هر نوع عملی که نوعی رفتار غیرمترقبه از دولت و دیگر مجموعههای حاکمیتی است را میتوان مصداقی از مدیریت ناشایسته متغیرهای کلان اقتصادی در نظر گرفت. این رفتارها امکان پیشبینیپذیری را از بین میبرد و به نوبه خود، سهم قابل توجهی در ایجاد زمینههای بروز خطا و تخلف دارد.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، حسن فروزانفرد در یادداشتی در تعادل نوشته است:

متاسفانه در کشور ما ظرفیت حکمرانی کشور به شکل مناسبی ترتیب داده نشده و اتفاقات ناگواری از پی این بیتدبیریها به وقوع پیوسته است، به نظر میرسد نخستین موضوعی که نیازمند تمرکز اولیه در دولت جدید است، شناسایی ابزار حکمرانی خوب و بسیج دستگاهها برای زمینهسازی این نوع حکمرانی در کشور است.
بخشی از ظرفیتهای قانونی برای حکمرانی خوب در دولتهای قبل فراهم شده است، اما صرف برخورداری از این ظرفیتها زمینه را برای اجرایی شدن آنها فراهم نمیکند. شفافیت، گزارشدهیهای به موقع و صادقانه و رفتارهای مشابه میتواند زمینه مشارکت در اجرایی شدن حکمرانی خوب را فراهم کند.
هر نوع عملی که نوعی رفتار غیرمترقبه از دولت و دیگر مجموعههای حاکمیتی است را میتوان مصداقی از مدیریت ناشایسته متغیرهای کلان اقتصادی در نظر گرفت. این رفتارها امکان پیشبینیپذیری را از بین میبرد و به نوبه خود، سهم قابل توجهی در ایجاد زمینههای بروز خطا و تخلف دارد.
وقتی نرخ بهره در مدت زمانی خاص بهطور چشمگیری نسبت به نرخ تورم کاهش پیدا میکند یا تحولاتی در نرخ ارز رخ میدهد که در یک بازه زمانی مشخص غیرقابل قبول است، زمینههای بروز خطا و اشتباه و تخلف در کشور تقویت میشود. اینها از عوامل تشدیدکننده مفاسدند و زمینههای فساد آلودی را فراهم میکنند که فعال اقتصادی مجبور به تن دادن به آن است.
کسی که به هر نوع تسهیلات بانکی دسترسی پیدا کند، فارغ از اینکه چه کسب وکاری دارد، برنده است. ممکن است آن فرد از این تسهیلات در کسب وکارش استفاده کند یا نکند.
اما صرف دسترسی به این تسهیلات، یعنی سود بیشتر. یک تولیدکننده که از راههای طبیعی کارش نمیچرخد، آن هم به دلیل تغییر و تحولات ناشی از ناکارآمدی تصمیمهای سیاستگذاران مجبور است برای گذران امور بنگاه اقتصادیاش از تسهیلات بانکی استفاده کند و سود حاصل از این تسهیلات را به عنوان درآمد ناشی از فعالیت اقتصادی حرفهایاش جایگزین کند.
تولیدکنندگانی داریم که هزینههای اولیه را برای راهاندازی و پیشرفت کسبوکار انجام داده، به نقطه توسعه کسب وکار رسیده و به تزریق منابع تکمیلی نیاز دارند، اما چون این منابع در دسترس نیست، در وضعیت خطرناکی قرار میگیرند و برای نجات کسب و کارشان مجبورند به آسیبهای دیگری تن بدهند و به روشهای نامعقولی روی بیاورند تا به هر ترتیب، حیات بنگاه ادامه پیدا کند.
البته این را هم بگویم که این بهترین شکل استفاده از تسهیلات در دسترس یک فعال اقتصادی است. این فعال اقتصادی که به ناگهان با رشد چندبرابری قیمت ارز روبهرو شده، ممنوعیتها و محدودیتهای ناگهانی واردات و صادرات بر او تحمیل شده و سیاستها بدون توجه به منافع او به عنوان تولیدکننده و ارزشآفرین در کشور تصویب شده، چارهای جز تن دادن به روشهای نامعقولی ندارد.