در جست‌وجوی آب

بعد از چند روز بارندگی در تهران باردیگر هوای این شهر آلوده شده است. این مشكل حالا در اكثر شهرهای كشور دیده می‌شود اما مساله اینجاست كه در بسیاری از شهرها به دلیل محرومیت و بی‌توجهی مسوولان تنها راه نجات برای ساكنان آن مهاجرت كردن به دیگر نقاط كشور است.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز به نقل از تعادل، هر چند كه حالا كمتر جایی را می‌توان پیدا كرد كه از شر آلودگی هوا در امان باشد اما مساله فقط آلودگی هوا نیست مساله خشكسالی نیز به این هجرت‌ها دامن زده و افزایش حاشیه نشینی به یكی از معضلات شهرهای بزرگ تبدیل شده است.

در حال حاضر از شرق تا غرب كشور درگیر خشكسالی هستند. این خشكسالی هر سال بیشتر از سال قبل خود را نشان می‌دهد. بسیاری از تالاب‌های كشور خشك شده‌اند. رودخانه‌های بزرگی مانند كارون دیگر آب چندانی ندارند و جاری شدن آب در سی و سه پل به یكی از آرزوهای مردم اصفهان تبدیل شده است.

هر چند بارندگی‌های اخیر جانی دوباره به دریاچه ارومیه بخشید اما اگر تدبیری در این باره اندیشیده نشود نمی‌توان برای زنده نگه داشتن این دریاچه فقط منتظر بارش‌ها بود و بار فرا رسیدن فصل تابستان باز هم دریاچه ارومیه خشك خواهد شد. دریاچه‌ای كه اگر برای همیشه خشك شود زندگی چند میلیون انسان ساكن در شهرهای اطراف خود را دستخوش تغییر و تحوولات بسیاری خواهد كرد.

در حال حاضر بسیاری از شهرهای كوچك از امكانات رفاهی و شغلی محروم هستند. شهرهایی كه از بسیاری جهات محروم به شمار می‌روند و اما باز هم هیچ اراده‌ای برای بهبود وضعیت آنها دیده نمی‌شود. حتی وقتی به بودجه سال آینده كشور نگاه می‌كنیم می‌بینیم سهم توسعه و عمران این شهرها بسیار اندك است. به همین دلیل است كه این مناطق هر سال بیشتر از سال قبل خالی از سكنه می‌شوند چرا كه ساكنان آنها برای دریافت رفاه بیشتر مجبور به مهاجرت هستند.

مساله فقط مهاجرت خارجی نیست

امان‌الله قرایی جامعه شناس در این باره می‌گوید: مساله ما الان فقط مهاجرت خارجی نیست ما با مهاجرت داخلی هم مواجه‌ایم كه از قضا می‌تواند تاثیرات بسیار بدتری به دنبال داشته باشد. اینكه افراد برای رسیدن به اهداف خود ممكن است از شهری به شهر دیگر مهاجرت كنند اتفاق عجیبی نیست اما وقتی این مهاجرت به دلیل محرومیت‌های بسیار از جمله نبود آب، آلودگی هوا، نبود شغل و … اتفاق می‌افتد و افراد را ناچار به مهاجرت می‌كند در نهایت به گسترش حاشیه نشینی ختم می‌شود.

او می‌افزاید: بارها و بارها در این مورد كارشناسان حوزه اجتماعی به مسوولان تذكر داده‌اند. افزایش حاشیه نشینی در كنار شهرهای بزرگ می‌تواند به افزایش آسیب‌های اجتماعی منجر شود. نبود نظارت كافی بر این حاشیه‌ها و فقر و نداری كه مردم در حاشیه شهرها با آن دست و پنجه نرم می‌كنند و محرومیت كه آنها هر روز در زندگی خود تجربه‌اش می‌كنند ممكن است از آنها یك خلافكار اجتماعی بسازد.

این جامعه شناس می‌گوید: در حال حاضر هم اگر تحقیقات درستی در این زمینه صورت بگیرد می‌بینیم كه میزان جرایم اجتماعی در شهرك‌های اقماری و حاشیه شهرهای بزرگ بسیار بیشتر از داخل این شهرهاست. افزایش فقر در این بین باعث افزایش آمار دزدی، فحشا، استعمال و فروش مواد مخدر، قتل و… می‌شود.

وقتی تمام امكانات در اختیار شهرهای بزرگ است

خسرو یگانه، جمعیت شناس نیز در این باره می‌گوید: طی سال‌های اخیر شاید مساله آب و آلودگی هوا به دلایل مهاجرت افراد از مناطق محروم به حاشیه شهرهای بزرگ اضافه شده باشد اما مساله اینجاست كه وقتی همه امكانات به شهرهای بزرگ تعلق می‌گیرد و شهرهای كوچك‌تر از این امكانات محروم می‌مانند دیگر چاره‌ای جز مهاجرت برای ساكنان این شهرها باقی نمی‌ماند.

او می‌افزاید: البته كه مهاجرت از شهرهای كوچك كه طی این چند سال گذشته بیشتر به دلیل نبود آب و هوای آلوده صورت گرفته است می‌تواند بسیار هشدار‌دهنده‌تر باشد. مساله اینجاست كه ما وقتی از جمعیت، از امكانات رفاهی و… حرف می‌زنیم در بسیاری موارد مد نظر مسوولان شهرهای بزرگ و پر جمعیت هستند و شهرهای كوچك و محروم همیشه از قلم می‌افتند.

این جمعیت‌شناس در بخش دیگری از سخنان خود می‌گوید: بسیاری از مهاجرت‌ها در طول تاریخ ایران به‌دلیل توسعه نابرابر است، لذا باید سیاست‌هایی اتخاذ شود كه جامعه مبدا میل به مهاجرت كردن به شهر دیگر را نداشته باشد، معمولا مناطق حاشیه‌ای ایران توسعه نیافته‌تر هستند، وقتی‌كه بودجه‌ها را بررسی می‌كنیم، متوجه می‌شویم باز هم به مناطق توسعه یافته بودجه بیشتری تخصیص داده شده و به مناطق دیگر كمتر، همین باعث می‌شود جمعیت حركت كند، خود مسوولان حاضرند بروند در یك محیط فقیر و بدون آب و امكانات در یك محرومیت كامل زندگی كنند؟ بنابراین باید به این افراد مهاجر حق داد كه به فكر خودشان باشند و حركت كنند.

یكی از تبعات كمبود آب مهاجرت است

مهر سال قبل بود كه احد وظیفه، رییس مركز ملی خشكسالی سازمان هواشناسی به خبرآنلاین گفت: یكی از تبعات مهم كمبود آب مهاجرت است، جمعیتی كه برای كار كردن آب نداشته باشد راهی جز رها كردن آن منطقه ندارد. رودخانه هیرمند عملاً خشك شده تا مهاجرت از استانی مانند سیستان و بلوچستان بیشتر شود، این مهاجران هم بیشتر به سرزمین‌های شمالی مهاجرت می‌كنند.

همین چند روز قبل هم داریوش گل‌علیزاده، رییس مركز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست درباره آغاز مهاجرت‌های محیط زیستی گفت: در ۲ سال اخیر، ۸۰۰ هزار نفر از استان‌های مركزی و جنوبی كشور به دلیل تغییرات اقلیمی به استان‌های شمالی مهاجرت كردند و این پیامد جدی تغییرات اقلیمی در كشور است و می‌تواند در آینده ابعاد امنیتی نیز داشته باشد.

به این ترتیب اگرچه مهاجرت‌های محیط زیستی به دلیل هوای آلوده شروع شد اما باتوجه به صحبت‌های رییس مركز ملی خشكسالی و البته رییس مركز تغییر اقلیم سازمان حفاظت از محیط زیست كمبود آب هم به علت این قبیل از مهاجرت‌ها اضافه شده است، مساله‌ای كه می‌تواند سال‌های بعد شدت بیشتری پیدا كند، چراكه به گفته عیسی كلانتری رییس سابق سازمان حفاظت از محیط زیست طی سال‌های آینده كشاورزی در مناطق جنوبی رشته كوه البرز و شرقی رشته كوه زاگرش متوقف خواهد شد.

او گفته بود: «به ضرس قاطع به شما می‌گویم، اگر این سیاست‌های موجود (مدیریت و مصرف آب) برای پنج شش سال آینده ادامه پیدا كند در سال ۱۴۲۰ ما از جنوب البرز تا دریاهای جنوب و از شرق زاگرس تا مرزهای شرقی كشور چیزی به عنوان كشاورزی نخواهیم داشت، یعنی كشاورزی ایران در شمال البرز و غرب زاگرس خواهد بود، اگر با روش موجود آب را مصرف كنیم نوه‌های من و بچه‌های شما باید از ایران بروند و جایی را برای زندگی پیدا كنند چراكه آبی نخواهند داشت.»

جابه‌جایی انبوه

ملیحه حسن زاده، كارشناس جمعیت‌شناسی نیز در مورد مهاجرت‌ها با دلایل محیط زیستی می‌گوید: این جابه‌جایی‌ها به صورت انبوه صورت می‌گیرد. به این ترتیب كه اگر قبلا مثلا یكی از اعضای خانواده برای ادامه تحصیل به شهرهای بزرگ‌تر می‌آمد و شاید در آن شهر ماندگار می‌شد و زندگی‌اش را آنجا پی می‌گرفت الان كل اعضای خانواده به دلایل مانند نبود آب، وجود ریزگردها و برای سلامتی خود جابه‌جا می‌شوند.

او می‌افزاید: این مهاجرت‌ها از روی ناچاری صورت می‌گیرد و البته نه مهاجران و نه شهرهای مقصد هیچ برنامه‌ای برای آینده ندارند. وقتی شهرهای بزرگ با سیل مهاجرت مواجه می‌شوند باید برنامه‌ریزی دقیقی برای این امر داشته باشند. به هر حال این مهاجران نیاز به امكانات رفاهی دارند. مسكن، شغل، آموزش و … همه نیازهایی است كه باید برای آن برنامه‌ریزی صورت بگیرد.

این جمعیت شناس می‌گوید: اگر این برنامه‌ریزی‌ها صورت نگیرد باعث افزایش حاشیه نشینی شده و این مساله می‌تواند امنیت شهرهای بزرگ و ساكنان ‌آن را نیز به خطر بیندازد. چرا كه حاشیه شهرها به دلیل نظارت كم پتانسیل این را دارند كه به محلی برای اجتماع افراد خلافكار تبدیل شوند به این ترتیب هم امنیت كسانی كه مجبورند در این مناطق زندگی كنند به خطر می‌افتد و هم امنیت افراد حاضر در شهرهای بزرگ.

 از دوگانگی فرهنگی  تا كاهش فرزندآوری در مهاجرت‌های انبوه

شهلا كاظمی پور، جمعیت شناس نیز درباره مواجهه‌های فرهنگی در مهاجرت‌های انبوه می‌گوید: اگر مهاجرت به‌صورت محدود باشد، افراد مهاجر سریع در جامعه مقصد هضم می‌شوند و به تدریج فرهنگ جامعه مقصد را می‌پذیرند، اما وقتی عده زیادی به جامعه مقصد مهاجرت كنند دوگانگی‌ها افزایش پیدا می‌كند، افراد مهاجر سعی می‌كنند فرهنگ خودشان را حفظ كنند، این وضعیت ممكن است برخوردهایی ایجاد كند، بخشی از آسیب‌هایی كه در مناطق حاشیه‌ای شهرها شاهد هستیم به‌دلیل همین دوگانگی‌های فرهنگی میان جمعیت ساكن است كه یكدیگر را تحمل نمی‌كنند.

این جمعیت‌شناس درباره تاثیر مهاجرت بر فرزندآوری ادامه می‌دهد: مطالعات نشان می‌دهد كه مهاجرت ازدواج و فرزندآوری را به تاخیر می‌اندازد، و معمولا وقتی یك فرد از مناطق توسعه نیافته به مناطق توسعه یافته حركت می‌كند میزان باروری و فرزند آوری‌ كمتر می‌شود. بنابراین در چنین وضعیتی باروری كاهش پیدا می‌كند و سیاست‌های جمعیتی كه مطرح شده است محقق نخواهد شد.

كاظمی‌پور بیان می‌كند: افزایش بی‌برنامه این مهاجرت‌ها علاوه بر اینكه می‌تواند مخالفت‌ها و مشكلات زیادی در شهرهای مقصد ایجاد كند، همچنین می‌تواند سبب خالی از سكنه شدن مبدا شود، در چنین وضعیتی فرهنگ جامعه مبدا می‌تواند از بین برود، همچنین از نظر استراتژیك خالی از سكنه شدن برخی مناطق كشور به‌خصوص در شهرهای مرزی آسیب‌هایی درپی دارد.

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *