دکتر محمدصالح اولیاء در نشست مشترک مدیران ارتباط با صنعت و دانشگاهها در پژوهشگاههای کشور با معاونان و مدیران پژوهشی وزارتخانهها و دستگاههای اجرایی، اظهار کرد: مجموعه شواهد موجود نشان میدهد ما نهتنها با یک مشکل، بلکه با نوعی «بحران بهرهوری» در حوزههای مختلف مواجه هستیم.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، رئیس سازمان ملی بهرهوری ایران با بیان اینکه حتی دانشگاهها نیز از این وضعیت مستثنا نیستند، اظهار کرد: براساس برخی آمارها، حدود ۲۵۰۰ دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی در کشور وجود دارد که بیش از ۸۰ درصد آنها از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیستند؛ یعنی دانشجوی کافی ندارند و ادامه فعالیتشان با چالش جدی مواجه است.
وی در سخنانی با تشریح نقش کلیدی آموزش عالی در ارتقای بهرهوری ملی، تأکید کرد: بهرهوری با دستور، بخشنامه یا صرفاً قانون محقق نمیشود، بلکه یک نظام یا اکوسیستم است که مجموعهای از بازیگران دولتی و خصوصی در آن نقش دارند و روابط آنها صرفاً سلسلهمراتبی و رسمی نیست. نقش هر بازیگر بر اساس ارزشی تعریف میشود که به سایرین منتقل میکند.
دکتر محمدصالح اولیاء دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی و فناوری را یکی از ارکان اصلی این اکوسیستم دانست و اظهار کرد: برای سنجش نقش واقعی دانشگاه، باید دید چه ارزش ملموسی به جامعه، صنعت و سایر بخشها ارائه میدهد. هرچه این ارزش ملموستر باشد، نقش دانشگاه در اکوسیستم جدیتر گرفته میشود. شاید یکی از دلایل ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت نیز همین مسئله باشد.
وی دانشگاه را «رکن دانشی نظام ملی بهرهوری» خواند و افزود: این نقش از تربیت نیروی انسانی متخصص و بهرهور گرفته تا تولید دانش کاربردی، اجرای پروژههای مشترک، ارائه مشاوره و ایفای نقش پیونددهنده میان دانشگاه، صنعت و جامعه گسترده است.
رئیس سازمان ملی بهرهوری با اشاره به تکلیف قانونی این سازمان در برنامه هفتم توسعه برای طراحی و اجرای «نظام ملی بهرهوری» تصریح کرد: این نظام با نگاه اکوسیستمی و نتیجهمحور طراحی شده؛ یعنی تمرکز اصلی بر پیامدها و اثرات نهایی در جامعه است، نه صرفاً انجام فعالیتها.
اولیاء با اشاره به ویژگی خودتنظیمگری اکوسیستمها تأکید کرد: نمیتوان سیستمی را یکبار طراحی کرد و انتظار داشت تا همیشه بدون تغییر باقی بماند.
وی در ادامه، با بیان اینکه بهرهوری چیزی جدا از فعالیتهای روزمره نیست، گفت: هر کاری که در دانشگاه انجام میدهیم، از آموزش گرفته تا پژوهش، میتواند با نگاه بهرهورانه انجام شود. اینکه چگونه نیروی انسانی تربیت میکنیم و این نیرو در عمل چقدر بهرهور خواهد بود، مسئولیتی است که مستقیماً برعهده دانشگاههاست.
دانشگاهها میتوانند در سطوح مختلف، از سیاستگذاری ملی تا بهبود فرایندهای سازمانی و ارائه فناوریها و ایدههای نو، نقشآفرینی کنند. همچنین نقش مشارکتی و شبکهسازی دانشگاهها بسیار مهم است، چراکه این تعاملات، زمینه تبادل تجربه و شکلگیری راهکارهای نو را فراهم میکند.
وی با اشاره به مفهوم «انجمنهای خبرگی» بهعنوان فضایی برای به اشتراکگذاری تجربهها و پیوند دانش نظری و عملی، گفت: دانشگاه میتواند محور شکلگیری چنین فضاهایی باشد؛ جایی که دانش کتابها و مقالات با تجربه صنعت تلفیق و به راهحلهای عملی منجر میشود. شاید یکی از مهمترین مأموریتهای واقعی دانشگاهها، همین نقش تعامل و همافزایی باشد.
اولیاء با اشاره به گستردگی این چالش، افزود: وقتی نگاه جامعتری داشته باشیم، میبینیم که در صنعت، پروژههای عمرانی، حوزه انرژی، اتلاف مواد غذایی و حتی در عرصههای اجتماعی و ارتباطی نیز با وضعیت مطلوبی مواجه نیستیم. از نظر آماری هم شرایط چندان رضایتبخش نیست.
رئیس سازمان ملی بهرهوری ایران با اشاره به برنامههای توسعه پنجساله، خاطرنشان کرد: در این برنامهها معمولاً حدود ۳۵ درصد از رشد اقتصادی هدفگذاری شده قرار است از محل بهرهوری تأمین شود. اما وقتی عملکرد واقعی برنامهها را با اهداف اولیه مقایسه میکنیم، میبینیم که فاصله قابلتوجهی وجود دارد.
وی افزود: در برنامه هفتم توسعه نیز چنین هدفی دیده شده، اما تاکنون عملکردها چشمانداز روشنی را نشان نمیدهد. بهرهوری و رشد اقتصادی بهشدت به هم گره خوردهاند؛ هم بهرهوری بخشی از رشد اقتصادی محسوب میشود و هم بدون ارتقای بهرهوری، دستیابی به رشد اقتصادی پایدار ممکن نیست.
اولیاء در ادامه با اشاره به زنجیره ورودیها، فرایندها، خروجیها و نتایج در ادبیات بهرهوری گفت: مهم این است که خروجیها تا چه حد به نتایج و پیامدهای واقعی منجر میشوند و چه اثری بر جامعه میگذارند. این زنجیره را میتوان بهخوبی در نظام آموزش عالی هم مشاهده کرد.
برای مثال، ممکن است دانشگاهی از نظر تعداد فارغالتحصیل عملکرد خوبی داشته باشد، اما سؤال اصلی این است که آیا سطح دانش و مهارت مورد انتظار ارتقاء یافته؟ آیا این آموزشها در سطح ملی مؤثر بوده و به توسعه و رفاه جامعه کمک کرده است؟
وی تأکید کرد: اگر سازمانهای مختلف، از جمله دانشگاهها، فعالیتهای خود را با چنین تحلیلی بررسی کنند، مشخص میشود که آیا منابع و بودجهها بهدرستی به فعالیت، خروجی و در نهایت به اثرگذاری اجتماعی منجر شدهاند یا خیر. بسیاری از ناکامیهای ما در تحقق اهداف و اسناد بالادستی، ریشه در همین مسئله دارد؛ یعنی درک نادرست از مسئله و طراحی مداخلات نامناسب، بهویژه در سطوح سیاستگذاری.
منبع: وبسایت سازمان بهره وری
مطالب مرتبط:
ضرورت راهاندازی «اندیشکده بهرهوری» در دانشگاههای صنعتی
تعدد دانشگاهها چالش ارتقای بهرهوری در وزارت علوم