اقدامات ضدآشفتگی در وضعیت‌های بحرانی

برای مواجهه با بحران فعلی اما باید مراقب باشیم که آشفتگی‌ها باعث بروز مشکلات تازه اقتصادی نشود.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، محسن عباسی در روزنامه تعادل نوشته است:

یکی از شاخص‌هایی که اقتصاد ایران باید روی جوانب مختلف آن کار کند، مواجهه با بحران‌ها و شفتگی‌های بیرونی در بزنگاه‌ها است. امروز که کشور در تیررس حملات متجاوزان قرار گرفته لازم است تصمیماتی اتخاذ شود که منجر به آشفتگی بیشتر و نوسان افزون‌تر برای اقتصاد ایران نشود.

اصولا آشفتگی از جهل نسبت به موضوعات ناشی می‌شود. وقتی نمی‌دانیم یا نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم، دچار آشفتگی می‌شویم. باید دید ماحصل و دستاورد آشفتگی در اقتصاد‌های مختلف از جمله اقتصاد ایران چیست؟ آشفتگی عدم تمرکز را به دنبال دارد و عدم تمرکز به معنای عدم توانایی برای تصمیم‌گیری و در نهایت منجر به آشفتگی بیشتر می‌شود.

این سیکل معیوب تا رسیدن به بحران و دخالت یک عامل خارجی برای اتمام بحران ادامه می‌یابد. قیمت ارز بالا می‌رود و سطحی از نگرانی و آشفتگی را ایجاد می‌کند، نمونه‌های مختلفی از این نوع سورپرایز شدن و آشفتگی را در همه نوساناتی که در بازار ارز ایران رخ می‌دهد، می‌توان مشاهده کرد.

این نوع آشفتگی‌ها هم در تصمیمات مسئولان هویداست و هم در نحوه عملکرد سرمایه‌گذاران و عموم مردم! مثلا نرخ ارز با تکانه‌های مختلف ازجمله نوسانات ناشی از انتظارات مواجه می‌شود.

در حالی که هنوز با قیمت دلار سرگرم هستیم، قیمت ملک و اتومبیل، محصولات پتروشیمی و فلزی سر به فلک می‌گذارد. در ادامه آشفتگی بیشتری تولید می‌شود و در حالی که نگران هستیم و تمرکز نداریم شتابزده وارد معامله‌ای در یکی از بازارها می‌شویم تا ارزش پول را در مقابل تورم و گرانی‌ها حفظ کنیم.

درست همین جا است که سهمی را گران می‌خریم، ملکی را در بدترین شرایط و لوکیشن نامناسب خریداری می‌کنیم، اتومبیل مستعمل را به قیمت صفر کیلومتر می‌خریم و… در مورد دولت هم این نظام آشفتگی‌ها را می‌توان دید. به جای اتخاذ تصمیمات معقول در مواجهه با رخدادها، اغلب دست به اجرای سیاست‌هایی می‌زند که اوضاع را آشفته‌تر می‌سازد.

برای مواجهه با بحران فعلی اما باید مراقب باشیم که آشفتگی‌ها باعث بروز مشکلات تازه اقتصادی نشود. من در این یادداشت به منبع و دلایل ایجاد آشفتگی‌ها نمی‌پردازم اما واکنش‌هایی که واکنش بازار نامیده می‌شود از جنبه‌های مختلف قابل بررسی است.

وقتی بازار از تعادل خارج می‌شود تنش مالی به وجود می‌آید که می‌تواند تنش را به افراد و منابع تصمیم‌گیری آنان منتقل کند. تصمیمات تنش‌آلود اقتصادی در موقعیت‌های بحرانی باعث برهم خوردن تعادل بازار‌ها می‌شود و درنهایت شاهد بروز حباب در بازارها هستیم که به واسطه تنش‌های اولیه به وجود آمده‌اند.

یک موضع‌گیری سیاسی و یک تصمیم اشتباه قوه مجریه یا یک قانون نامناسب وضع شده و مسائلی از این دست می‌تواند تا مدت‌ها افراد و بازارها را دچار تنش کند.

بازارهایی که دچار تنش هستند در نهایت یا فرو می‌ریزند یا وارد رکود طولانی می‌شوند، قیمت ارز ممکن است سقوط کند، بازار اتومبیل و مسکن بعد از افزایش قیمت‌های طولانی و ایجاد گپ قیمتی بین خریدار و فروشنده با رکود جدی مواجه خواهند شد.

به نظر می‌رسد در اواسط سال شاهد رکود سنگین در بازار املاک و بازار خودرو خواهیم بود. شرایط ارز و بورس به وضعیت سیاسی بستگی دارد. بهترین کار در حال حاضر عدم ورود به بازار خودرو و مسکن و دنبال کردن بازار بورس و ارز و سکه است. یعنی باید به اتفاقات این دو بازار حساس باشیم تا کشور از بحرانی که اخیرا به آن دچار شده عبور کرده و وضعیت با ثبات شکل بگیرد.

مطالب مرتبط:

تمرکز آینده‏‏‌نگرانه و بهره‌ورانه در بدترین شرایط

تأمین نیازها در بحران

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *