از ۵ مرحله توسعه ما حداكثر توانستیم نیم بند دو مرحله را طی كنیم و برنامهای مدون برای تغییر این شرایط نداریم چرا كه دچار روزمرگی شدهایم.
به گزارش پایگاه خبری بهرهوری نیوز، محمدرضا منجذب در یادداشتی در تعادل نوشته است:

بهطور معمول در گروهی از صنایع مهم (زنجیرهای عمودی و افقی) فرآیند زیر باید طی شود تا كشوری توسعه یابد: اول) ورود تكنولوژی (تكنولوژی مناسب و مطابق با مزیتهای بالفعل و بالقوه كشور)، دوم) هضم و جذب تكنولوژی، سوم) تغییر در تكنولوژی، چهارم) ایجاد تكنولوژی، پنجم) صادرات تكنولوژی برتر.
به عبارت دیگر تولید علم بومی كه منجر به ایجاد تكنولوژی برتر بومی شود. اما برای شناسایی صنایع پیشرو باید اتاق فكری شامل مدیران اجرایی متخصص و اساتید اهل فن و صاحبنظر در زمینه توسعه (رشتههای اقتصاد مدیریت جامعهشناسی و…) تشكیل شود و بر مبنای مزیتهای كشور برنامه توسعه حداقل ۳۰ و حداكثر ۶۰ ساله تدوین شود.
در این برنامه مراودات بینالمللی پیشبینی شود. این برنامه باید در بالاترین سطح نظام تدوین شده و همه سطوح و دولتها پایبند آن باشند. قوانین بالادستی و پاییندستی دیده شود. متاسفانه در ایران با وجود ۷۰سال نظام برنامهریزی چنین برنامه مدون و متقنی تاكنون تصویب و به ویژه اجرا نشده است.
و بیشتر دولتها یا سلیقهای یا با روزمرگی كشور را اداره كردهاند، بدون نگاه به یك برنامه مدون و توسعهای. یك مثال و نمونه صنعت خودروسازی ایران است كه علیرغم حیات ۶۰ساله هنوز اندر خم یك كوچه است. اولا هیچ مطالعه كارشناسی و اولیه روی این صنعت نشد كه آیا ما در تولید آن مزیت خواهیم داشت یا خیر.
ثانیا این صنعت فقط توانسته مرحله ورود تكنولوژِی را طی كند. در سالهای اخیر حتی این تكنولوژی برتر نبوده و سهوا (یا عمدا) تكنولوژی چند سال قبل را وارد كرده است. صنعت قطعهسازی كه وظیفه مرحله دوم (هضم تكنولوژی) را به عهده دارد در سالهای اخیر با بهرهگیری از ماشینآلات مستهلک با كیفیتی پایین تولید كرده است بهطوری كه تولید مونتاژ اولیه خودرو با كیفیتتر بوده است.
همچنین سفارش قطعات به بیرون (عمدتا چین) باعث رونق قطعهسازی در خارج كشور شده است و وابستگی ارزی را به كشور تحمیل كرده است بهطوری كه با تحریمهای اخیر تولید دچار مشكل شده است. ثالثا حمایت بیش از اندازه و طی ۶۰ سال باعث شده این صنعت نتواند روی پای خود بایستد و صادراتمحور گردد.
رابعا حمایت و مدیریت دولتی بر این صنعت سایه افكنده است. و بالاخره عدم تعامل مناسب با خارج از كشور پویایی از این صنعت را گرفته است. متاسفانه سایر صنایع و تولیدات ما هم مشكلاتی مشابه را دارد. جمعبندی اینكه از ۵ مرحله توسعه ما حداكثر توانستیم نیم بند دو مرحله را طی كنیم و برنامهای مدون برای تغییر این شرایط نداریم چرا كه دچار روزمرگی شدهایم.
از سوی دیگر در فرآیند رشد پایدار و توسعه اقتصادی بهطور متوسط شادی افزایش مییابد. در این فرآیند توزیع احساس خوشبختی عادلانهتر میشود. در سیاستگذاریها توزیع مناسب شادی و احساس خوشبختی شاید بر افزایش آن مرجح باشد. البته افزایش شادی یكی از اهداف توسعه اقتصادی است.
كارگزاران اقتصادی ریسكگریز جامعهای با برابری بیشتر در احساس خوشبختی و شادی را میپسندند. آنان درصدد افزایش رفاه شهروندان خود (نه فقط درآمد) هستند. اخیرا برخی اقتصادانان توسعه بهجای تمركز بر اندازهگیری توزیع درآمد بر نحوه توزیع طول عمر و توزیع خوشبختی تمركز داشتهاند.
دولتها برای جلوگیری از تنش و بحران اجتماعی درصدد ایجاد برابری بیشتر در احساس خوشبختی هستند. در چارچوب اقتصاد سیاسی همواره ایجاد برابری بیشتر در احساس شادی و خوشبختی به منزله كاهش نارضایتی شهروندان تلقی میشود. هدف كاهش شكاف شادی یكی از اهداف توسعه اقتصادی است.
در حال حاضر نابرابری توزیع شادی بین كشورها بیشتر از نابرابری توزیع آن درون كشورها است. شاید یك دلیل آن تمركز بیشتر دولتها بر این موضوع در درون كشور خودشان بوده است. بهطور معمول افزایش نابرابری در توزیع درآمد موجب كاهش احساس خوشبختی میشود. لذا در این راستا دولتها درصدد ایجاد برابری بیشتر در توزیع درآمدها برمیآیند.
مطالب مرتبط:
افزایش بهرهوری و توسعه پایدار نیازمند تعامل دولت و بخش خصوصی