ساعت کاری بسیار طولانی یا بیش از حد کوتاه همچنین شروع کار در ساعات نامتعارف، نه تنها به نفع سازمان نیست بلکه به سرمایه انسانی نیز آسیب جدی وارد کرده و بهرهوری کلی را به مخاطره میاندازد. بهرهوری پایدار و واقعی، حاصل رفاه، انگیزه و سلامت کارکنان است.
احمدرضا ملکی کارشناس، منابع انسانی سازمان مدیریت و برنامه ریزی خوزستان در یادداشتی اختصاصی در پایگاه خبری بهرهورنیوز نوشته است:

زمانبندی کاری، دیگر تنها یک تصمیم اداری نیست؛ بلکه اساسیترین عامل در تعیین سطح بهرهوری نیروی انسانی است. ساعات شروع و پایان کار، مدت زمان شیفتها، و حتی انعطافپذیری در این زمانبندی، همگی مستقیماً بر توانایی شناختی، جسمی و روانی کارکنان و در نتیجه بر بهرهوری کلی سازمان تأثیر میگذارند.
یک برنامه کاری بهینه، تضمینکننده این است که کارکنان در اوج آمادگی ذهنی و جسمی خود، به وظایفشان پرداخته و حداکثر بهرهوری را به ارمغان بیاورند. مطالعات متعدد در حوزه مدیریت منابع انسانی و روانشناسی کار نشان داده که مغز انسان و ریتم شبانهروزی بدن (ساعت بیولوژیکی)، نیازمند یک تعادل مشخص بین کار و استراحت است.
شروع کار در ساعاتی که بدن هنوز به طور کامل بیدار نشده و مغز در فاز استراحت است، میتواند به کاهش شدید تمرکز، افزایش خطای انسانی و افت چشمگیر بهرهوری نیروی انسانی منجر شود. بهرهوری صرفاً به معنای «زیاد کار کردن» نیست؛ بلکه به معنای «کارآمد و موثر کار کردن» است. یک ساعت کاری نامناسب، میتواند ساعات طولانی حضور را به ساعات کمبازده و نابهرهور تبدیل کند، که این خود به معنای اتلاف زمان و منابع است.
آثار منفی ساعت کاری نامناسب بر بهرهوری نیروی انسانی
تغییر ساعت کاری بدون توجه به ملاحظات علمی و مدیریتی، بدون شک با پیامدهای منفی جدی بر بهرهوری نیروی انسانی همراه است. در ادامه به برخی از این پیامدها، اشاره شده است:
کاهش کارایی و افت بهرهوری: شروع کار در ساعات اولیه صبح، که اغلب پیش از طلوع آفتاب یا در ساعات اولیه آن است، باعث کمخوابی و خوابآلودگی مزمن در کارکنان میشود. این وضعیت مستقیماً بر دقت عمل، سرعت تصمیمگیری، توان حل مسئله و در نهایت بر بهرهوری نیروی انسانی تأثیر منفی میگذارد.
کارکنان خسته، خطاهای بیشتری مرتکب میشوند و زمان بیشتری برای انجام وظایف عادی نیاز دارند که نه تنها هزینههای سازمان را افزایش میدهد، بلکه کیفیت خدمات ارائهشده را نیز پایین میآورد و بهرهوری کلی سیستم را مختل میکند.
کاهش رفاه کارکنان: آغاز کار در ساعات ابتدایی صبح، زندگی هر بخشی از کارکنان را به گونه متفاوتی تحت الشعاع قرار می دهد. برای مثال بیدار کردن و آماده کردن کودکان در ساعات اولیه صبح، قبل از باز شدن مهدکودکها یا شروع مدارس، چالش بزرگی برای زنان شاغل است.
این امر میتواند منجر به استرس مضاعف، کاهش توانایی آنها در تمرکز بر کار و در نتیجه کاهش بهرهوری فردی و سازمانی شود. این فشار میتواند سبب کاهش مشارکت زنان در نیروی کار و حتی ترک خدمت شود که به معنای از دست دادن سرمایه انسانی کارآمد برای سازمان است.
علاوه بر این، به هم خوردن تعادل کار و زندگی برای همه کارکنان، میتواند منجر به فرسودگی شغلی، مشکلات جسمی و روانی و کاهش انگیزه شود که همگی عواملی کاهنده بهرهوری نیروی انسانی هستند.
تأثیر بر تعادل کار و زندگی و رابطه آن با بهرهوری: فارغ از ساعت شروع، زیادی یا کمی بیش از حد زمان کاری نیز مخرب است. ساعات کاری بسیار طولانی به کاهش سلامت جسمی و روانی منجر شده و جایی برای استراحت، تفریح و رسیدگی به امور شخصی و خانوادگی باقی نمیگذارد. این امر در درازمدت، بهرهوری نیروی انسانی را به شدت کاهش میدهد.
از طرفی، ساعات کاریِ بسیار کم و غیرمنطقی نیز ممکن است احساس عدم تعلق خاطر و ناکارآمدی ایجاد کند. هر دو حالتِ افراطی، بهرهوری بلندمدت را از بین میبرند و به پایداری بهرهوری نیروی انسانی آسیب میرساند.
افزایش نارضایتی و کاهش وفاداری سازمانی و اثر آن بر بهرهوری: وقتی کارکنان احساس کنند رفاه و نیازهای اساسیشان نادیده گرفته میشود، نارضایتی شغلی افزایش مییابد. این نارضایتی میتواند به کاهش روحیه، غیبت بیشتر، جابجایی شغلی بالا و کاهش وفاداری به سازمان منجر شود. این عوامل مستقیماً بر بهرهوری نیروی انسانی تأثیر منفی گذاشته و هزینههای پنهان زیادی را به سازمان تحمیل میکند.
راهکارهایی برای اجرای بهینه زمانبندی کاری جهت ارتقاء بهرهوری نیروی انسانی
برای دستیابی به حداکثر بهرهوری نیروی انسانی و حفظ رفاه کارکنان، سازمانها باید رویکردی انعطافپذیر و مبتنی بر شواهد در قبال زمانبندی کاری اتخاذ کنند. در اینجا به برخی راهکارها اشاره میشود.
تمرکز بر خروجی به جای حضور فیزیکی: یکی از بزرگترین اشتباهات مدیریتی، اصرار بر حضور فیزیکی طولانی به جای خروجی و نتایج ملموس است. یک کارمند ممکن است ۱۰ ساعت در محل کار باشد اما بیش از ۴ ساعت کار مفید انجام ندهد. لذا به جای اینکه ساعت ورود و خروج را اولویت قرار دهیم، باید روی اهداف مشخص، قابل اندازهگیری و زمانبندیشده تمرکز کنیم.
ساعت شروع منطقی و استاندارد برای حداکثر بهرهوری: با در نظر گرفتن ریتم شبانهروزی غالب افراد و زمان آغاز فعالیتهای شهری (مثل باز شدن مهدکودکها و مدارس)، ساعات شروع کار باید در بازهای منطقی و متعادل (مثلاً ۸ یا ۹ صبح) قرار گیرد. این امر به کارکنان اجازه میدهد تا خواب کافی داشته باشند و بدون استرس برای حضور در محل کار آماده شوند، که نتیجه آن افزایش سطح هوشیاری و بهرهوری اولیه است.
شناور سازی ساعت کاری برای افزایش بهرهوری فردی: یکی از مؤثرترین رویکردها برای ارتقای بهره وری، شناور سازی ساعت کاری است. در این الگو، کارکنان میتوانند با رعایت یک چارچوب زمانی مشخص، ساعات شروع و پایان کار خود را تا حدی تنظیم کنند. این انعطافپذیری به ویژه برای والدینی که مسئولیت نگهداری از فرزندان را بر عهده دارند، حیاتی است و به آنها کمک میکند تا تعادل بهتری بین زندگی شخصی و حرفهای خود ایجاد کنند. این خود منجر به کاهش استرس و افزایش تمرکز و در نهایت بهبود بهرهوری فردی میشود.
مدل کار هیبریدی و دورکاری برای ارتقاء بهرهوری و رضایت شغلی: همهگیری کرونا ثابت کرد که در بسیاری از مشاغل، حضور فیزیکیِ تمام وقت ضروری نیست. مدل کار هیبریدی (ترکیبی از حضور در محل کار و دورکاری) و دورکاری کامل، نه تنها زمان و هزینه رفت و آمد را کاهش میدهد بلکه به کارکنان امکان میدهد تا محیط و زمان کار خود را به گونهای بهینه کنند که بیشترین بهرهوری را داشته باشند. این مدلها به سازمانها اجازه میدهد تا در هزینههای عملیاتی صرفهجویی نموده ضمن اینکه بهرهوری کلی سیستم را نیز افزایش میدهند.
کاهش هفته کاری به چهار روز برای بهرهوری پایدار: برخی از شرکتها در سراسر جهان در حال آزمایش هفته کاری چهار روزه هستند. تجارب اولیه نشان میدهد که با وجود کاهش یک روز کاری، بهرهوری حفظ شده و حتی افزایش یافته است. این امر به دلیل افزایش انگیزه، کاهش فرسودگی شغلی و افزایش رضایت کارکنان است. این مدل به کارکنان یک روز اضافی برای استراحت، رسیدگی به امور شخصی و بازیابی انرژی میدهد که در درازمدت به پایداری بهرهوری نیروی انسانی کمک شایانی میکند.
ساعت ناهار و استراحت کافی برای حفظ بهرهوری در طول روز: علاوه بر ساعت شروع و پایان، وجود فرصت استراحت کوتاه در طول روز کاری برای حفظ تمرکز و انرژی کارکنان ضروری است و به طور مستقیم بر بهرهوری لحظهای و طولانیمدت آنها تأثیر میگذارد.
تجارب موفق بینالمللی در ارتقای بهرهوری نیروی انسانی
بسیاری از کشورهای پیشرفته و شرکتهای موفق جهانی، مدتهاست که از مدلهای انعطافپذیر برای زمانبندی کاری استفاده میکنند تا بهرهوری نیروی انسانی خود را به حداکثر برسانند:
نیوزیلند، ایسلند، انگلستان و ژاپن: شرکتهایی در این کشورها در حال آزمایش یا پیادهسازی هفته کاری چهار روزه هستند و گزارشهای اولیه نشان از افزایش رضایت کارکنان و حفظ یا افزایش بهرهوری دارد. این رویکرد به معنای سرمایهگذاری بر روی رفاه کارکنان برای کسب بهرهوری بالاتر است.
کشورهای اسکاندیناوی: این کشورها به دلیل داشتن تعادل عالی بین کار و زندگی، مرخصیهای والدینیِ سخاوتمندانه و ساعات کاری انعطافپذیر مشهور هستند. این رویکرد به آنها کمک کرده تا از نیروی کاری با انگیزه و بهرهوری بالا برخوردار باشند.
شرکتهای بزرگ فناوری: بسیاری از شرکتهای پیشرو مانند گوگل، مایکروسافت، و اپل، مدتهاست که مدلهای کار هیبریدی و شناورسازی ساعت کاری را پیادهسازی کردهاند تا نوآوری، خلاقیت و بهرهوری را در بین کارکنانشان تقویت کنند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که بهرهوری نیروی انسانی در گرو آزادی عمل و احترام به نیازهای فردی است.
جمع بندی و نتیجه گیری
ساعت کاری بسیار طولانی یا بیش از حد کوتاه همچنین شروع کار در ساعات نامتعارف، نه تنها به نفع سازمان نیست بلکه به سرمایه انسانی نیز آسیب جدی وارد کرده و بهرهوری کلی را به مخاطره میاندازد. بهرهوری پایدار و واقعی، حاصل رفاه، انگیزه و سلامت کارکنان است، لذا باید در هنگام تصمیم گیری در خصوص مدت ساعات کاری به ویژه ساعت شروع آن، این ملاحظات را در نظر داشت.
مطالب مرتبط:
چه کنیم تا ۱۴۰۴ سال احسنالحال بهرهوری باشد؟