فراز و فرود اقتصاد کشاورزی جهانی در طول چند دهه اخیر بررسی شد.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، کشاورزی صنعتی متنوع و پر از تناقض است؛ این بخش سهم نسبتا کمی از اقتصاد جهانی را به خود اختصاص دادهاست، اما در زندگی بسیاری از مردم نقش محوری دارد. در سال۲۰۱۲، از ۷.۱میلیارد نفر جمعیت جهان، حدود ۱.۳میلیارد (۱۹درصد) بهطور مستقیم به کشاورزی اشتغال داشتند، اما کشاورزی تنها ۲.۸درصد از درآمد کلی را تشکیل میداد، با این حال در کشورهای با درآمد کم و متوسط که اکثر کشاورزان جهان در آن یافت میشوند، کشاورزی سهم بسیار بیشتری از درآمد ملی و اشتغال را به خود اختصاص میدهد، بهعنوان مثال در هند، کشاورزی ۱۸درصد از درآمد ملی و ۵۴درصد از اشتغال را تشکیل میدهد.
در سال۲۰۱۰ حدود ۲.۶میلیارد نفر در سراسر جهان، چه بهعنوان صاحب کسبوکار و چه بهعنوان کارگر فصلی، برای امرار معاش خود به کشاورزی وابستهبودند، درحالیکه حدود نیمی از جمعیت جهان در مناطق روستایی زندگی میکردند.

تولیدات کشاورزی فضای زیادی را اشغال میکند؛ در واقع، حدود ۴۰درصد از مساحت زمین توسط کشاورزی اشغال شدهاست و ماهیت فضا به روشهایی که برای انتخاب نهادهها، محصولات و فناوری مرتبط است، متفاوت است و تا حدودی به دلیل تفاوت در آب و هوا و مواهب منابع طبیعی در سراسر جهان، مزارع و کشاورزی از نظر اندازه مزارع، محصولات تولیدشده، فناوری مورداستفاده، نهادههای بهکار رفته، درآمد مزرعه و سایر نتایج اقتصادی بسیار متنوع هستند.
بسیاری از فقرای جهان هنوز در نواحی روستایی زندگی میکنند، اگرچه این وضعیت نیز در حال تغییر است. در سال۲۰۰۲، حدود سهچهارم از ۱.۲میلیارد نفر تخمینزده شده با درآمد کمتر از ۱.۰۸ دلار در روز در مناطق روستایی ساکن بودند. بسیاری از آنها کشاورزان خود معیشتی هستند و مزارع بسیار کوچکی را اداره میکنند. آنها به غیراز زمینی که بهعنوان مزرعه استفاده میکنند، نیروی کار را از خانواده انتخاب و مقدار بسیار کمی از محصول را در بازار بهفروش میرسانند.
در عین حال، برخی از کشاورزان نسبتا ثروتمند هستند و درآمد بالایی دارند، بهویژه در کشورهای پردرآمد امروزی که کشاورزی معمولا کمتر از ۲درصد از درآمد ملی و اشتغال را تشکیل میدهد. این تنوع منعکسکننده تفاوتهای خاص کشورها در زمینه اقتصاد کشاورزی است.
بیشتر اقتصاد کشاورزی به درک این الگوها و چگونگی تغییر آنها در طول زمان میپردازد. در اینجا، ابتدا باید نگاهی به این موضوع بیندازیم که چگونه کشورهای با درآمد بالا مانند ایالاتمتحده سهم رو به کاهش تولید کشاورزی جهانی را در تولید ناخالص داخلی خود نشان میدهند درحالیکه کشورهای با درآمد متوسط مانند چین، هند، برزیل و اندونزی سهم رو به افزایش دارند.
