تغییر اقلیم یکی از پدیدههایی است که در ایران بسیار تشدید شده و پرداختن به آن برای کارشناسان و تصمیمسازان واجد اهمیت فراوان است.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از آینده نگر، آیندگان عصر سوختهای فسیلی را عصر تباهی و ویرانگری یاد خواهند کرد. نوههای کسانی که اکنون جوان هستند، داستانهای ترسناکی خواهند شنید از مردمانی زمانی کوههای بزرگی از مواد سمی را که از اعماق زمین بیرون آورده بودند، سوزاندهاند و در نتیجه کودکان بیمار شده و پرندگان مرده و هوا کثیف و کره زمین گرم شده بود.
ما باید جهان را از نو بسازیم و میتوانیم آن را بهتر کنیم. همهگیری کوویدــ۱۹ گواهی میدهد که اگر بحران را جدی بگیریم، میتوانیم نحوه زندگیمان را، تقریباً یک شبه، بهنحوی چشمگیر، در سطح جهانی تغییر دهیم.
کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد که به تازگی در گلاسکو به پایان رسید، ما را به این نقطه نرساند، هرچند تصمیمات خوب و حتی قابل توجه زیادی گرفته شد. شش ماه پیش، «آژانس بینالمللی انرژی» خواستار توقف سرمایهگذاری در پروژههای جدید سوختهای فسیلی شد و اعلام کرد: «مسیر مناسبی پیش روی جهان است تا در سال ۲۰۵۰ به حذف آلایندههای گرمکننده زمین برسد، اما این مسیری باریک است و نیازمند تغییری بی سابقه در نحوۀ تولید و حمل و نقل و استفاده جهانی از انرژی است».
فشار فعالان بود که «آژانس بینالمللی انرژی» را به این نقطه رساند و ۲۰ کشور در «کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد ۲۰۲۱» متعهد شدند که یارانهها مربوط به پروژههای سوخت فسیلی در خارج از کشور را متوقف کنند. آژانس بینالمللی انرژی (International Energy Agency) یک سازمان مستقل بیندولتی است که در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در سال ۱۹۷۴ در پی بحران نفتی سال ۱۹۷۳ تأسیس شد.
آژانس بینالمللی انرژی به کشورهای عضو آن مشاورۀ سیاسی میدهد، همچنین با کشورهای غیر عضو بهویژه چین و هند و روسیه کار میکند. مأموریت آژانس در سه حوزۀ امنیت انرژی و توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط زیست است.
عوارض روحی و روانی بحران اقلیم هم به یک بحران فوری تبدیل شده است. به عقیده من، بهترین کار این است که هم به خوبی بر حقایق اشراف داشته باشیم و هم برای رسیدن به آیندهای شایسته تلاش کنیم. آنچه در ادامه میآید مجموعهای است از پیشنهادها و ابزارهایی که به مواجهه فکری و عملی با بحران اقلیم کمک میکند.
۱. احساسهایتان را از حقایق تغذیه کنید
مراقب احساسهایی باشید که ربطی به واقعیت ندارند. واکنشهای احساسیام، در موارد بسیاری، مرا به تحلیلی نادرست از موقعیت رسانده است. گاهی اوقات این واکنشها و احساسها صرفاً پاسخی هستند به یک نگرانی مبهم، اینکه ما محکوم به فنا هستیم.
یکی از موارد عجیب در خصوص بحران اقلیم این است که افراد ناآگاه و بیاطلاع اغلب ناامیدکنندهتر و سرسختتر و جبرگراتر از متخصصان این حوزه هستند ــ دانشمندان و متصدیان و سیاستگذارانی که کاملاً در جریان اطلاعات و دادهها و خط مشیهای سیاسی هستند. بسیاری از مردم ناامیدانه میگویند: «خیلی دیر است» و «کار از کار گذشته» و «کاری از دست ما برنمیآید». اما این حرفها بهانههایی است برای کاری نکردن، و نادیدهگرفتن کسانی که کاری انجام میدهند. کارشناسان این حرفها را نمیزنند.
