اصولا بهره وری در کشور ما بسیار مظلوم و غریب است. معمولا اول خردادماه هر سال از کنج عزلت بیرون می آورندش و لباس مهمانی و پلوخوری بر تنش می کنند و روی یک صندلی زیبا می نشانندش. همه به هم تبریک می گویند با او عکس یادگاری می گیرند و از کمالات و اوصاف او چه سخن ها می گویند.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، بهزاد محمودی، معاون اسبق سازمان بهره وری در یادداشتی نوشته است:
مردم روستایی در جزیره سولاوسی اندونزی رسم عجیبی برای مراسم تدفین مردگان خود دارند . اهالی این روستا، با خوشحالی و شادی عزیزان خود را از قبور خارج میکنند و با آنها عکس یادگاری میگیرند.
حتما شما هم وقتی این خبر را می خوانید مثل من احساس چندش و اشمئزاز می کنید. واقعا آدم های روی کره زمین هم عجب رسم و رسوم عجیبی دارند . فکر کنید ! جسد بیچاره را از آرامگاه ابدی بیرون بکشند و لباس شیک و پیک تنش کنند و کنار سفره بنشانند و با وی عکس یادگاری بگیرند و در نهایت در غروب آن روز دوباره به همان آرامگاه ابدی که به نظر چندان آرام نیست برگردانند.

ولی فکر کنم ما هم به نحوی این رسم عجیب را در یکی از روزهای سال انجام می دهیم. کدام روز!! بله، درست حدس زده اید. اول خردادماه «روز ملی بهره وری و بهینه سازی مصرف»!! چرا این ادعا را دارم؟ خواهیم دید که چرا!! بهره وری که ترکیبی از کارایی و اثربخشی است؛ یکی از همان الزاماتی است که رشد و توسعه و رفاه هر کشور به آن به شدت نیازمند است.
این ترکیب که عمدتا به جمع تعبیر می شود؛ در واقع به نوعی برآیندگیری است. یعنی برای ما برایند کارایی و اثربخشی دارای اهمیت است و گرنه این دو مولفه جمع جبری پذیر نیستند. اگر بهره وری در کار باشد قاعدتا شما به میزانی بیشتر از ارزش منابعی که به کار می گیرید، خروجی بدست می آورید. (باید یادآوری کنم که امروز می خواهم با زبان ساده و به عنوان یک شهروند در مورد بهره وری احساس خود را بیان کنم. مباحث فنی و آکادمیک باشد برای بعد!)
منظورم چیست؟ ببینید! ما به دنبال محاسبه یک نسبت ساده هستیم که صورت کسر، ستانده یا ماحصل انجام یک یا چند فرایند روی میزان معینی منابع یا داده در مخرج است. کل داستان در یک نگاه وسیع همین است! برای این کار هم ۵ الگو وجود دارد.
افزایش ستاندهها با استفاده از همان میزان نهاده (شناسایی ظرفیتهای خالی)
روند افزایشی سریعتر ستاندهها نسبت به افزایش نهادهها(شناسایی گلوگاهها و رفع آنها)
ثابت نگاه داشتن ستانده ها همراه با کاهش نهادهها (جلوگیری از اتلاف و ضایعات)
روند کاهشی سریعتر نهادهها نسبت به کاهش ستاندهها (حذف فعالیتهای غیرضرور و هزینه بر)
افزایش ستاندهها همراه با کاهش نهادهها
این الگوها از جمله ابتدایی ترین و کلی ترین الگوهای زیربنایی و بنیادین افزایش بهره وری است. حال سوال اینجاست که «ممکن است من شهروند ساده و معمولی را راهنمایی بفرمایید که کدام یک از موارد فوق در حال اجراست یا یک برنامه واقعی و حقیقی برای آنها وجود دارد یا در برنامه ها و سیاست های اجرایی موارد فوق چگونه و به چه صورت و با چه میزان شفافیت لحاظ شده است؟!»
تا جایی که به یاد می آورم برنامه ها، سیاست ها و دستورالعمل های بسیاری درخصوص بهره وری نوشته شده است. در حال حاضر در برنامه هفتم هم مانند برنامه های قبلی سهم ۳۵ درصدی بهره وری از رشد در نظر گرفته شده است. اما یکی از روش هایی که در ارتقای بهره وری همیشه توصیه می شود «تکنیک 5W2H» را برای بندها و مواد قانونی در مورد بهره وری از خود سوال کنیم: «چه چیز What؟» ، «کی Who؟»، «کجا Where؟»، «کی When؟» ، «چرا Why؟»، «چطور How؟» و «چقدر How much؟»
به نظرم با این تکنیک به نتایج و تصمیم های عملیاتی تری خواهیم رسید. آنچه که من به عنوان یک شهروند عادی، لااقل در مورد بهره وری ندیده ام؛ همین مطلب است که در برنامه ها و سیاست گذاری های بهره وری عمدتا نمی توانیم به این چند سوال ساده پاسخ دقیق و قابل پیگیری بدهیم. پس بهره وری بیشتر زیبنده برنامه هاست تا بخش جدی و قابل اجرای آن. به عبارت ساده تر به نظرم هنوز کسی داوطلب نشده زنگوله بهره وری را گردن گربه اقتصاد ببندد!!

من به عنوان شهروند عادی دوست دارم نتیجه و به عبارت بهتر، منفعت بهره وری را ببینم. یعنی اجرای سیاست ها و برنامه های مربوط به بهره وری باید یک نمود عینی در زندگی شهروندان داشته باشد. مثلا پس از این چند سال سیاست گذاری در حوزه بهره وری، اثر یا حداقل غباری از آن را در مثلا خودرو مورد استفاده فرهنگ سازمانی و خدمات عمومی و … ببینم.
اجازه بدهید به یک تعریف رجوع کنیم: مرکز بهره وری ژاپن نیز در اساسنامه خود در ۱۹۵۵ چنین می نویسد «هدف از بهبود بهره وری در وهله نخست عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده از منابع، نیروی انسانی، تسهیلات و غیره به نحو علمی، کاهش هزینه های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی، به طوری که به سود کارگر، مدیریت و عموم مصرف کنندگان باشد…. تو خود بخوان حدیث مجمل …!!!
دقت کرده اید که در نام گذاری این روز نوشته شده بهینه سازی مصرف؟! چرا در مورد تولید بهینه سازی نداشته باشیم؟؟ اصلا اگر سمت تولید بهینه نباشد، سمت مصرف چگونه بهینه سازی شود؟! مثل ساختمان سازی، پنجره های پر از شیشه در مناطق سردسیر! نمای سنگ در کمربند زلزله، ساخت چند برج بلند و کوتاه در دو طرف یک خیابان ۶تا ۹ متری، خودرو پرمصرف و بی کیفیت و انتظار بنزین کمتر زدن!!! ساختمان های عایق نشده برای حرارت و شکایت از کولرهای آبی پر مصرف و … شما هم مثال های دیگری می شناسید؟؟
در برنامه های ۵ ساله توسعه تا به الان ، یک سهم معین بهره وری از رشد در نظر گرفته شده که قدرتی خدا ! هیچوقت هم محقق نشده . واقعا چرا؟ من شهروند معمولی هستم و از حساب و کتاب و آمار و ارقام و سیاستها و برنامه ها و این که رویکردها و نقاط تمرکز استراتژیک برنامه ها و سیاست ها و چشم انداز دست یافتنی و … چیست؛ سر در نمی آورم . فقط یک نفر از مردم عادی هستم . ولی وقتی این را می بینم بی اختیار یاد همان هموطنی می افتم که نذر و نیاز می کرد حسابش در بانک جایزه ببرد و پولدار شود تا یک شب پدرش به خوابش می آید و می گوید : پسرم ! اول برو حساب بانکی باز کن بعد برای جایزه دعا کن!! منظورم واضح بود؟؟
خیلی از عزیزان مسئول در زمانی که کار گره خورده و پیش نمی رود، از مردم می خواهند مشارکت بیشتری داشته باشند و بخشی از کار را به دست گیرند. البته در اصل موضوع تاثیر مشارکت مردم شکی نیست. ولی سوال کوچکی داشتم! کدام مردم؟ با کدام ابزار؟ با چه راهکار و رویه قابل اجرایی؟ در کدام زمینه و موضوع کار؟ و این که طرف مقابل آن مردم مسئولیت تصمیم های درست یا غلط خود را چگونه بر عهده می گیرد؟
اگر مثلا به هر دلیلی مجوزهای غیر اصولی صادر کرد و پیامد آن ضرر و زیان برای همان مردم شد! یا تصمیمی را گرفت که کارشناسی و آسیب شناسی درستی روی آن صورت نگرفته و ناگهان باعث شد بخشی از دارایی مردم به باد فنا برود؛ چه کسی گردن می گیرد؟ جهت اطلاع بگویم که زیان های ناشی از موارد ذکر شده موجب هدر رفت منابع مالی، انسانی و انرژی می شود که در نهایت کاهش بهره وری در سطح عمومی را شاهد خواهیم بود.
گاهی اوقات هم به جای این که اَبروی عروس را درست کنیم ، چشمش را کور می کنیم!! چطور؟؟ به این صورت که تمام توجه خود را به اثرات و نتایج کوتاه مدت یعنی ستانده ها معطوف می کنیم. دون این که توجهی به پیامدها و اثرات داشته باشیم. این نگاه و رویکرد به هیچ درد بهره وری نمی خورد.