تغییر مکان تولید جهانی کشاورزی
در طول نیمقرن گذشته یا بیشتر، رشد تولیدات کشاورزی با افزایش نسبتا کم در زمین، بسیار بیشتر از افزایش جمعیت بودهاست. در سال۱۹۶۱، ارزش محصولات کشاورزی جهان به ۷۴۶میلیارد دلار رسید، برای این منظور ۴.۵میلیارد هکتار زمین، با استفاده از ۷۶۸میلیون کارگر، برای تغذیه ۳میلیارد نفر مشغول کار بودند. در نیمقرن بعد، جمعیت جهان ۱.۶۹درصد در سال رشد کرد و از سال۱۹۶۰ بیش از دوبرابر شد و در سال۲۰۱۱ به ۷میلیارد نفر رسید.
در سال۲۰۱۱ قیمت مزارع در شرایط تعدیلشده با تورم از سال۱۹۶۰ تا ۲۰۱۰ کاهشیافت، بنابراین این افزایش در ارزش تولید کشاورزی نشاندهنده افزایش حتی بیشتر در مقدار تولید است. در طول این مدت، زمین در کشاورزی ۲۲درصد رشد در سالافزایش یافت و به ۴.۹میلیارد هکتار رسید. (۳۱.۶درصد آن در محصولات زراعی بود و بقیه برای پرورش دام استفاده میشد.)
تولیدات کشاورزی
کشاورزی در سراسر جهان بسیار متنوع است؛ این تفاوت در سیستمهای کشاورزی، فناوریها، اندازه مزرعه، ترکیبی از خروجیهای تولیدشده، انواع نهادههای مورداستفاده برای تولید آنها و نسبتهای ورودی به چشم میخورد. برخی از این تفاوتها منعکسکننده تفاوت در خاک، آب و هوا یا زیرساختهایی است که بر امکانات کشاورزی تاثیر میگذارند، درحالیکه برخی دیگر منعکسکننده تفاوت در قیمتهای نسبی نهادهها، خروجیها و سایر عوامل تعیینکننده مزیت نسبی و همچنین سیاستهای دولت است.
در برخی مکانها میتوان موز و آناناس، در بعضی کاهو و توتفرنگی و در جاهایی میتوان در بهترین حالت گاو پرورش داد. موقعیت مکانی علاوهبر تاثیر بر روی آنچه که میتوان کشت کرد بر رشد اقتصادی و عملکرد، کیفیت تولید و حساسیت به آفات و بیماریها تاثیر میگذارد. کل تولید جهانی کشورهای پردرآمد امروزی ۴۳.۸درصد از کل تولیدات کشاورزی را در سال۱۹۶۱ تشکیل میداد و اگرچه تولید کشورهای با درآمد بالا تا سال۲۰۱۱ تقریبا دوبرابر شده اما سهم آنها از کل تولید جهانی به ۲۴.۶درصد کاهشیافتهاست.
اروپایشرقی و اتحاد جماهیر شوروی سابق ۱۳.۸درصد از تولید جهانی غذا را در سال۱۹۶۱ انجام میدادند اما تا سال۲۰۱۱، تنها ۶.۵درصد از کل تولید جهانی به عهده آنها بود. برعکس، سهم جهانی تولید محصولات کشاورزی برای سایر مناطق افزایش یافتهاست؛ منطقه آسیا و اقیانوسیه سهم خود را از ۲۳.۹درصد از تولید جهانی کشاورزی در سال۱۹۶۱ به ۴۴.۷درصد در سال۲۰۱۱ افزایش دادهاند.
تا حد زیادی، محصولات غذایی نزدیک به محل مصرف تولید میشوند، بنابراین الگوهای تولید بهطور گستردهای منعکسکننده الگوهای جمعیتی است، البته به استثنای برخی از محصولات کشاورزی خاص که از مناطق دیگر حمل میشوند. بهعنوان مثال گندم، سویا و موز نمونههایی از کالاهایی هستند که تجارت بینالمللی برای آنها اهمیت نسبی دارد و برنج نمونهای از کالایی است که تجارت بینالمللی نسبتا در آن ضعیف است.
مانند سایر محصولات غذایی اصلی، بیشتر برنج جهان در یک خانواده تولید و مصرف میشود. علاوهبر این، بسیاری از محصولات کشاورزی از نظر فیزیکی سنگین و فاسدشدنی هستند و در مکانهایی تولید میشوند که از نظر اقتصادی از بازارها فاصله دارند. تولید جهانی کشاورزی برای مدت طولانی تحتسلطه فهرست کوتاهی از کشورهای نسبتا بزرگ و پرجمعیت بودهاست، اما اهمیت نسبی این کشورها در مجموع و در تولید کالاهای کشاورزی خاص در حال تغییر بودهاست.
کشورهای با درآمد بالا در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، ۵۵.۸درصد از زمینهای زراعی جهان را دارا بودند و پنج کشور (هند، ایالاتمتحده، فدراسیونروسیه، چین و برزیل) ۴۲.۱درصد از کل زمینهای زراعی جهان را به خود اختصاص دادهاند. در مقابل، ۱۰۰ کشور با کمترین سهم تنها ۰.۷۸درصد از سطح زمین زراعی جهان را تشکیل میدادند.
تولید از نظر مکانی بیشتر متمرکز شدهاست، بهطوری که بیش از نیمی از تولیدات کشاورزی جهان تنها از پنج کشور و تقریبا سهچهارم کل تولید توسط تنها ۲۰ کشور انجام میشود. سازمان خواربار و کشاورزی مللمتحد (فائو)، آماری را در سطح کشور در مورد تولید محصولاتی مانند ذرت، گندم، برنج، حبوبات و سویا و همچنین برای محصولات دامی از جمله لبنیات، گوشت گاو، گوشت خوک و طیور اعلام کرد؛ چین با تولید ۲۳درصد از کل محصولات کشاورزی جهانی از نظر ارزش، پنجمین کشور در رتبهبندی کل تولیدات کشاورزی است. این کشور با استفاده از ۸درصد از زمینهای زراعی جهان (۱۱.۷درصد از مساحت کشاورزی جهان، از جمله مراتع و چراگاه) به این حجم از تولید رسیدهاست. چین همچنین از نظر تولید گندم، برنج، گوشت خوک، سایر محصولات زراعی و همه تولیدلت دامی در رتبه اول قرار دارد. ایالاتمتحده از نظر تولید کل کشاورزی، با ۱۰.۱درصد تولید جهانی در رتبه دوم و همچنین این کشور در رتبه اول تولید ذرت، سویا، گوشت گاو و مرغ قرار دارد. هند بهطور کلی با ۹.۹درصد تولید جهانی در رتبه سوم قرار دارد و برزیل با ۶.۰درصد تولیدات کشاورزی جهانی از نظر ارزش در رتبه چهارم قرار دارد.
نهادههای کشاورزی
الگوی استفاده از نهادهها بهطور سیستماتیک در بین کشورها، بسته به مرحله توسعه آنها که با درآمد سرانه اندازهگیری میشود، متفاوت است. در سال۱۹۶۱، کشورهای با درآمد بالا، ۴۳.۸درصد از کل تولیدات کشاورزی جهانی را انجام میدادند اما تنها ۲۳.۸درصد از کل جمعیت جهان را شامل میشدند، همچنین این کشورها ۲۷.۳درصد از زمین کشاورزی جهانی و ۸.۴درصد از نیروی کار کشاورزی را در خود جای داده بودند، با این حال کشورهای پردرآمد ۷۸.۱درصد از مصرف کود در جهان و ۸۱.۱درصد از موجودی تراکتورهای مورداستفاده در کشاورزی جهان را به خود اختصاصداده بودند.
تا سال۲۰۱۰، کشورهای پردرآمد امروزی تنها ۲۵.۵درصد از تولیدات کشاورزی جهانی را به خود اختصاص دادند و حتی سهم جمعیت جهانی، استفاده از زمین کشاورزی و نیروی کار کشاورزی جهانی را کاهش دادند. کشورهای پردرآمد استفاده از کودهای شیمیایی را ۷۳.۲درصد افزایش دادهاند اما با این وجود، سهم آنها از کل مصرف جهانی به میزان قابلتوجهی کاهشیافتهاست. آنها تقریبا موجودی تراکتورهای خود را دوبرابر کردند، درحالیکه سهم آنها از کل ذخیره جهانی مربوطه نیز کاهش یافتهاست.
کشاورزی در پردرآمدها در مقایسه با کشاورزی در کشورهای با درآمد متوسط و بهویژه کمدرآمد، همچنان به استفاده قابلتوجهی از نهادههای مدرن با صرفهجویی در زمین و نیروی کار بیشتر میشود. نسبت زمین به نیروی کار در بین کشورها بسیار متفاوت است.
در سال۲۰۱۰، مقدار زمینهای زراعی و دائمی از میانگین ۱۰.۹ هکتار سرانه جمعیت کشاورزی در کشورهای با درآمد بالا تا میانگین ۰.۲۴ هکتار به ازای هر نفر جمعیت کشاورزی متغیر بودهاست. این نسبت در کشورهای منطقه آسیا و اقیانوسیه ۰.۴۵هکتار به ازای سرانه نیروی کار کشاورزی است.
نمودار بالا بهرهوری زمین و نیروی کار در سطح جهانی و برای مناطق مختلف جهان را نشان میدهد. محور افقی معیاری از بهرهوری نیروی کار و محور عمودی معیاری از بهرهوری زمین است. از آنجاکه محور افقی تولید به ازای هر کارگر و محور عمودی تولید در هکتار است، میتوان خطوط ۴۵ درجهای ایجاد کرد که نشاندهنده نسبتهای ثابت زمین/کار است که با هکتار برای هر کارگر اندازهگیری میشود.
خطوط روی نمودار مجموعهای از نقاط را از سال۱۹۶۱ تا ۲۰۱۱ برای هر منطقه یا کشور نشاندادهاست، ترسیم میکنند که بهطور کلی از سمت چپ پایین به سمت راست بالا در طول زمان و با بهبود بهرهوری حرکت میکنند. این مسیرهای بهرهوری الگوهای واضحی را نشان میدهند. همه مناطق، رشد بهرهوری را در طول زمان نشان میدهند، اما با نرخهای متفاوت، با یک مسیر طولانیتر که عموما به سمت شمال و شرق حرکت میکند که بازتاب نرخ سریعتری از رشد بهرهوری در طول دوره است، اما نقاط شروع و شیب مسیرها متفاوت است.
در کل دوره، کشورهای با درآمد پایین و متوسط نسبت زمین کشاورزی به ازای هر کارگر بسیار پایینتر از کشورهای با درآمد بالا دارند. در سال۱۹۶۱، هم بهرهوری زمین و هم بهرهوری نیروی کار در گروههای با درآمد بالا بهطور قابلتوجهی بیشتر از بهرهوری عوامل جزئی مربوطه در گروههای با درآمد پایین و متوسط بود. پنجاه سالبعد، نابرابری در بهرهوری زمین اندازهگیری شده (در محور عمودی) کمتر آشکارشده، این در حالی است که تفاوت در بهرهوری نیروی کار اندازهگیری شده (در محور افقی) بارزتر شدهاست.
این ترکیب از تغییرات نشان میدهد که مسیرهای بهرهوری از دو الگوی متمایز پیروی میکنند. در مناطق پردرآمد مانند ژاپن، اروپا، اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکایشمالی، مسیرهای بهرهوری نسبتا ناچیز است، به این معنی که کشاورزی کمتر وابسته به نیروی کار شدهاست.
در کشورهای پردرآمد امروزی، با دستمزدهای نسبتا بالا، پیامد اصلی تغییرات تکنولوژیک، کاهش کل نیروی کار در کشاورزی بودهاست، با این حال در سایر مناطق و برای کل جهان، الگوهای بهرهوری نسبتا شیبدار هستند که منعکسکننده تشدید استفاده از نیروی کار نسبت به زمین در کشاورزی در بسیاری از نقاط است.
مطالب مرتبط:
مجله بهرهوری (۹): ضرورت ارتقای بهرهوری کشاورزی در دنیای امروز