معمای بهره‌وری و تورم

همانطور که یکی از اقتصاددانان اشاره کرده، «رشد بهره‌وری، ابرقهرمان مهار تورم در بلندمدت است». چون تنها ارتقای کارایی و نوآوری است که می‌تواند هزینه تولید را کاهش دهد، رشد اقتصادی ایجاد کند و تورم را به‌صورت پایدار فرو بنشاند.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، محمد رضا منجذب در تعادل نوشته است:

بهره‌وری چیست و چه تاثیری در اقتصاد و معیشت ایرانیان دارد؟در ظاهر، رشد بهره‌وری عددی خشک در گزارش‌های اقتصادی است. اما در واقع نبض کارایی، نوآوری و رفاه جامعه را همین گزاره تعیین می‌کند. بررسی ساختار اقتصاد ایران نشان می‌دهد تورم مزمن نه ‌تنها قدرت خرید مردم را می‌بلعد، بلکه به ‌صورت پنهان اما عمیق، موتور بهره‌وری را از کار می‌اندازد و کشور را گرفتار چرخه‌ای خودتخریبگر کرده است.

رشد بهره‌‌وری در اقتصاد ایران سال‌ها است تقریبا صفر مانده است. مساله‌ای که شاید در نگاه اول فقط دغدغه اقتصاددانان به نظر برسد، اما اثرش را در کوچک‌ترین رفتارهای روزمره مردم می‌توان دید. از افت کیفیت کالاها گرفته تا افزایش دائم قیمت‌ها بدون تغییر محسوس در تولید.

این وضعیت یک معماست؛ چرا با وجود منابع انسانی و سرمایه بالا، اقتصاد ایران بازدهی ندارد؟برای درک این معما، ابتدا باید بدانیم بهره وری یعنی چه. در ساده‌ترین تعریف، بهره‌وری یعنی توانایی کسب خروجی بیشتر با همان میزان ورودی. تصور کنید دو نانوا با مقدار یکسان آرد و ابزار کار؛ اگر یکی نان بیشتر و باکیفیت‌تری تولید کند، یعنی بهره‌ وری بالاتری دارد. همین منطق ساده، در سطح کلان، به معنی نوآوری، سرمایه‌گذاری هوشمند و رشد پایدار اقتصادی است.

اما در ایران، این موتور عملا خاموش است و متهم اصلی تورم مزمن است. تورم و بهره‌وری رابطه‌ای دو ‌طرفه و پیچیده دارند، در کوتاه‌مدت، تورم مانند نیرویی ویرانگر عمل می‌کند و توان تولید را از بین می‌‌برد، ولی در بلندمدت اگر بهره‌‌وری بالا رود، خودش می‌تواند مهارکننده تورم باشد. مشکل آنجاست که اقتصاد ایران در بخش اول این چرخه گیر کرده و راهی به بخش دوم پیدا نکرده است. تورم از چند مسیر اصلی بهره‌وری را تخریب می‌کند:

۱- مخدوش شدن سیگنال‌های قیمتی: در اقتصاد سالم، قیمت‌ها مثل نقشه راه عمل می‌کنند و به بنگاه‌ها می‌گویند کجا باید سرمایه‌گذاری کنند. اما وقتی تورم بالا باشد، این نقشه دائم تغییر می‌کند. مثل راننده‌‌ای که تابلوهای جاده در مقابلش مدام عوض می‌شوند؛ هیچ ‌کس نمی‌داند مسیر درست کدام است. نتیجه؟ سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های غیرمولد و سود کوتاه‌مدت می‌روند و نوآوری زمین‌گیر می‌شود.

۲- افت کوتاه‌مدت بهره ‌وری نیروی کار: زمانی که بانک مرکزی برای مهار تورم سیاست‌های انقباضی را اجرا می‌کند، تقاضا و خرید کاهش می‌یابد. شرکت‌ها نمی‌توانند فوری نیروها را تعدیل کنند، ولی میزان تولید کم می‌شود؛ یعنی همان تعداد کارگر، خروجی کمتر. این کاهش موقت در تولید، مستقیماً بهره‌وری نیروی کار را پایین می‌آورد.

۳- تضعیف سرمایه‌گذاری بلندمدت: تورم آینده را مبهم و غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. در چنین فضایی، هیچ شرکتی به پروژه‌های بزرگ و نوآورانه ورود نمی‌کند چون سودشان در مه غلیظِ بی‌ثباتی گم می‌شود. بنگاه‌ها ترجیح می‌دهند در مسیرهای کوتاه‌مدت و کم‌ریسک حرکت کنند، و همین محافظه‌کاری یعنی توقف موتور رشد بهره‌وری.

۴- فشار ناعادلانه بر بنگاه‌های کوچک: تورم برای همه یکسان عمل نمی‌کند. شرکت‌های بزرگ با دسترسی بیشتر به اعتبار بانکی، می‌توانند هزینه‌ها را به قیمت کالا منتقل کنند، اما بنگاه‌های کوچک چنین امکانی ندارند. این شکاف باعث می‌شود بخش کوچک و نوآور اقتصاد بیشترین ضربه را بخورد، در حالی که بخش‌های غیرمولد دوام می‌آورند و این یعنی از بین رفتن چابکی تولید ملی. اما ریشه تورم و ضعف بهره‌وری فقط در سیاست‌های پولی نیست.

مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، این دو مشکل را در هم تنیده کرده‌اند: ضعف نهادهای حاکمیتی و حقوق مالکیت، یارانه‌های ناکارآمد و نظام قیمت‌‌گذاری دستوری، بازارهای سرمایه و کار غیررقابتی، کسری بودجه مزمن و نوسانات ارزی شدید، و البته تحریم‌ها که هر بحران را تشدید می‌کنند.

هر کدام از اینها به تنهایی می‌توانند اقتصاد را زمین‌گیر کنند، اما کنار هم تبدیل به یک چرخه خود تخریبگر می‌شوند. در این چرخه، تورم باعث بی‌ثباتی می‌شود؛ بی‌ثباتی موجب کاهش سرمایه‌گذاری و افت بهره‌وری؛ افت بهره ‌وری هزینه‌های تولید را بالا می‌برد؛ و در نهایت، هزینه بالا دوباره تورم را تشدید می‌کند.

حاصل، یک دور باطل تمام‌عیار است که سال‌هاست اقتصاد ایران را در خود قفل کرده. راه برون‌ رفت از این چرخه، مهار ظاهری تورم نیست، بلکه احیای موتور بهره ‌وری است. همانطور که یکی از اقتصاددانان اشاره کرده، «رشد بهره‌وری، ابرقهرمان مهار تورم در بلندمدت است». چون تنها ارتقای کارایی و نوآوری است که می‌تواند هزینه تولید را کاهش دهد، رشد اقتصادی ایجاد کند و تورم را به‌صورت پایدار فرو بنشاند.

اما سوال کلیدی اینجاست: با وجود این همه مشکلات درهم‌تنیده، از کجا باید شروع کرد؟ پاسخ شاید ساده‌تر از تصور باشد؛ از بازسازی اعتماد، ثبات سیاستی و اصلاح ساختارهایی که مسیر نوآوری و رقابت را باز می‌کنند. تا زمانی که این گام‌ها برداشته نشود، چرخه معیوب تورم و ضعف بهره‌وری همچنان به گردش خود ادامه می‌دهد، چرخه‌ای که نه فقط عددهای اقتصاد، بلکه کیفیت زندگی میلیون‌ها ایرانی را تعیین می‌کند.

معمای رشد و بهره‌وری

نقش نوآوری و بهره‌وری در رشد و توسعه اقتصادی کشورها

معمای بهره‌وری مدرن

بی‌بهره از بهره‌وری

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *