ارز گران، کفاره سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد است

مساله اصلی در کشور ما، روند اشتباه سرمایه‌گذاری‌هاست. از یک طرف مردم رویکردهای اشتباهی در سرمایه‌گذاری دارند و از سوی دیگر، دولت به دلیل تحریم‌ها امکان جذب سرمایه‌های خارجی را ندارد. اینگونه است که نرخ ارز روند صعودی را طی می‌کند و بازارها با نوسان همراه هستند.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، محمد حسین ادیب، در روزنامه تعادل نوشته است:

اولین اولویت در هر کشوری ثبات اقتصادی است. یعنی اینکه کشورها در برابر اتفاقات، تاب و توان ایستادگی داشته باشند. تاب‌آوری اقتصاد هم مستلزم شکل‌گیری بهره‌وری بالاتر است. بهره‌وری بالا هم زمانی محقق می‌شود که سرمایه‌گذاری به اندازه لازم صورت گرفته باشد.۱۰ سال است در ایران سرمایه‌گذاری کمتر از نیاز کشور بوده است، این روند اولا ثبات اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، بعد هم نرخ ارز را بالا می‌برد.

اگر از این به بعد هم سرمایه‌گذاری انجام نشود، نرخ ارز باز هم بالاتر و بالاتر می‌رود. سرمایه‌گذاری در ایران در حد نیاز کشور نیست، بعد افراد و دستگاه‌ها و اقشار مختلف یقه هم را می‌گیرند که چرا بازارها نوسانی شده است. وقتی مردم پولشان را دلار می‌خرند و پنهان می‌کنند، طبیعی است که دلار گران می‌شود. از سوی دیگر، ۷۰سال است در این کشور مردم هر پس‌اندازی به دست می‌آورند، مسکن یا ویلای شمال می‌خرند!. وقتی ۷۰ سال پس‌انداز مردم اموال غیر منقول شد، طبیعی است ارز گران می‌شود و بازارها نوسانی.

ارز گران کفاره این نوع سرمایه‌گذاری است. ۷۰ سال است در این کشور کمتر کسی در حوزه‌های مولد سرمایه‌گذاری کرده که برای کشور ارز به دنبال داشته باشد. نتیجه ۷۰ سال پس‌انداز در اموال غیر منقول گرانی و نوسان نرخ ارز است. عجیب اینکه در کشوری که از کل اروپای غربی بزرگ‌تر است، بزرگ‌ترین سرمایه مردم، زمین است! شرایط امروز اقتصاد ایران نتیجه تصمیمات مردم و سوءمدیریت‌های برخی مسوولان است.

این مدل توسعه، البته مدل انگلیسی است‌. انگلیس از یک طرف روی معادن زغال سنگ قرار گرفته و از طرف دیگر، دور تا دور این کشور، پر از ماهی است. مارگارت تاچر اما زمانی گفت: «وقتی من نخست‌وزیر شدم، بزرگترین بحران انگلیس کمبود ماهی و کمبود زغال سنگ بود!» تاچر می‌گوید نبوغ می‌خواهد کشوری که دور تا دور آن، ماهی است و روی تخته‌‌های بزرگ زغال سنگ قرار گرفته، بحران دولت مستقر، کمبود این دو گزاره باشد. من هم می‌گویم نبوغ زیادی می‌خواهد در کشوری که از کل اروپای غربی بزرگ‌تر است، ثروت اصلی مردم، زمین باشد! ایران با بهره‌گیری از مدل توسعه انگلیسی با این مشکلات دست به گریبان است.

جک استراو وزیر امور خارجه انگلیس در کتابش می‌نویسد، ایرانی‌ها تنها ملتی هستند که تصور می‌کنند انگلیس هنوز ابرقدرت است! یعنی ما تنها ملتی هستیم که فکر می‌کنیم انگلیس ابرقدرت است و مدل کسب و کارمان را هم از مدل انگلیسی انتخاب می‌کنیم! بخش قابل توجهی از وضعیت و نوسانات نرخ ارز، امروز محصول شیوه پس‌انداز ایرانی‌ها است.

این تصور اشتباه که سرمایه‌گذاری در«مسکن» خیانت نمی‌کند اقتصاد ایران و سرمایه‌گذاران ایرانی را روی هوا قرار داده. حالا باز ایرانی‌ها بروند و در شمال زمین بخرند! واقعیت چیست؟ واقعیت این است که الگوی خرید مسکن در ایران تغییر کرده است. از بهمن، فروردین و اردیبهشت به‌طور متوسط روزی ۱۳ خانه بالای ۱۵۰ متر از هر ۳۵۰ هزار خانه به فروش می‌روند. این روند در خرداد سال ۱۴۰۳ به ۷خانه از هر ۳۵۰هزار خانه رسیده است.

معنای این روند آن است که بازار هوشیار شده و به سر عقل آمده است. دولتی که برای ۵روز آینده، پول در حسابش دارد (درست هم هست، چون هر دولت و هر سرمایه‌گذار و فعال اقتصادی، تنها برای ۵ روز آینده‌اش، باید پول داشته باشد) توان خاصه خرجی‌های غیرمنطقی را ندارد. البته این اعداد و ارقام به دلیل اجرای اف‌ای‌تی‌اف در ایران استخراج شده است‌. از ۷۰هزار حساب دولتی قبل، همه آنها متمرکز شده و ۱۴هزار حساب شده، راحت از طریق اینترنت می‌شود موجودی خزانه دولت را استخراج کرد. مردم باید به صورت شفاف بدانند در خزانه دولت چقدر موجودی وجود دارد.

می‌گویند زمان ناصرالدین شاه قاجار، او در سرتاسر ایران سفر می‌کرده. در آن زمان بحث روز این بوده که چرا این همه پول در خزانه شاهنشاهی وجود دارد، اما برای کشور هزینه نمی‌شود؟ این پرسش موضوع روز کشور بود. پس از مشروطه که آمارهای خزانه شاهی بیرون می‌آید متوجه می‌شوند، پولی در خزانه نبوده، در واقع ناصرالدین شاه به عده‌ای پول می‌داده، راه بیفتند در شهرهای مختلف و خبرسازی کنند که خزانه شاهی پر است! در واقع پولی در کار نبوده است اما اینطور وانمود می‌شد که خزانه پر است!

امروز هم می‌گویم اینکه در خزانه بیش از حد پولی وجود ندارد مشکل دولت‌ها نیست. مساله اصلی در کشور ما، روند اشتباه سرمایه‌گذاری‌هاست. از یک طرف مردم رویکردهای اشتباهی در سرمایه‌گذاری دارند و از سوی دیگر، دولت به دلیل تحریم‌ها امکان جذب سرمایه‌های خارجی را ندارد. اینگونه است که نرخ ارز روند صعودی را طی می‌کند و بازارها با نوسان همراه هستند.

مطالب مرتبط:

ارز تک‌نرخی؛ خالق تورم یا نابودگر رانت؟

توازن ارزش و ریسک در فناوری‌های مالی

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *