویه های ناب، طراحی یک برنامه جامع و برنامه ریزی شده به جای راه حل های تک منظوره، تامین منابع لازم، حفظ اصول ناب و عمل به آن و تعهد بلند مدت، اختیار دادن به کارمندان و تاکید بر کار تیمی و گروهی.

به طور کلی تفکر ناب در پنج اصل اساسی خلاصه می گردد؛ با درک دقیق این اصول می‌توان ضمن به کارگیری کامل متد‌ها و فنون ناب به راهکار پایداری در ناب‌سازی سازمان و فرآیندهای آن دست یافت. این پنج اصل اساسی عبارتند از:

1- تعیین دقیق ارزش هر محصول معین از دیدگاه مشتری (Value) ؛

2- شناسایی جریان ارزش محصول (Value Stream) ؛

3- ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش (Flow)؛

4- امکان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولید کننده بیرون بکشد (Pull ) ؛

5- تعقیب و جست جوی کمال (Perfection).

به طور اساسی دو تعریف از “ناب” وجود دارد. یکی نگرش سیستمی، جهت حذف ضایعات از طریق بهبود مستمر و دیگری فرآیند کسب و کار جامع – نه فقط تولیدی. به طور کلی مدیریت ناب تنها به یک فعالیت خاص محدود نمی گردد، بلکه کلیه فعالیت های یک کسب و کار را از زمان طراحی محصول تا ارائه ی خدمات پس از فروش شامل می گردد.

در نگرش و تفکر ناب تولید تنها به مفهوم ساختن یک محصول نیست؛ زیرا تولید با جمع آوری چند دستگاه و عده ای کارگر به سادگی رخ می دهد، آنچه در این نظریه اهمیت دارد این است که ابتدا مشتری آنچه تولید می شود را با رضایت فراوان بخرد و سپس شرکت نیز به سود کافی برسد.

از دیدگاه مدیریت ناب هدف کلی رضایت مشتری توام با سود بیشتر سازمان یا شرکت تولیدی است. در این نگرش رضایت مشتری و تحقق انتظارات وی از کالا و خدمات ارائه شده که در نتیجه ی بهبود مستمر کیفیت تولید و خدمات انجام می شود، اساس کار سازمان را تشکیل می دهد و تنها از این طریق است که سازمان می تواند به سود بیشتر دست یابد.

امروزه در دنیای کسب و کار لازمه رقابت بهره گیری از همه ی فنون، ابزارها و ایده های جدید ناب است. تکنیک ناب با بهره گیری از مجموعه ابزارهای خود می‌تواند در اصلاح و بهبود فرآیندها نقش بنیادین ایفا نماید. از جمله ابزارهای ” ناب” می توان به کایزن، نقشه برداری جریان ارزش و تیم ها، به طور موفقیت آمیزی در سازمان های بزرگ خدماتی اشاره کرد.

حدود 20 نوع ابزار و تکنیک ” ناب ” وجود دارد که همه ی آنها با مبحث اندازه گیری مرتبط هستند. بسیاری از این ابزارهای ناب این امکان را دارند که در یک کسب و کار ستادی یا پشتیبانی، جهت تولید یا خدماتی به هم بپیوندند. عرصه فعلی کسب و کار، تصویر جدیدی از سازمان با نگرش نوین ارائه می‌کند که با این نگرش، سازمان مجموعه‌ای از فرآیندهایی است که هدف آن ها ایجاد ارزش برای مشتریان است.

برنامه سازمانی که تصمیم دارد این رویکرد را اجرایی نماید، نخست باید به حوزه سیگماها ورود نموده و در گام بعد طی مراحل بهبود تا رسیدن به سطح شش ‌سیگما (Six Sigma) یعنی 3.4 خطا در یک میلیون فرصت، برنامه ریزی گردد.

اصولا” سازمان ها در مسیر تغییر به بنگاه اقتصادی ناب، باید بستر و زیرساخت های مناسب را جهت نهادینه شدن تفکر ناب در تمام سطوح مهیا نموده و فرهنگ سازمانی را در این مورد توسعه دهند؛ نهادینه سازی این نوع تفکر ارتباط نزدیکی با نوع نگرش و ارزش های حاکم بر سازمان و کارکنان آن دارد. ناب اندیشیدن می بایست به فرهنگ سازمانی تبدیل شود.

مسلما” هر قدر تعهد کارکنان به ارزش های اساسی و محوری سازمان از جمله ناب اندیشیدن، بیشتر باشد و اعضای بیشتری از سازمان به این ارزش اعتقاد داشته باشند، آن فرهنگ و ارزش قوی‌تر است و تاثیر بیشتری بر رفتار اعضای سازمان دارد. قدر مسلم اولین گام برای پذیرش ارزش های فرهنگ از سوی اعضای سازمان، شناخت آن ارزش هاست.

لذا آموزش کارکنان سازمان مهم ترین اقدام عملی جهت بسترسازی برای نهادینه شدن تفکر ناب در یک سازمان و رسیدن به این باور است که باید رفتارمان را تغییر دهیم و برای تغییر رفتار بایستی تفکرمان را تغییر دهیم.

بنابراین کاربرد تفکر و مدیریت ناب، منتج به؛ کسب رضایت مشتریان و توسعه آن‌ها، رضایت‌مندی مدیران و کارکنان از عملکردشان در سازمان، افزایش بهره‌وری در مواد، زمان، نیروی انسانی و سرمایه، بالندگی و افزایش طول عمر سازمان‌ها، بهبود مستمر کیفیت کالا یا خدمات تولیدی، کاهش هزینه‌های سازمان، افزایش توان رقابتی در عرصه ی کسب و کار می‌شود.

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *