تراژدی منابع مشترک

برای اداره منابع مشترک چه راه‌هایی وجود دارد؟

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، سینا محمدعلی، در تحلیلی با پرداختن به ریشه مفهوم تراژدی منابع مشترک، زمینه تاریخی و پیامدهای آن به بررسی راه‌های اداره کردن منابع مشترک پرداخته و معتقد است علاوه بر راه‌های دولت‌محور یا بخش خصوصی‌محور، می‌توان از راه سومی که محور آن به‌کارگیری نیروهای محلی و بومی است استفاده کرد. متن این مقاله را در زیر بخوانید.

«تراژدی منابع مشترک» به بررسی منطق رفتار فردی و کنش‌جمعی در بهره‌برداری از یک منبع مشترک پایان‌پذیر (منبع مشاع) می‌پردازد. افراد به هنگام استفاده از منابع مشترک (منابع مشاع) براساس منافع شخصی خود عمل می‌کنند و در نهایت بهره‌برداری بی‌رویه، بدون قاعده و ناپایدار، به تخریب یا تضعیف توان تجدید حیات منابع مشترک منجر می‌شود.

این منابع مشترک می‌تواند شامل صید از منابع آبی، چوب جنگل‌ها، سفره‌های آب زیرزمینی، مخازن نفت و گاز، گونه‌های جانوری، جو زمین که در آن گازهای گلخانه‌ای توسط کارخانه‌ها در کشورها رها می‌شود، فضای سکونت شهری، ترافیک و موارد مشابه باشد.

برای اجتناب از «تراژدی منابع مشترک» دو راه‌حل یعنی اداره این منابع مشترک توسط دولت یا واگذاری آنها به بخش ‌خصوصی پیشنهاد شده‌است. اما صاحب‌نظران در حوزه سیاست‌گذاری عمومی و اقتصاد به راه‌حل سومی نیز می‌اندیشند.

به‌کارگیری کلمه «تراژدی» در بیان این مفهوم، برگرفته از تراژدی‌های کلاسیک یونان باستان است تا به پیامدهای دراماتیک، و اجتناب‌‌ناپذیر اما برنامه‌‌ریزی‌ نشده ناشی از رفتار افراد در استفاده از منابع مشترک قابل دسترسی برای همگان اشاره شود که از معضلات پیچیده جوامع انسانی است. در واقع این مفهوم توضیحی بر منطق کنش جمعی و انتقادی بر رفتار عقلانی بشر و پیامدهای ویرانگر و فاجعه‌ بار آن بر منابع مشترک است.

شماری از صاحب‌نظران علوم اجتماعی در ابتدا برای بیان مساله «تراژدی منابع مشترک» از مثال یک مرتع مشترک استفاده کردند تا رفتار عقلانی انسانی در مورد رقابت بر سر منابع کمیاب نشان داده شود. در این مرتع، تعدادی گله‌دار احشام خود را در آن می‌چرانند. هر چوپان با فرض کنش عقلانی، سعی می‌کند بیشترین بهره را از منبع محدود مرتع ببرد و بنابراین تعداد بیشتری از احشام خود را وارد مرتع می‌کند.

این رقابت برای کسب منفعت شخصی در نهایت باعث پایان یافتن منابع مرتع و زیان همگانی در اثر مصرف بیش از حد می‌شود. در نتیجه، هر گله‌دار با بیشتر کردن تعداد احشام خود در مرتع نفع شخصی می‌برد، اما هم‌زمان به منافع همه زیان می‌رساند.

در مثالی دیگر، صنعت جهانی ماهی‌گیری است که ارزشی بالغ بر ۴۰۰ میلیارد دلار دارد و با تهدیدهای جدی ناشی از بهره‌برداری بیش از حد به ویژه در آب‌های آزاد (مناطق فراتر از حوزه قلمرو دریایی کشورها) مواجه است. منابع مشترک پایان‌پذیر که همگان به آنها دسترسی دارند، در معرض رقابت برای بهره‌برداری بیشتر قرار دارند.

یک نمونه از چنین فرایندی صید ماهی تُن است که از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۳ بیش از ۷۵ درصد کاهش داشته است، زیرا افراد، اصل «آزادی دریاها» را به عنوان یک حق نامحدود برای صید این ماهی‌ها تعبیر کرده‌اند و در نتیجه با برداشت بیش از حد برای سود شخصی، یک منبع مشترک را از بین می‌برند.

استفاده از آب‌های زیرزمینی نمونه دیگری از این تراژدی در سطح جهانی و به ویژه در ایران است. براساس یک مطالعه انجام شده در ایران، با تخمین آب‌های زیرزمینی در ایران بین سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۶ یک روند منفی ۴۴۰۰ میلیون متر مکعب آب گزارش شده است که حکایت از برداشت اضافی از سفره‌های زیرزمینی برای مصارف بیشتر شرب و کشاورزی در مناطق مختلف ایران دارد، فرایندی که کشور را با چالش‌های آبی قابل توجهی مواجه و امنیت آب را به یک اولویت ملی تبدیل کرده‌است.

طبق این گزارش، دسترسی آسان چاه‌های پمپاژ به آب‌های زیرزمینی در هر زمان و هر کجا، باعث استفاده بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی شده‌است. ایران که یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان آب‌های زیرزمینی در جهان است، ۸۷ درصد از جمعیتش در مناطقی زندگی می‌کنند که برای شرب و آبیاری به شدت به آب‌های زیرزمینی وابسته هستند. مقامات کشور می‌گویند ۳۳۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور فعال است اما به دلیل مسائل مالی نمی‌توانند آنها را مسدود کنند.

زمینه تاریخی

تراژدی منابع مشترک یکی از مفاهیم کلیدی در مباحث محیط‌زیستی و سیاست‌گذاری عمومی است که برای نخستین بار توسط «ویلیام فورستر لوید» اقتصاددان بریتانیایی در سال ۱۸۳۳ مطرح شد، هرچند که او این اصطلاح را به نحوی که امروزه به کارگرفته می‌شود، استفاده نکرده است.

او به موضوع استفاده از منابع مشترک در غیاب اقتدار و مقررات بیرونی پرداخت و به همین دلیل برای تبیین مصداق خود با استفاده از مثال چراگاه‌های مشترک در انگلستانِ قبل از دوران مدرن، دو پرسش را مطرح کرد: چرا احشامی که در زمین‌ها و مراتع مشترک نگهداری می‌شدند اغلب نحیف بوده و رشد کمی دارند و چرا پوشش گیاهی در مراتع مشترک به طور معمول ضعیف و کم رمق است، در حالی که احشامی که در زمین‌های خصوصی نگهداری می‌شدند معمولاً در شرایط بسیار بهتری بودند؟ این صاحب‌نظر بریتانیایی در پاسخ تاکید می‌کند تفاوت بستگی به تعداد احشام و نحوه استفاده از منبع مشترک و خصوصی دارد.

در همین راستا و بیش از یک قرن بعد، یک بوم‌شناس آمریکایی به نام «گارت جیمز هاردین» با انتشار مقاله «تراژدی منابع مشترک» در سال ۱۹۶۸ این مفهوم را در نسبت با تحولات جدید با دغدغه‌‌های مسائل زیستی و در عین حال آگاه به معضلات عمومی و اقتصادی در سطحی فراتر و جامع‌تر مطرح کرد به طوری که در بیش از پنج دهه گذشته این موضوع به شدت مورد توجه صاحب‌نظران در عرصه علوم اجتماعی و اقتصاد و دیگر حوزه‌های مرتبط  قرار گرفته‌است.

پیامدهای گسترده

برای تبیین مفهوم «تراژدی منابع مشترک» می‌‌‌توان به موضوع دامنه پیامدهای بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی در ایران اشاره کرد. برداشت بدون قاعده و بی‏رویه از آبخوان‌ها‌ [۱] نه تنها باعث از بین رفتن این منابع می‌شود، بلکه پیامدها و عواقب خطرناک دیگری را به همراه دارد که سایر بخش‌های جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

به گفته مقامات سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌ معدنی کشور ۴۰۰ دشت از ۶۰۸ دشت ایران در معرض فرونشست و محدوده قرمز قرار دارد و هرگونه برداشت آبی از آنها ممنوع است. کارشناسان معتقدند که دلیل عمده فرونشست تدریجی زمین در ایران تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی با استفاده از چاه‌های عمیق است که در اثر فرونشست زمین ترک‌های کششی سطحی ایجاد می‌‌کند.

شماری از مناطق شهری ایران نیز در سال های اخیر با این پدیده روبه‌رو بوده‌است. به گفته صاحب‌نظران، استفاده بدون قاعده از «منابع مشترک» آب‌های زیرزمینی در بروز این «تراژدی» نقش داشته که صدمات زیادی به زمین‌‌های کشاورزی، ساختمان‏های مسکونی، جاده‌ها، خطوط انتقال نیرو و غیره وارد آورده است.

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *