گذر از برنامه‌های پنج‌ساله؛ رویکردی نو به توسعه و بهره‌وری در ایران

این مقاله با نگاهی انتقادی و تحلیلی به نقاط ضعف مدل برنامه‌ریزی بلندمدت رایج، به ضرورت گام نهادن در مسیری نو می‌پردازد. مسیری که با پویایی‌های محیطی سازگارتر باشد و زمینه‌ساز افزایش بهره‌وری واقعی، شکوفایی خلاقیت مدیریتی و درکی عمیق‌تر از واقعیت‌های توسعه در ایران شود.

احمدرضا ملکی، کارشناس منابع انسانی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان خوزستان در یادداشتی اختصاصی در پایگاه خبری بهره ورنیوز نوشته است:

برنامه‌ریزی توسعه در هر کشوری، هدایتگر پیشرفت و تخصیص هوشمندانه منابع است. در ایران، فرآیند برنامه‌ریزی توسعه سال‌هاست در قالب برنامه‌های پنج‌ساله توسعه، صورت گرفته است. با وجود صرف زمان، انرژی و مطالعات کارشناسی فراوان برای تدوین این اسناد، به نظر می‌رسد رویکرد کنونی با چالش‌های ریشه‌ای مواجه است؛ چالش‌هایی که نه تنها دستاوردهای مورد انتظار در حوزه توسعه و بهره‌وری را محقق نکرده، بلکه در مواردی به کاهش کارایی نیز دامن زده است.

این مقاله با نگاهی انتقادی و تحلیلی به نقاط ضعف مدل برنامه‌ریزی بلندمدت رایج، به ضرورت گام نهادن در مسیری نو می‌پردازد. مسیری که با پویایی‌های محیطی سازگارتر باشد و زمینه‌ساز افزایش بهره‌وری واقعی، شکوفایی خلاقیت مدیریتی و درکی عمیق‌تر از واقعیت‌های توسعه در ایران شود.

۱.شکنندگی در برابر طوفان تغییرات: تصور کنید نقشه‌ای دقیق برای سفری پنج‌ساله طراحی کرده‌اید، اما ناگهان طوفانی غیرمنتظره مسیر را تغییر می‌دهد. برنامه‌های بلندمدت توسعه نیز دقیقاً چنین وضعیتی دارند. آن‌ها در برابر تحولات ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی – چه بحران‌های اقتصادی، حوادث طبیعی یا تحولات سیاسی – به شدت آسیب‌پذیرند.

یک رویداد ناچیز کافی است تا تمامی مفروضات اولیه برنامه را بی‌اعتبار کرده و آن را به سندی بی‌خاصیت تبدیل کند. در چنین شرایطی، حجم عظیمی از مطالعات، نشست‌ها و هزینه‌های صرف شده برای تدوین برنامه، عملاً به هدر می‌رود و این یعنی ضربه‌ای مهلک به بهره‌وری ملی.

۲.کوله‌بار تعهدات گذشته: هر برنامه پنج‌ساله جدید، در واقع کوله‌باری سنگین از تعهدات و پروژه‌های ناتمام برنامه قبلی را نیز به دوش می‌کشد. این انباشتگی نه تنها بار مالی و اجرایی طاقت‌فرسایی را تحمیل می‌کند، بلکه اغلب به تداخل در اولویت‌ها، هدررفت منابع و کاهش چشمگیر اثربخشی برنامه‌های جدید منجر می‌شود. گویی قطاری که قرار است با سرعت حرکت کند، دائماً باید بار واگن‌های اضافی و بعضاً معیوب از گذشته را نیز حمل نماید.

۳.فقدان قابلیت تطبیق در برنامه با تغییرات محیطی: دنیای امروز، دنیای تغییرات لحظه‌ای است. محیط‌های داخلی و بین‌المللی با سرعتی سرسام‌آور در حال دگرگونی‌اند. در چنین فضایی، برنامه‌های صلب و از پیش تعیین‌شده پنج‌ساله، توانایی لازم برای انطباق سریع با متغیرهای محیطی را ندارند. این عدم انعطاف‌پذیری، درست مانند تلاش برای پوشیدن لباسی با سایز قدیمی در حالی که بدن تغییر کرده، منجر به ناکارآمدی و عدم تحقق اهداف در یک محیط پویا می‌شود.

۴.از بین بردن روح خلاقیت در مدیران: یکی از نامناسب ترین تبعات برنامه‌ریزی متمرکز و بلندمدت، تنگ کردن فضای مانور برای مدیران اجرایی و حتی واحدهای استانی است. وقتی مسیری مشخص و غالباً جزئی، از بالا دیکته می‌شود، دست مدیران برای ابتکار عمل، بومی‌سازی راه‌حل‌ها و انطباق با شرایط خاص محلی بسته می‌شود.

این رویکرد، نه تنها مانع از شکوفایی خلاقیت‌های بومی و استفاده از ظرفیت‌های پنهان محلی می‌شود، بلکه به نوعی حس سلب مسئولیت را نیز در مدیران میدانی ایجاد می‌کند؛ کسانی که اتفاقاً بهترین شناخت را از نیازها و فرصت‌های حوزه خود دارند.

از همین نویسنده بخوانید

تأثیر ساعت کاری بر بهره‌وری نیروی انسانی

چه کنیم تا ۱۴۰۴ سال احسن‌الحال بهره‌وری باشد؟

برای رهایی از این چالش‌ها و دمیدن روحی تازه در کالبد فرآیند توسعه، پیشنهاد می‌شود رویکردی نو در پیش گیریم. رویکردی که بر تعیین هوشمندانه اولویت‌ها و حوزه‌های استراتژیک ملی/منطقه‌ای در یک چشم‌انداز بلندمدت تمرکز کند، اما برنامه‌ریزی اجرایی و عملیاتی را در مقیاس‌های کوتاه‌مدت‌تر (سالانه) سازمان دهد. در این شیوه، ما شاهد تغییرات بنیادینی خواهیم بود:

-نقشه راه کلان، اما قدم‌های سالانه: ابتدا، کلان‌اولویت‌های توسعه ملی یا منطقه‌ای (نظیر توسعه اقتصاد دریاپایه، حمایت همه‌جانبه از شرکت‌های دانش‌بنیان، یا رونق گردشگری پایدار) در یک چشم‌انداز استراتژیک و بلندمدت ترسیم می‌شوند. این‌ها ستون‌های اصلی برنامه ما هستند. سپس، به صورت سالانه، رهنمودها و اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری برای هر یک از این اولویت‌ها تعیین می‌گردد. این اهداف سالانه باید انعطاف‌پذیر باشند و متناسب با شرایط روز و تحولات محیطی بازنگری شوند.

-ارائه آزادی عمل به مدیران و احیای روح خلاقیت در آنها: مدیران اجرایی و واحدهای استانی، با آزادی عمل و اختیارات بیشتر، و با استفاده از شیوه‌های متناسب و اقتضایی، به گونه‌ای برنامه‌ریزی و اجرا خواهند کرد که اهداف سالانه محقق شوند. این رویکرد، نه تنها توان خلاقیت و ابتکار عمل مدیران را تقویت می‌کند، بلکه آن‌ها را قادر می‌سازد تا با انعطاف‌پذیری بیشتری به مسائل محلی پاسخ دهند و راه‌حل‌های بومی و کارآمد ارائه کنند.

-افزایش قابل توجه بهره‌وری و جلوگیری از اتلاف منابع: کاهش بازه زمانی هدف‌گذاری و اجرا به یک سال، امکان تحلیل و ارزیابی سریع‌تر و پویاتر برنامه را فراهم می‌آورد. بدین ترتیب، دید واقعی‌تری نسبت به مسائل و مشکلات پیدا شده و می‌توان برای دوره‌های بعدی برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشت. این تغییر رویکرد به طور مستقیم از اتلاف منابع و زمان ناشی از تغییرات ناگهانی در برنامه‌های بلندمدت جلوگیری کرده و بهره‌وری منابع و زمان را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد. هر سال فرصتی نو برای یادگیری و اصلاح است.

-هماهنگی با نبض محیط متغیر: با توجه به تعریف بازه زمانی کوتاه‌ترنسبت به برنامه های بلندمدت، برنامه قابلیت سازگاری بسیار بیشتری با محیط پویا و دائم‌التغییر را پیدا می‌کند. این مدل به سازمان‌ها و مدیران اجازه می‌دهد تا درک بهتر و به‌روزتری از محیط به دست آورند و به سرعت و اثربخشی به تحولات پاسخ دهند؛ درست مثل ناخدایی که بادبان‌ها را با هر تغییر باد تنظیم می‌کند.

با در نظر گرفتن تمامی اشکالات و چالش‌های عمده‌ای که به برنامه‌ریزی توسعه طولانی‌مدت در ایران مترتب است، ضروری است که کشور از این رویکرد سنتی گذر نموده و به سمت برنامه‌های توسعه‌ای کوتاه‌مدت‌تر و چابک‌تر حرکت کند. این تغییر رویکرد، با حفظ اهداف متعالی و بلندمدت در یک چشم‌انداز کلی، بر کاهش بازه زمانی برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل به یک سال تمرکز دارد.

این اقدام نه تنها به مدیریت بهینه زمان و منابع کمک کرده و بهره‌وری را به شکل قابل توجهی ارتقا می‌بخشد، بلکه با ترویج خلاقیت در مدیریت و افزایش سازگاری با محیط متغیر، مسیر را برای دستیابی به توسعه‌ای پایدار، پویا و کارآمدتر هموار خواهد ساخت. این اقدام، گامی است ضروری به سوی آینده‌ای که در آن، برنامه‌ریزی نه یک قفس، بلکه بالی برای پرواز باشد.

مطالب مرتبط:

جایگاه بهره‌وری در برنامه‌های توسعه‌ای

مظلومیت «بهره‌وری» در تمامی برنامه‌های توسعه به نقل از عارف

بهره‌وری یکی از ۵ محور برنامه هفتم توسعه

انتشار گزارش «وضعیت بهره‌وری شرکت‌های دولتی در برنامه ششم توسعه»

راهکارهای ارتقای بهره‌وری در برنامه هفتم توسعه

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *