ضرب المثل قدیمی «با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود» را شنیده اید. راستی چرا شیرین نمی شود؟! به نظر می رسد بخاطر این است که حلوایی وجود ندارد که شیرینی آن را بتوان احساس کرد!! مقوله بهره وری نیز متاسفانه در کشور ما مصداق همین ضرب المثل است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، بهزاد محمودی، معاون اسبق سازمان ملی بهره وری با نگاهی متفاوت درباره روز بهره وری در یادداشتی نوشته است:
در تقویم مناسبت های کشور، اول خردادماه به نام روز بهره وری و بهینه سازی مصرف نام گذاری شده است. البته همین نام گذاری کمی جای بحث دارد. بهینه سازی مصرف یک عنوان کلی و زیرمجموعه ای از بهره وری است که طبعا نمی تواند همتراز بهره وری قرار گیرد. مگر آن که نگرش ما به مصرف ، نگرشی جامع الاوصاف باشد که نه فقط مصرف کالاهای فیزیکی بلکه در ابعادی وسیع تر؛ صرف زمان، انواع سرمایه ها، مواد اولیه، انرژی و … را نیز در برگیرد.
مقوله بهره وری چندی است نقل مجالس و آذین بند برخی برنامه های کشور شده ،بدون این که واقعا مهم تلقی شود یا خبرگان، متولیان، انجمن ها و از همه مهم تر سازمان متولی آن مورد توجه واقعی و حمایت همه جانبه قرار گیرند.
شاخص ها و سنج های بهره وری در کشور ما، براساس آمارهای رسمی وضعیت غم انگیزی را نشان می دهند که واقعا زیبنده کشور ما نیست و از آن دردناک تر بی اهمیت شدن موضوعی است که به کرات در برنامه های پنج ساله و سیاست های کلی اهمیت به آن مورد توجه قرار گرفته است.

اصولا بهره وری در کشور ما بسیار مظلوم و غریب است. معمولا اول خردادماه هرسال از کنج عزلت بیرون می آورندش و لباس مهمانی و پلوخوری بر تنش می کنند و روی یک صندلی زیبا می نشانندش. همه به هم تبریک می گویند با او عکس یادگاری می گیرند و از کمالات و اوصاف او چه سخن ها می گویند.
بیچاره بهره وری مبهوت از تعاریفی که به اشتباه از او می شود و بحر طویل هایی که در مورد بالا بردن و اهمیتش در جاهایی که اصلا نبوده و ابراز علاقه ها از سوی کسانی که هیچوقت دوستش نداشته اند، منتظر است تا به او مجالی داده شود که خودش را نشان دهد و از توانمندی هایش و این که اصلا به چه دردی می خورد سخنی بگوید؛ لیکن در میان این همه مدعیان خوش سخن چه می تواند گفت.
| جای من دور کن از حلقه این مدعیان | که بدیشان نتوان دوخت به مسمار مرا |
| برتن از عشق چو پر فایده بندی دارم | پند بیفایده در دل نکند کار مرا |
| گر از این کار زیانم برسد، باکی نیست | اوحدی، سود ندارد، مکن انکار مرا |
در پایان روز بهره وری بیچاره بی آنکه حرفی زده باشد و بی آنکه حتی کسی با او هم کلام شده باشد؛ به همان اتاقک تنهایی خودش برده می شود تا در همان کنج تاریک سالی دیگر را سپری کند. صدای دغدغه مندان و کارشناسان و متولیان واقعی بهره وری نیز در همان اتاقک کوچک در می ماند و بازهم شنیده نمی شود تا شاید سال بعد…
بهره وری چیست؟
به تعبیر ساده نسبت خروجی تولید شده یا ستانده از یک سیستم و ورودی که برای ایجاد آن خروجی استفاده می شود را بهرهوری گویند. در تعریفی دیگر مفهوم بهره وری عبارت است از استفاده مطلوب، موثر و بهینه از همه لحظه ها، مجموعه امکانات، ظرفیت ها، پتانسیل ها، سرمایه ها، نیروها و منابعی که برای رسیدن به رشد و شکوفایی همه جانبه مورد نیاز است.

تمام تعاریفی که برای بهره وری ارایه شده اند یک فصل مشترک دارند و آن این که: بهره وری مفهومی است که ترکیبی از کارآیی و اثربخشی را نشان می دهد.

مرکز بهره وری ژاپن نیز در اساسنامه خود در ۱۹۵۵ چنین می نویسد هدف از بهبود بهره وری در وهله ی نخست عبارت است از به حد اکثر رساندن استفاده از منابع،نیروی انسانی،تسهیلات و غیره به نحو علمی ،کاهش هزینه های تولید،گسترش بازارها،افزایش اشتغال و کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی ،به طوری که به سود کارگر،مدیریت و عموم مصرف کنندگان باشد.

بهرهوری یعنی هوشمندانه کار کردن
بهرهوری یک فرهنگ و نگرش به کار و زندگی است. بهرهوری روش و بینشی است که از طریق بکارگیری راه های مختلف و عقلانی سعی در جلوگیری از اتلاف نیرو، انرژی، منابع و زمان داشته و ظرفیتها و قابلیتها را ارتقا می دهند. به عبارتی بهرهوری یعنی هوشمندانه کار کردن.
این موضوع دلالت بر آن دارد که دیگر بهره وری مختص بخش صنعت نیست بلکه در بخش های خدمات، حکمرانی و عمومی نیز کاربردهای بسیار داشته و امروزه با تلفیق آن با سایر فعالیت ها نتایج بسیار درخشان و جالبی بدست آمده است. بهره وری در زندگی روزمره نیز عمیقا قابل نفوذ است و می تواند در بهبود روش های زندگی تاثیر شگرفی ایجاد کند. کما اینکه عدم اجرای آن نیز زیان های بسیار به همراه دارد.

گاهی اوقات به اشتباه بهره وری و کیفیت به جای یکدیگر بکار می روند. براساس استاندارد ایزو ۹۰۰۱ به عنوان استاندارد سیستم مدیریت کیفیت می توان گفت کیفیت میزان و درجه ای از برآورده شدن الزامات و خواسته ها است. درواقع کیفیت یک محصول یا خدمت همان چیزی است که مشتری یا دریافت کننده خدمات طلب می کند.
بهره وری و کیفیت به عنوان یک مشخصه ترکیبی حاصل تلاش تمامی عناصر یک سازمان و نتیجه ترکیب صحیح فرآیندها و نظام های مرتبط است که مدیریت آن سبب اداره بهتر فعالیت ها و کسب موفقیت های بیشتر شده، به افزایش کارایی ، ارتقای بهره وری و حصول مزایای رقابتی منجر می شود.
براین اساس ایجاد، توسعه و سپس استقرار نهادینه سازی حرکت بهره وری برای رشد و استمرار آن در کلیه سطوح عملکردی سازمان از جمله ضرورت های جدی یک سازمان در عرصه فعالیت است.
بهره وری چه نیست؟
اما چه چیزی بهره وری نیست و به عبارتی تعابیر غلطی است که در خصوص بهره وری وجود دارد:
- افزایش ستانده لزوما باعث افزایش بهره وری می شود.
- سود و بهره وری مترادف هم هستند.
- کاهش هزینه لزوما بهره وری را افزایش می دهد.
- افزایش بهره وری باید به بهای تنزل کیفیت انجام شود.
- بهره وری فقط مختص بخش صنعت است.
- بهبود کارایی، ارتقای بهره وری را تضمین می کند.

برای ارتقای بهره وری می بایست دو چیز را در گام اول بسیار مورد توجه قرار دهیم. اول این که هدف و فلسفه وجودی چیست؟ و دوم ارزیابی دقیق و منصفانه از وضع موجود است.