شاید بهتر باشد یک نگاه آسیب شناسانه واقعی و شفاف در خصوص هر برنامه، سیاست یا تصمیمی داشته باشیم. چه بسیار اتفاق افتاده که در نظام سیاستگذاری و تصمیم سازی به پیامدها و اثرات کم توجهی شده و بعد از بدست آوردن مزیت های کوتاه مدت، دچار زیان های هنگفت و غیرقابل جبران شده ایم. برداشت بی رویه آب و حفر چاه های غیرمجاز یا مجاز پر تعداد، ساخت خانه در حریم های غیرمجاز، اعتباربخشی و تامین مالی طرح های کم فایده یا حتی نامناسب در درازمدت و …
یک روش خیلی ساده ژاپنی هست که می گوید «کافیست برای یافتن علت ایجاد هر آسیب الگوی «۵ چرا» را به کار ببریم و در مقابل برای یافتن مزیت های نسبی برای هر تصمیم یا برنامه ای الگوی «خوب! که چه بشود؟» را به صورت سلسله مراتبی، به کارببریم. واقعا سخت نیست!!
گاهی اوقات از هول هلیم در دیگ می افتیم!! این هم شبیه مطلب بالاست ولی مصادیق آن سریع تر خودشان را نشان می دهند. مثلا ساعات کار را عقب و جلو می کنیم که در مصرف انرژی صرفه جویی شود!! شاید این کار اثر کوتاه مدتی مثل کاهش مصرف برق را در پی داشته باشد (* البته من شهروند ساده دسترسی به آمار و ارقام و روش های محاسبه آن ندارم و فرض می کنم آنچه که اعلام شده ، درست است!)
اولا آیا واقعا هیچ راهکار دیگری یافت نشده؟! اگر چنین است که به اتاق های فکر و بخش کارشناسی یک «خسته نباشید» بگوییم و ثانیا در زمان محاسبه مزیت های حاصل از این اقدام منحصر به فرد، به زیان هایی چون آسیب دیدن فرهنگ سازمانی در ادارات، کاستی در کیفیت کارکرد و عملکرد نیروی کار، آسیب های وارده به سلامت جسم و روح کارکنان و … هم اندازه گیری شد؟ این موارد در بلند مدت به صورت دومینویی ضد بهره وری و پر آسیب هستند.
خلاقیت و نوآوری در بهره وری جایگاه ویژه ای دارد. ولی گاهی این خلاقیت مصیبتی می شود عظیم!! مثلا چند سال پیش در مورد شیوه امتحان گرفتن پایه های دبیرستان تصمیم های خارق العاده ای اتخاذ شد که از اثرات و پیامدهای آن های فشار بر روح و روان دانش آموزان و خانواده های آنها بود. من، یک شهروند عادی سوالی دارم: چرا وقتی بستر و زیرساخت لازم در این طرح بدیع آماده نبود، اصرار به انجام آن صورت گرفت؟ آیا طرح جایگزین عملیاتی وجود دارد؟ و اگر من شهروند اشتباه می کنم، چرا دلایل رویداد عدم صدور کارت و تغییر دقیقه نود چند امتحان توضیح داده نمی شود؟!
دست آخر این که شاخص ها و اعداد و ارقام و آمارها که بر مبنای روش های علمی تهیه می شوند، بسیار پر اهمیت و تاثیرگذار هستند. ولی فراموش نکنیم، در پس هر عدد و شاخصی، یک بار عظیم انتظاری سنگینی می کند. لطفا در زمان اعلام هر عدد و شاخصی به سنگینی این انتظارات و تاثیر متقابل آنها بر جامعه خیلی توجه کنید!
برگردیم به جزیره سولاسی!! بهره وری از مهجورترین موضوعات در کشور ماست.
اصولا بهره وری در کشور ما بسیار مظلوم و غریب است. معمولا اول خردادماه هر سال از کنج عزلت بیرون می آورندش و لباس مهمانی و پلوخوری بر تنش می کنند و روی یک صندلی زیبا می نشانندش. همه به هم تبریک می گویند با او عکس یادگاری می گیرند و از کمالات و اوصاف او چه سخن ها می گویند. بیچاره بهره وری مبهوت از تعاریفی که به اشتباه از او می شود و بحر طویل هایی که در مورد بالا بردن و اهمیتش در جاهایی که اصلا نبوده و ابراز علاقه ها از سوی کسانی که هیچوقت دوستش نداشته اند، منتظر است تا به او مجالی داده شود که خودش را نشان دهد و از توانمندی هایش و این که اصلا به چه دردی می خورد سخنی بگوید. ولی در پایان روز ، بهره وری بیچاره بی آنکه حرفی زده باشد و بی آنکه حتی کسی با او هم کلام شده باشد؛ به همان اتاقک تنهایی خودش برده می شود تا در همان کنج تاریک، سالی دیگر را سپری کند. صدای دغدغه مندان و کارشناسان و متولیان واقعی بهره وری نیز در همان اتاقک کوچک در می ماند و بازهم شنیده نمی شود تا شاید سال بعد و سال های بعد …
اپیزود دوم: دوچرخه مش حبیب

در مطلب بعدی به اتفاق «مش حبیب!!» نگاهی به پیشنهاد چند راهکار و … در خصوص بهره وری می پردازیم.
مطالب مرتبط:
نگاهی متفاوت به روز بهرهوری؛ چگونه میتوان با حلوا حلوا گفتن دهان را شیرین ساخت؟!