شاخص بهرهوری نیروی کار و شاخص بهرهوری کل عوامل تولید در دهه ۹۰ با شیب ملایمی افزاینده بوده است که قاعدتاً علل مختلفی را میتوان به آن نسبت داد و شاید بتوان مهمترین علت این امر را افزایش سطح مکانیزاسیون، دانش و آموزش در این دهه عنوان کرد.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از وبسایت سازمان بهره وری، کشاورزی و کشت محصولات زراعی و به تعبیر دقیقتر صنعت کشاورزی از جمله مواردی است که اهمیت بسیاری در زندگی انسانها دارد. این صنعت برای تأمین غذای جامعه، توسعه اقتصادی، حفظ منابع طبیعی و محیطزیست بسیار مهم است. نقش و اهمیت اساسی کشاورزی بهگونهای است که از آن برای بقاء و تأمین امنیت غذایی جامعه نیز یاد میکنند.
علاوه بر این، کشاورزی نقش بسیار مهمی در اشتغالزایی و توزیع درآمد در کشورها دارد. این صنعت سالانه میلیونها نفر را بهطور مستقیم و غیرمستقیم مشغول به کار و از اقتصاد کشورها حمایت میکند. کشاورزی برای توسعه روستاها و کاهش تراکم جمعیت در شهرها نیز اهمیت زیادی دارد. در یک جمعبندی کلی میتوان گفت، کشاورزی بهعنوان یکی از مهمترین فعالیتهای انسانی، نقش بسیار مهمی در تأمین غذا، توسعه اقتصادی و حفظ محیطزیست دارد.
کشاورزی از گذشته تاکنون
هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، جمعیت کشور بالغ بر ۳۵ میلیون نفر بوده است که بر این اساس، تولید محصولات کشاورزی حدود ۲۵ میلیون تن و سطح زیر کشت نیز ۹/۴ میلیون هکتار بوده است. در حال حاضر، میزان تولیدات کشاورزی ایران از مرز ۱۲۰ میلیون تن عبور کرده و سطح زیر کشت نیز حدود ۱۵/۷میلیون هکتار برآورد میشود.
پیشبینیها حاکی از آن است که جمعیت کشور در سال ۱۴۳۰ بالغ بر ۱۰۳ میلیون نفر خواهد بود و برای تأمین نیازهای غذایی آنها لازم است میزان تولید محصولات کشاورزی به ۱۸۰ میلیون تن در سال برسد. این در حالی است که طبق گفته محمد خالدی، مدیرکل امور اقتصادی وزارت کشاورزی، سهم کشاورزی از تولید ناخالص داخلی ۱۵ درصد و سهم آن در تولید ناخالص ملی ۱۱/۷درصد است، اما سرمایهگذاری در این بخش ۳درصد از کل سرمایهگذاریهای انجامشده در کشور است و شاید بتوان گفت، ضعف در سرمایهگذاری بهعنوان یکی از مهمترین حلقههای مفقوده این بخش در نظر گرفته میشود.
سهم اشتغال بخش کشاورزی
بر اساس بررسیهای سازمان ملی بهره وری ایران، با وجود ظرفیت بسیار بالای اشتغال در بخش کشاورزی، آمارها حاکی از آن است که ۳۵درصد از اشتغال کل کشور در این بخش قرار گرفته است. جمعیت شاغل این بخش از ۴/۲میلیون نفر در سال ۱۳۹۷ به ۳/۵ میلیون نفر کاهش یافته و میانگین سن شاغلان بخش کشاورزی نیز از ۵۰ سال عبور کرده است و در این بین سهم شاغلان روستایی از اشتغال بخش کشاورزی، ۷۶ درصد و سهم شاغلان شهری ۲۴ درصد است.
در یک تحلیل کلی میتوان گفت، سهم اشتغال بخش کشاورزی کشور سالانه در حال کاهش و با توجه به افزایش میانگین سنی شاغلان این بخش، شاید بتوان گفت، جذابیت اشتغال و سرمایهگذاری در این بخش در حال کمرنگشدن است.