اما در بین تصمیم سازان و مدیران بخش های تولیدی یا خدماتی برخی مصادیق ضرب المثل های فارسی وجود دارد که به طرز عجیبی با وضعیت بهره وری در کشور ما سنخیت دارد:
الف ) برخی ادعا می کنند که بهره وری را شناخته و در سیستم خود اجرا کرده اند ولی آن چه که شما از آن سیستم می بینید دلالت و اشارتی بر آن ندارد که نمی دانیم”قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را!!“
ب) برخی دیگر بدون درک و شناخت درست از بهره وری با تشکیل مراسم و جلسات نمایشی متعدد و نشست های خبری یا پروژه های آموزشی و تحقیقی بلااثر خود را مجری بلافصل بهره وری می دانند که مصداق “آفتابه و لگن هفت دست؛ شام و ناهار هیچ!! “هستند.
پ) گروهی دیگر نیز با توجه به عدم شناخت درست و اصرار بر آگاهی نداشته مدل های موسوم به بومی سازی را پیاده می کنند که واقعا “از دور دل می برد و از نزدیک زَهره!!”
ت) برخی دیگر نیز که کلا گمگشته و سرگشته راه هستند و با انتخاب مشاوران و به اصطلاح اساتیدی که اتفاقا ایشان هم اصلا در جریان امر نیستند کلا در مسیر اشتباه گام بر می دارند و به اصطلاح “من مست و تو دیوانه؛ ما را که برد خانه”

ث) برخی دیگر نیز اولویتی برای بهره وری قایل نیستند ولی چون ناچارند تکالیف و برنامه های کلان در این خصوص را اجرا کنند، در حد تعدادی اقدامات نمادین و به اصطلاح فورمالیته! فعالیت هایی را انجام می دهند که عملا به درد تنها چیزی که نمی خورد بهره وری است و “ آبی از او گرم نمی شود“. مصداق ایشان هم این است که “ای دل غمین مباش؛ شد، شد؛ نشد، نشد”.
ج) البته برخی دیگر نیز می دانند رویکرد بهره وری مسیری است که همت والا و علاقه واقعی به بهبود را می طلبد و به اصطلاح در این راه “با پا راه بروی کفش پاره می شود، با سر کلاه”؛ پس باید زحمت و رنج کار را بر خود هموار ساخت:
| بر سر آنم که گر زدست برآید | دست به کاری زنم تا غصه سرآید |
ارتقای بهره وری می تواند بسیاری از هزینه های اضافی ناشی از فرایندهای اشتباه یا کم بهره را حذف کند و فضای بهتری را برای زندگی به وجود آورد. در چنین حالتی می توان از سرمایه ها هم به نحو بهتری استفاده کرد. این که به بهره وری به عنوان یک کالای لوکس و نامتناسب با شرایط کنونی!! نگاه کنیم یا به دلیل ترس از تغییر یا اعتقاد راسخ به عدم لزوم تغییر در جهت بهبود به دیده تحقیر بهره وری را ورانداز کنیم نشان از توانمندی مدیریت و راهبری ما ندارد ،بلکه نشانه عدم مسوولیت پذیری و حس دلسوزی برای سرمایه های این مرز و بوم است.

برگردیم به عنوان این نوشته: شیرینی حلوای بهره وری زمانی چشیده می شود که اول حلوا را بخواهیم و دوم، آن را بپزیم!!. این که صرفا تکرار مکررات کنیم و فقط صحبت از لزوم بهره وری به میان آوریم و مانند همیشه چند مثال عینی و ذهنی از ژاپن بیاوریم، خلق ارزش نمی کند.
در تمام سال هایی که حتی قبل از استخدام در بانک در زمینه بهره وری و مدیریت کیفیت و ارزیابی فعالیت داشتم تنها یک چیز را عامل اصلی موفقیت سازمان ها و شرکت ها یافتم و آن نه فناوری و امکانات مالی، بلکه خواست واقعی و درک عمیق از جایگاه فعلی و آینده و هدف گذاری است که موجب تعالی میشود. به امید روزی که ارتقای بهره وری بستر تمام برنامه ها و فعایت ها باشد و شیرینی و حلاوت آن به واقع قابل چشیدن باشد.
