اقتصاد و هوش ایرانی

ایران امروز بر سر دو راهی ایستاده است: یا معدن هوش ایرانیان همچنان در دل خاک خاموش بماند، یا با مدیریتی نوین و تعامل جهانی، به گوهر توسعه و رفاه بدل شود.

به گزارش پایگاه خبری بهره‌ورنیوز، علی نقوی در یادداشتی در روزنامه تعادل نوشته است:

وقتی ایرانیان از نظر بهره هوشی در جایگاهی بالاترند، انتظار طبیعی این بود که در توسعه علمی و اقتصادی هم پیشتاز باشیم، اما تفاوت در این است که کشورهای رقیب، برنامه‌های خود را با مشارکت نهادهای بین‌المللی، پشتوانه سرمایه خارجی و مشاوران مدیریت جهانی پیش بردند؛ درحالی که ایران بیشتر به برنامه‌هایی درون‌زا، بدون پشتوانه مالی خارجی و گرفتار تغییرات سیاستی تکیه کرد.

این همان شکافی است که امروز به ‌وضوح دیده می‌شود: در ترکیه، عربستان و امارات، سرمایه انسانی با پشتیبانی سرمایه جهانی و دانش روز مدیریت به بار نشسته؛ اما در ایران، سیاست‌های کوتاه‌مدت، نهادهای ناپایدار و خروج نخبگان، این برتری شناختی را عقیم گذاشته است. اینجاست که تناقضی تلخ رخ می‌نماید؛ ایرانیان با بهره هوشی ممتاز، در عمل به ارزان‌ترین نیروهای کار متخصص در منطقه بدل شده‌اند.

در صورتی که هوش و تخصص ایرانیان می‌توانست موتور محرک توسعه ملی باشد؛ اما عدم توازن میان درآمد و هزینه در داخل کشور و بازار کار محدود و ناکارآمد، بسیاری از نخبگان را ناچار کرده به کشورهای منطقه بروند؛ جایی که به عنوان «نیروی کار متخصص ارزان» جذب می‌شوند.

دردناک‌تر اینکه همین نیروهای توانمند، که ظرفیت طراحی و هدایت کلان‌پروژه‌ها را دارند، در همان کشورها حتی برای باز کردن یک حساب بانکی ساده نیز با دشواری مواجه می‌شوند. این فقط مهاجرت شغلی نیست؛ اتلاف یک سرمایه ملی است. سرمایه‌ای که اگر در بستر مدیریتی درست در ایران به‌کار گرفته می‌شد، امروز ستون‌ فقرات توسعه کشور بود نه ابزار ارزان توسعه دیگران.

چهره نخست: اگر ظرفیت هوشی ایرانیان با سیاست‌گذاری خردمندانه، آموزش باکیفیت، سرمایه‌گذاری پایدار در علم و فناوری و بازگشت نخبگان همراه شود، ایران می‌تواند به الگویی منطقه‌ای بدل گردد؛ با دانشگاه‌های برتر، استارتاپ‌های جهانی و سهمی پررنگ در انقلاب فناوری.

چهره دوم: اگر روند کنونی ادامه یابد و چشم‌انداز روشن برای نسل جوان فراهم نشود، سرمایه‌های شناختی ما از مرزها عبور خواهند کرد و دراختیار کشورهایی قرار می‌گیرند که با برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری هوشمندانه، جایگاهی برتر ساخته‌اند.

تجربه ترکیه، عربستان و امارات نشان می‌دهد که برای رسیدن به رفاه و جایگاه جهانی، بهره هوشی برتر شرط کافی نیست. آنچه تعیین‌کننده است، بهره‌گیری از دانش روز مدیریتی، ارتباط فعال با نهادهای بین‌المللی، برنامه‌ریزی بلندمدت و ثبات نهادی است. ایران امروز بر سر دو راهی ایستاده است: یا معدن هوش ایرانیان همچنان در دل خاک خاموش بماند، یا با مدیریتی نوین و تعامل جهانی، به گوهر توسعه و رفاه بدل شود.

اقتصاد و هوش مصنوعی

استارتاپ‌های سبز، ترکیب هوشمند فناوری و پایداری محیطی

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *