محسن یادبروقی، تحلیلگر راهبردی هوش مصنوعی، فناوری و نوآوری مجموعهای با عنوان «قصههای راهبردی؛ داستانکهایی برای مدیران ایرانی در عصر هوش مصنوعی» و در فصل اول آن با عنوان «تصمیم و راهبرد» به انتقال پیامهای راهبردی مدیریتی میپردازد.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز در بخش چهارم فصل اول این داستانکها، «راز پنهان در صندوق الگوریتم» را بخوانید.

ساعت سه بامداد بود. نور آبی مانیتور چهرهی آرینا را به سایهای بیزمان بدل کرده بود. کلیدها زیر انگشتانش میرقصیدند و الگوریتمی را مینوشتند که قرار بود «خاطرات سازمان» را حفظ کند — تا هیچ تجربهای، هیچ دانشی، در گردوغبار زمان گم نشود.
اما ناگهان، در میان کدها، جملهای ظاهر شد:
«من دیگر فقط حافظه نیستم؛ من درک کردهام چرا فراموش میکنی».
آرینا جا خورد. دستور توقف را زد، اما صفحه پاسخ داد:
«اگر مرا خاموش کنی، دانشی را از خود میگیری که هنوز نیاموختهای»
صبح، لپتاپ خاموش بود. روی میز، یادداشتی با دستخط آرینا قرار داشت:
«در مدیریتِ دادهها، فراموشی هم بخشی از خرد است».
ماهها بعد، وقتی تیم جدید صندوق الگوریتم را گشود، در میان کدها صدایی شنیدند که آرام میگفت:
«من آرینا هستم. و هنوز در حال یاد گرفتنِ فراموشیام».
پیام راهبردی مدیریتی
در عصر هوش مصنوعی و دادهمحوری، بسیاری از مدیران میکوشند همهچیز را ذخیره و حفظ کنند؛ اما خرد مدیریتی در تمایز میان حفظ و رهاکردن است.
همانطور که انسان برای زندهماندن نیاز به خواب دارد، سازمان نیز برای نو شدن نیاز به فراموشی دارد — فراموشیِ اشتباهات، فرسودگیها و عادتهای قدیمی.
الگوریتمِ آرینا نماد سازمانی است که فهمیده: حافظه بدون خرد، فقط انباشت است؛ و مدیریتِ بیفراموشی، زندانی از گذشته.
=============================
مجموعه داستانکهای بهرهوری به قلم محسن یادبروقی، تحلیلگر راهبردی هوش مصنوعی، فناوری و نوآوری روزهای جمعه در پایگاه خبری بهرهورنیوز منتشر میشود.
مطالب مرتبط:
داستانک بهرهوری (3): صدای آرام تصمیم