اقتصاد ایران امروز در نقطهای ایستاده که تصمیمها و تحولات پیش رو، مسیر آن را برای سالهای آینده مشخص خواهد کرد.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز، هادی حقشناس در تعادل نوشته است:
«پایان» یا «تداوم» جنگ، مهمترین متغیری است که آینده اقتصاد ایران را شکل میدهد. در واقع در هر کدام از این گزینهها، شرایط متفاوت اقتصادی برای ایران شکل میگیرد. بهطور کلی چشمانداز روشنی پس از جنگ پیش روی ایران قرار دارد و ایران با تکیه بر دستاوردهایی که از مقاومت ۴۰روزه کسب کرده، میتواند اقتصاد خود را به سمت بهبود و رشد مستمر هدایت کند.
در شرایطی که بخش کشاورزی از بهبود بارندگیها منتفع شده، بخش صنعت به دلیل برخی حملات به زیرساختها همچنان زیر فشار برخی نااطمینانی قرار دارد و بخش خدمات میان تهدید و فرصت در نوسان است. در این یادداشت تلاش شده تصویری تحلیلی از وضعیت اقتصاد ایران در آستانه دوران پس از جنگ ارایه شود.
۱) اقتصاد ایران پس از عبور از یک دوره پرتنش، اکنون در آستانه مرحلهای تازه قرار گرفته است. مرحلهای که مسیر آن به شدت به تعیین تکلیف نهایی جنگ با امریکا و اسراییل وابسته است. از یک سو احتمال تداوم شرایط فعلی و تداوم تنازعات وجود دارد و از سوی دیگر امکان رسیدن به یک صلح پایدار محتمل است.
هر یک از این سناریوها پیامدهای متفاوتی برای بخشهای مختلف اقتصاد به همراه خواهد داشت. در این میان، بخش کشاورزی بیش از سایر بخشها نشانههای ثبات و حتی بهبود را از خود بروز داده است. وضعیت مناسبتر بارندگیها در سال آبی جاری (جز برخی استانها مانند البرز و تهران) باعث افزایش سطح زیر کشت گندم به میزان بیش از ۳۰۰ هزار هکتار شده و پیش بینی میشود تولید این محصول راهبردی برای سال آینده به حدود ۱۳ میلیون تن برسد.
چنین وضعیتی میتواند فشار بر واردات را کاهش داده و نقش مهمی در تامین امنیت غذایی کشور ایفا کند. در استانهای شمالی نیز شرایط آبی بهگونهای است که امکان کاشت و برداشت برنج دست کم در سطح سال گذشته فراهم خواهد بود. این شرایط مثبت محدود به گندم و برنج نیست و سایر محصولات کشاورزی نیز میتوانند از آن منتفع شوند.
۲) در مقابل، بخش صنعت همچنان در وضعیت شکنندهای قرار دارد. جنگ اخیر، به ویژه در حوزههایی مانند فولاد و پتروشیمی، آسیبهایی ایجاد کرده که جبران آن نیازمند زمان و سرمایه است. آینده این بخش بیش از هر چیز به میزان ثبات سیاسی و امنیتی پس از جنگ بستگی دارد. در صورت رسیدن به صلح پایدار، امکان برنامهریزی برای بازسازی، جذب سرمایه و احیای ظرفیتهای تولیدی فراهم میشود. اما اگر نااطمینانی ادامه یابد، صنعت نمیتواند نقش موتور رشد اقتصادی را بهطور کامل ایفا کند.
بخش خدمات نیز شرایطی دوگانه را تجربه میکند. کاهش سفرهای خارجی و محدود شدن گردشگری، از یک سو درآمد این بخش را تحت فشار قرار داده و از سوی دیگر، در صورت بهبود شرایط میتواند به فرصتی برای رونق سفرهای داخلی تبدیل شود. گردشگری، تنها یکی از اجزای خدمات است؛ بانکها، بیمهها، حملونقل و انبارداری نیز در صورت کاهش ریسکها میتوانند نقش موثرتری در پشتیبانی از تولید و تجارت ایفا کنند.
۳) در سطح جهانی، ادامه جنگ موجب افزایش تورم و تشدید نگرانیها درباره رکود اقتصادی شده است. گزارشهای منتشر شده توسط نهادهای بینالمللی از جمله صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که تداوم این وضعیت میتواند رشد اقتصادی جهان را با چالش جدی مواجه کند. همین مساله باعث شده قدرتهای بزرگ اقتصادی، از امریکا تا اروپا و چین، به دنبال نوعی تعیین تکلیف برای این بحران باشند. این فشارهای بینالمللی میتواند شانس رسیدن به یک توافق یا صلح پایدار را افزایش دهد.
۴) برای اقتصاد ایران، تعیین تکلیف جنگ میتواند نقطه عطفی سرنوشتساز باشد. اگر این روند به نفع کشور پیش برود، امکان ایجاد یک انرژی تازه در مسیر توسعه در اقتصاد فراهم خواهد شد. انرژیای که میتواند رشد اقتصادی سال ۱۴۰۵ را به سطحی بالاتر از سه تا چهار سال گذشته برساند. البته تحقق چنین رشدی مشروط به مدیریت درست شرایط، استفاده از فرصتهای موجود و کاهش پایدار نااطمینانیهاست.
در نهایت، تداوم ثبات اقتصادی نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است: اول) روشن شدن افق سیاسی، دوم) حمایت هدفمند از بخش صنعت، سوم) بهرهگیری از ظرفیتهای کشاورزی و چهارم) فعالسازی بخش خدمات. اقتصاد ایران امروز در نقطهای ایستاده که تصمیمها و تحولات پیش رو، مسیر آن را برای سالهای آینده مشخص خواهد کرد.