ما هنوز فرصت داریم که به جای بدترین سناریوها بهترینها را انتخاب کنیم، اگرچه هرچه بیشتر زمان از دست برود کار سختتر میشود و به اقدامات چشمگیرتری نیاز است. ما میدانیم چه باید کرد. تنها موانع پیش رو ما موانع سیاسی و خیالی است.
۲. به آنچه نقداً روی داده توجه کنید
یکی دیگر از شکایات رایج این است که «هیچ کس کاری در این مورد نمیکند». اما این حرف را افرادی میزنند که به کارهایی که هزاران نفر با شور و اشتیاق و اغلب به نحوی مؤثر انجام میدهند توجهی ندارند. «جنبش تغییر اقلیم» با قدرت و ظرافت و جامعیت بالیده و رشد کرده است و در بسیاری از نبردها نیز پیروز شده است.
جنبش تغییر اقلیم مجموعهای است از سازمانهای غیردولتی در سرتاسر جهان که درگیر فعالیتهای مربوط به موضوعات تغییر اقلیم هستند. این گروهها زیرمجموعهای از جنبش گسترده زیستمحیطی به شمار میروند. اما برخی این جنبش را با توجه به دامنه و قدرت و فعالیتهایی که دارد یک جنبش اجتماعی جدید میدانند.
یکی از پیروزیهای این جنبش همین است که در حال حاضر افراد به مراتب بیشتری نسبت به چند سال گذشته نگران بحران اقلیم هستند، از شهروندان عادی گرفته تا سیاستمداران قدرتمند. جنبش اقلیم ــ که در واقع متشکل از هزاران جنبش با هزاران کارزار در سراسر جهان است ــ تأثیری عظیم داشته است.
اگر نمیتوانید در حال حاضر برخی پیروزیهای این جنبش را در گذشته ببینید، به این دلیل است که چیزی به جا نمانده که ببینید: مثل کارخانه زغال سنگی که هرگز ساخته نشد، خط لولهای که جمع شد، حفاریهایی که ممنوع شد، درختانی که قطع نشدند.
۳. به فرد چشم ندوزید، دنبال مردم خوب باشید
وقتی از مردم میپرسم که در زمینۀ بحران اقلیم چه میکنند، اغلب به انتخابهاشان در سبک زندگی اخلاقمدار مانند رژیم غذایی وگان یا عدم استفاده از وسایل حمل و نقل هوایی اشاره میکنند. بله اینها کارهای خوبی است. اما در عین حال کارهای بالنسبه بی اهمیتی است. دنیا باید تغییر کند اما این تغییر با مصرف یا عدم مصرف یک نفر روی نمیدهد ــ و من ترجیح میدهم خودمان را در وهلۀ اول مصرفکننده ندانیم.
در مقام شهروندان سیارۀ زمین، ما وظیفه داریم که در این تغییر مشارکت داشته باشیم. مثل زمانی که شهروندان دور هم جمع میشوند، ما این قدرت را داریم که بر مسیر تغییر تأثیر بگذاریم، و فقط در این مقیاس است که میتوان به اندازه کافی تغییر ایجاد کرد.
انتخابها و تصمیمهای فردی میتوانند به آرامی بیشتر و بیشتر شوند، یا حتی گاهی نقش تسریعکننده یا به اصطلاح کاتالیزور داشته باشند، اما ما وقت نداریم. تغییر شخصی از تغییر جمعی جدا نیست: محض نمونه، شهرهایی که انرژی پاک تأمین میکنند، همه شهروندانش انرژی پاک مصرف میکنند.
۴. آینده هنوز نانوشته است
افرادی که با قدرت اعلام میکنند که در آینده چه خواهد شد یا چه نخواهد شد، فقط باد به غبغب خود میاندازند و باور شما را به آنچه امکان تحقق دارد خراب میکنند. کسی فکرش را هم نمیکرد که کانادا ۲۰ درصد از زمینهای خود را به حکومت خودگردان بومیان واگذار کند، یا بریتانیا به استفاده از زغال سنگ پایان دهد، یا کاستاریکا نزدیک به ۱۰۰ درصد انرژی پاک مصرف کند. سوابق تاریخی به ما میگوید که آنچه فکرش را هم نمیکنید پیوسته روی میدهد.
در سال ۲۰۱۵، کریستیانا فیگرس، ۱۹۲ کشور را به امضای یک معاهده اقلیمی جهانی موفق در پاریس ترغیب کرد. اما وقتی برای اولین بار از او خواستند این مسئولیت را بپذیرد و بیش از صد کشور را دور هم جمع کند و به توافق برساند، او گفت غیرممکن است. او به هر حال این مسئولیت را بر عهده گرفت. او در نهایت موفق شد ــ البته نه در به انجام رساندن کار، بلکه در پیشبرد آن. آینده هنوز نانوشته است. امروز در حال تحریر آینده هستیم.
۵. پیامدهای غیر مستقیم مهم است
مبارزات علیه خط لوله نفت «کیاستون اکسال»، سالهای سال ادامه داشت و به بردها و باختهای زیادی انجامید ــ و سرانجام با روی کار آمدن جو بایدن کار این خط لوله کاملاً متوقف شد. این موفقیت پیشکشی بایدن نبود؛ این بدهیای بود که به فعالان محیط زیست و اقلیم پرداخت شد. صبر مهم است و تغییر خطی نیست. از اینرو، پیامدهای غیر مستقیم بسیار مهماند.
خط لوله کیستون یک سیستم خط لوله برای انتقال نفت خام سنتتیک از نفت ماسههای البرتا در کانادا و شمال ایالات متحده به پالایشگاههای ساحل خلیج در تگزاس است. طول این خط لوله انتقال نفت هزار و ۸۹۷ کیلومتر است. این خط لوله به صورت روزانه قابلیت انتقال ۸۳۰ هزار بشکه نفت خام از کانادا به پالایشگاههای خلیج مکزیک را خواهد داشت.
کارزار «کیاستون اکسال» طولانی و دشوار بود و قهرمانانی که با آن مبارزه کردند، علاوه بر توقف کار یک خط لوله نفتی، کارهای زیادی انجام دادند. آنها ماسههای نفتی و قیری آلبرتا ــ یکی از کثیفترین عملیات سوختهای فسیلی روی زمین ــ را به عنوان جنایات زیستمحیطی و یک بمب اقلیمی در سرتاسر جهانی شناساندند، بمبی که باید خنثی میشد.
سازماندهندگان این جنبش ائتلافهایی چشمگیر میان کشاورزان و بومیان زمیندار و اجتماعهای محلی و یک جنبش بینالمللی ایجاد کردند. آنها به ما یاد دادند که چرا خطوط لوله یک نقطه حساس است، و مردم را ترغیب کردند که علیه خط لوله نفت بجنگند و در بسیاری از نبردها هم پیروز شوند.
کارزار «کیاستون اکسال» ممکن است الهام بخشِ رهبران لاکوتا هم بوده باشد که در سال ۲۰۱۶ در برابر خط لوله «داکوتا اکسس» ایستادند. این مبارزه کار خط لوله را متوقف نکرد. البته هنوز نه. این مبارزه تمام نشده است.
۶. قدرت تخیل اعجابآور است
در مواجهه با بحرانِ اقلیمْ قوۀ تخیل شکست غمانگیزی خورده است. ناتوانی در درک همزمان امور اسفناک و شگفتانگیز. ناتوانی در تصور اینکه چگونه همه این امور به هم متصلاند، چگونه آنچه ما در نیروگاهها و موتورهای اتومبیلمان میسوزانیم، با دودی که به آسمان میفرستند، دی اکسید کربن منتشر میکنند.
برخی نمیتوانند درک کنند جهان که ۱۰ هزار سال تا این حد پایدار بوده، اکنون بیثبات شده و پر است از خطرات جدید. دیگران هم نمیتوانند تصور کنند که ما واقعاً قادر به انجام آنچه لازم است هستیم ــ که چیزی کمتر از ساختن یک دنیای جدید و بهتر نیست.
۷. حقایق را بررسی کنید (و مراقب دروغگوها باشید)
فکر کردن به آینده مستلزم تخیل و همچنین دقت است. امواج دروغهایی که چندین دهه درباره تغییرات اقلیمی سر دادهاند افکار عمومی را فراگرفته است. اما عصر انکار بحران اقلیم تا حد زیادی به پایان رسیده است.
شرکتهای نفتی هزینههای هنگفتی صرف تبلیغاتی میکنند که حاوی دروغهای آشکار و راهحلهای نادرست است. سر و صداهای زیادی حول فناوریهای جذب کربن هست ــ و یک شوخی قدیمی بسیار زیبا که میگوید بهترین فناوری جذب کربن درخت است و بس. صحبت از فناوری جذب کربن در مقیاس بزرگ و دستساز انسان است که هیچ وجود خارجی ندارند.
اغلب عنوان میکنند که ما با این فناوریها میتوانیم به تولید گازهای گلخانهای ادامه دهیم. اما نه. نمیتوانیم. «مهندسی اقلیم» هم از دیگر توجهگردانیها و ایدههای مورد علاقه تکنوکراتها است که حواس مردم را از فاجعه پرت میکند. در سال ۲۰۱۷، مارک جاکوبسون از دانشگاه استنفورد به این نتیجه رسید که تقریباً هر کشوری منابع طبیعی مورد نیاز برای گذار به عصر انرژیهای تجدیدپذیر را دارد.
مهندسی اقلیم (Geoengineering) عبارت است از دخالت بزرگ مقیاس و تعمدی انسان در سامانه اقلیم زمین، که عمدتاً با هدف مقابله با گرمایش جهانی صورت میگیرد. مهندسی اقلیم در مقیاس بزرگ با تزریق مواد شیمیایی به لایه استراتوسفر جو زمین امکانپذیر است، که با هدف بازتاب بخشی از تابش ورودی به جو زمین صورت میگیرد.
۸. تاریخ چراغ راه ما است
ما به پیروزیهایی دست یافتهایم. برخی از این پیروزیها چشمگیر هستند. پیروزیها یادآوری میکنند که ما ناتوان نیستیم و کارمان بیهوده نبوده است. آینده هنوز نانوشته است، اما با مطالعه گذشته میتوان به الگوهایی دست یافت که به ما در شکل دادن به آینده کمک کنند.
ناامیدی و افسردگی اغلب ناشی از این احساس است که هیچ چیز تغییر نخواهد کرد، یا ما توان ایجاد تغییر نداریم. در اوایل این قرن، ما هیچ جایگزین مناسبی برای سوختهای فسیلی نداشتیم. باد و خورشید بالنسبه گران بودند و به کار نمیآمدند و فناوری باتری نیز تازه در مراحل اولیه تولید و توسعه بود.
۹. پیشینیان را فراموش نکنید
مغفولترین انقلاب عصر ما هیچ نیست مگر انقلاب انرژی: با اختراع و ابداع طرحهای جدید و کارآمدتر، هزینههای تولید انرژی خورشیدی و بادی به شدت کاهش یافته است، و اکنون به طور گستردهای به این انرژیهای پاک توجه میشود که برای تأمین انرژی آینده ما بیش از اندازه کافی هستند.
ما اولین نسلهایی هستیم که با دامنه و مقیاس و عوارض فاجعهای به نام تغییرات اقلیم مواجه میشویم. اما زندگی کردن در تهدید و خطر و ترس از آنچه بناست روی دهد، برای ما انسانها تازگی ندارد. من گاه به کسانی فکر میکنم که در اردوگاههای مرگ آلمان نازی دلیر بودند و از اصولشان کوتاه نیامدند.
به همسایگان مهاجر اهل آمریکای لاتینم فکر میکنم، که برخی از آنها با شهامت در مسیر مهاجرتهای وحشتناکی که داشتهاند، روزها در صحرا قدم زدند تا از جوخههای مرگ و دیکتاتوریها و فاجعه اقلیمی فرار کنند. به بومیان قاره آمریکا فکر میکنم، که وقتی زمینهایشان را به سرقت بردند و تصرف کردند، قتل عامشان کردند و جمعیتشان به شدت کاهش یافت و سلطه استعماری زندگی و فرهنگشان را به هر طریق ممکن نابود کرد. آنچه برای مقاومت و ایستادگی در شرایط آنها لازم بود تقریباً در تصور نمیگنجد.
رهبری بومیان برای جنبش اقلیم اهمیت فوقالعادهای داشته است. گزارشی که تابستان امسال منتشر شد نشان داد که رهبری بومیها چقدر برای جنبش اقلیم مؤثر و حیاتی بوده است: «مقاومت بومیان باعث شد تا انتشار آلودگی گازهای گلخانهای متوقف یا به تعویق بیفتد که معادل حداقل یک چهارم انتشار سالانه کربن در ایالات متحده و کانادا بوده است».
۱۰. از زیبایی غافل نشوید
آشوبی که تغییرات اقلیمی به پا کرده به این ترس دامن زده است که مبادا زیباییهای این دنیا را از دست بدهیم. میخواهم بگویم در ۵۰ سال و ۱۰۰ سال آینده ماه طلوع میکند و نور نقرهای خود را بر پهنهها دریاها میتاباند و زیبایی آن را احساس میکنیم، حتی اگر خط ساحلی دیگر به سیاق سابق در کنارۀ دریاها وجود ندشته نباشد.
در ۵۰ سال آینده، نور در پهنۀ کوهها، انکسار نور روی هر قطره باران در چمنها همچنان زیبا خواهد بود. گلها شکوفا خواهند شد و زیبا؛ کودکان متولد خواهند شد و آنها هم زیبا خواهند بود.
وقتی دیگر همۀ اینها تمام شد، ما واقعاً زشتی دوران سوختهای فسیلی و نابرابری گسترده اقتصادی را خواهیم دید. بخشی از چیزی که ما برای آن میجنگیم زیبایی است و این به معنای جلب توجه شما به زیبایی در زمان حاضر است. اگر فراموش کنید برای چه میجنگید، ممکن است درمانده شوید.
مدتها است که داستانهای ترسناکی از صخرههای یخی و مرجانی و رویدادهای حاد اقلیمی گفتهایم تا شاید چشم مردم را به روی این واقعیت باز کنیم که اقلیم زمین در حال تغییر است. من امروز ترس دیگری دارم ــ اینکه این آشوب ناگزیر و حتی عادی به نظر آید، درست مثل جنگ در نظر کسی که زندگیاش در جنگ گذشته است.
من بر این باورم که اکنون باید داستانهایی تعریف کرد از زمینی که به ارث بردهایم، و نشان دهیم که زمین ما چقدر زیبا و غنی و هماهنگ بود، الگوهای آن چقدر زیبا بود و در برخی زمانها و مکانها هنوز هم زیبا است، و در بازسازی و محافظت از آن چه کاری از دست ما بر میآید. آن زیبایی را امانتی مقدس بدانیم و یاد آن را گرامی بداریم. در غیر این صورت ممکن است فراموش کنیم که چرا میجنگیم.
مطالب مرتبط:
گفتگوی بهرهوری: پس از COP28؛ تغییرات اقلیمی و فرصتهای بهرهوری برای مشاغل
تغییرات اقلیمی و روزهای طولانیتر + ویدئو
کشاورزی نوآورانه و پایدار: گزارشی از «مرکز تعالی کشاورزی اقلیم محور» سازمان بهرهوری آسیایی