بر اساس آمارهای سازمان امور اراضی کشور در سال ۱۴۰۲، از کل مساحت کشور حدود ۱۱ درصد معادل ۱۸ میلیون هکتار آن قابل زراعت است. از این بخش، ۵ میلیون هکتار از آن اراضی کشاورزی درجه یک و درجه دو و دارای بالاترین استعداد کشت هستند و تقریباً ۵۰ درصد تولیدات کشاورزی کشور نیز در این اراضی صورت میگیرد. بررسی آمار در دوره زمانی ۱۴۰۱-۱۳۶۰ نشاندهنده رشد ۳۴ درصدی سطح برداشت محصولات زراعی آبی، کاهش ۱۳ درصدی سطح برداشت محصولات دیمی و کاهش ۵۹ درصدی سطح کاشت محصولات باغی است.
علاوه براین، کاهش سهم هر بهرهبردار از اراضی کشاورزی نیز نشان از کوچکشدن مقیاس بهرهبرداری از زمین است که برخلاف قانون جلوگیری از خُردشدن اراضی کشاورزی و ایجاد قطعات مناسب فنی، اقتصادی مصوب ۱۳۸۵ مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین مباحث توسعه و تجاریسازی کشاورزی است.
تولیدات بخش کشاورزی
در طول سالهای پس از انقلاب، افزایش میزان تولیدات کشاورزی از دو طریق افزایش ۶۷ درصدی سطح زیرکشت در کل کشور و افزایش ۶۵ درصدی میزان برداشت در واحد سطح زیرکشت (۶/۲ تن محصول زراعی بهازای هر هکتار به ۹۶/۷ تن در هکتار افزایش یافته است) ایجاد شده است.
در این راستا، بر اساس آمارهای رسمی، میزان تولید غلات شامل گندم، جو، برنج سفید و ذرت دانهای، در سال زراعی «۱۴۰۰-۱۳۹۹» ۱۵/۷میلیون تن و در سال زراعی «۱۴۰۲-۱۴۰۱» به ۲۱ میلیون تن افزایش یافته است که این نشان از عزم دولت در افزایش تولید غلات در جهت دستیابی به امنیت غذایی پایدار است.
از طرف دیگر، سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی(فائو) در گزارشی از وضعیت تولیدات کشاورزی ایران، اعلام کرده است: ایران سیزدهمین تولیدکننده بزرگ گندم دنیا، سیزدهمین تولیدکننده بزرگ برنج و یازدهمین تولیدکننده بزرگ گوشت در آسیاست. علاوه بر این، با پیشبینی تولید ۶/۲۰ میلیون تن غله در ایران طی سال زراعی جاری (۱۴۰۲)، کشور از رتبه هشتم در ذخیره غلات دنیا برخوردار میشود.
این در حالی است که با وجود وابستگی ۴۳ درصدی واردات محصولات اساسی منتخب (گندم، جو، ذرت دامی، کلزا و سویا)، در کشور ظرفیت بالقوه حدود ۱۵ میلیون هکتاری برای افزایش تولید این محصولات و بیشینهکردن عملکرد آن نیز وجود دارد. اما در این زمینه موانعی وجود دارد که باید توسط دولت برطرف شود و شاید مهمترین مانع آن، ضعف دیدگاه بهرهوری در این حوزه است.
مقایسه عملکرد در تولید گندم
مقایسه بینالمللی عملکرد گندم بین کشور ایران با کشورهای منتخب نشان میدهد که از سال ۱۹۶۱ تا سال ۲۰۲۱، عملکرد گندم در ایران از 8/0 تن در هکتار به۱/۶ افزایش یافته است در حالی که در این دوره زمانی عملکرد این محصول در کشور مصر از ۵/۲ تن در هکتار به ۵/۶ و متوسط عملکرد جهانی بیش از ۳ برابر شده است.
صادرات و واردات بخش کشاورزی
بهرغم وجود ارزشافزوده مناسب در صادرات برخی کالاهای مورد نظر و خاص در بخش کشاورزی کشور، اما ارزش واحد صادراتی محصولات کشاورزی بهصورت کلی طی ۱۰ سال گذشته مرتباً در حال نزول و این روند درست برخلاف روندهای جهانی بوده است.
واردات سالانه بیش از ۲۸ میلیون تن انواع محصول اساسی کشاورزی به ارزش تقریبی ۱۴ میلیارد دلار و نرخ رشد سالانه ۶/۸ درصدی حجم صادرات محصولات کشاورزی و صنایع غذایی ۶/۸ درصد و نرخ رشد سالانه ارزش صادرات ۸/۰- درصد از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۰ درصد، سیگنالی است که باید بهطور جدی تحت بررسی و تحلیل فعالان این بخش و همچنین مقامات مسئول دولتی در جهاد کشاورزی قرار گیرد.
اگرچه از مهمترین دلایل این امر، کاهش اشتغال، سرمایهگذاری، بارندگی و … یاد میشود، اما باید گفت، بیتوجهی به این روند، افول اقتصادی و مستمر فعالیت در بخش کشاورزی و همچنین زیانهای جبرانناپذیر از جمله تهدید امنیت غذایی را بههمراه خواهد داشت و این در حالی است که ایران قابلیت خودکفایی در تولید بسیاری از این محصولات را دارد.
وضعیت بهرهوری در بخش کشاورزی
عملکرد دستگاههای اجرایی در اجرای چرخه بهرهوری
مقایسهای بین عملکرد دستگاهها و وزارتخانهها در استقرار چرخه بهرهوری انجام شده است. وزارت کشاورزی با استقرار ۷۴/۸۵ درصدی چرخه بهرهوری، از عملکرد نسبتاً مناسبی در این حوزه برخوردار است.
بهرهوری نیروی کار
رشد بهرهوری نیروی کار بین سال های ۱۴۰۰-۱۳۸۴در بخش کشاورزی حدود ۵ درصد و در برنامه ششم توسعه حدود ۳ درصد برآورد شده است که به نسبت سایر بخش ها از وضعیت نسبتاً مناسبی برخوردار است. علاوه بر این، با توجه به اینکه سطح بهرهوری این بخش در سال ۱۴۰۱ نسبت به میانگین و سایر بخشها از وضعیت نامناسبی برخوردار است، جا دارد تا در گام اول، آسیبشناسی علل وجودی این امر شناسایی و در گام دوم، برنامهریزی مناسبی در این حوزه انجام گیرد.
رشد ارزشافزوده بخش کشاورزی
ارزشافزوده بخش کشاورزی طی سالهای دهه ۹۰ حکایت از یک روند سینوسی در این بخش دارد. از سال ۱۳۹۱ تا سال ۱۳۹۳ تا حدودی شاهد شیب ملایم افزایش ارزشافزوده تولیدشده در این بخش هستیم. از سال ۱۳۹۳ تا سال ۱۳۹۷ نیز تا حدودی کاهش پیدرپی رشد ارزشافزوده بخش کشاورزی اتفاق افتاده است.
نکته قابل توجه، افزایش میانگین رشد بهرهوری کل عوامل تولید است که طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ اتفاق افتاده است و این بدان معنی است که در دهه ۹۰، بهرهوری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی از وضعیت نسبتاً مناسبی برخوردار بوده است.
وضعیت شاخصهای بهرهوری بخش کشاورزی
شاخص بهرهوری نیروی کار و شاخص بهرهوری کل عوامل تولید در دهه ۹۰ با شیب ملایمی افزاینده بوده است که قاعدتاً علل مختلفی را میتوان به آن نسبت داد و شاید بتوان مهمترین علت این امر را افزایش سطح مکانیزاسیون، دانش و آموزش در این دهه عنوان کرد.
مطالب مرتبط:
آموزههایی برای ارتقای بهرهوری کشاورزی
ضرورت تقویت کشاورزی پایدار مبتنی بر جامعه در اعضای سازمان بهرهوری آسیایی