دکتر یداله دادگر، اقتصاددان در یادداشتی در پایگاه خبری بهرهورنیوز با تشریح شرایط یک اقتصاد بهرهور، هنر و ویژگی مدیریت در کشورهایی که رتبه برتر بهرهوری را دارند، کاستن از فاصله عمل و نظر در بهرهوری است میداند و تاکید میکند که با توجه به وجود نیروی انسانی با انگیزه در بخش خصوصی، بهبود بهرهوری در ایران دستیافتنی است و تنها عزم و اراده مدیریتی بخش عمومی در اصلاح بسترها و نهادهای رسمی را میطلبد.
به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز دکتر یداله دادگر، در این یادداشت نوشته است:

برای اهالی اقتصاد این موضوع روشن است که وقتی در یک جامعه در سطوح فردی، سازمانی و اجتماعی یک محصول استاندارد، با کیفیت و با قیمت مناسب تولید می شود و البته رابطه کارآمدی بین منابع به کار رفته و آن محصول وجود دارد، رد پای بهره وری مشاهده می شود.
در عین حال برای به دست آوردن محصولات استوار بر بهره وری، زیست بوم ها آسیب نمی بینند، خطای نیروی انسانی کمتر است، همچنین زمان و دیگر منابع هدر نمی روند. در این شرایط، منافع حاصل از نیروی کار و سرمایه قابل سنجش است، هزینه ها با کیفیت محصول همخوان است، مشتری ها از عرضه محصولات راضی هستند و در سطح ملی میزان درآمد سرانه با نهاده های به کار رفته همساز است.
در یک اقتصاد بهره ور همین طور می توان به روز بودن تولید دانش، سرعت داده پردازی و کاربرد بهینه انرژی را مشاهده کرد. پس قابل درک است که بهره وری، موتور رشد و رفاه و رضایت مندی است. در نتیجه زمانی که بهره وری در یک کشور روند استانداردی دارد، گویی یک سطح زندگی قابل قبول به همراه نوعی رضایت مندی بر زندگی حاکم است.
اما رسیدن به یک وضعیت استاندارد در بهره وری، نیازمند رعایت قواعد بازی از سوی مدیران بخشهای خصوصی و عمومی به طور ویژه است. با توجه به ظرفیت سرمایه انسانی و وجود فعالان کسب و کار با انگیزه کافی در بخش خصوصی ایران، توپ بازی بهبود بهره وری در حال حاضر در زمین بخش عمومی است، زیرا برای هر نوع پیشرفت در بهره وری اصلاح بسترها و نهاد ها و به طورخاص اصلاح نهادهای رسمی حیاتی است که در اختیار و در چنبره اقتدار بخش عمومی است.
رسیدن به بهره وری استاندارد با فرض وجود بسترها و زیرساخت های لازم، نیازمند یک دستگاه مدیریتی منسجم هم در بخش عمومی و هم در بخش خصوصی است. به عبارت دیگر، نظریه و نظر دادن در مورد بهره وری، زیبا و دلچسب است اما فراهم سازی عملی آن اصلا ساده نیست.
بهره وری از آن دسته از تئوری های اقتصادی به شمار می رود که گفتگو در مورد آن (و به اصطلاح عامیانه شعار دادن در مورد آن) جذاب است، ولی ایجاد نمادهای واقعی از آن دشوار است. یک مشکل اساسی در فضای مدیریت اقتصادی ایران، شکاف شعارهای مربوط به بهره وری از یک سو و میزان بهره وری از سوی دیگر است.
به عبارت روشن تر؛ سخنان و مصاحبه های مربوط به بهره وری بالا است ولی رتبه بهره وری بسیار پایین است. میانگین رتبه بهره وری نیروی انسانی ایران در سالهای اخیر در میان ۱۵۰ کشور، بالاتر از ۱۰۰ بوده است. در همه محورهای اقتصادی، سازگاری عمل و نظر و عملی ساختن نظریه های مربوطه، از اصلی ترین زیر ساخت های تحقیق و توسعه به حساب می آید.
یعنی ضمن توجه به اهمیت ساختاری نظریه های اقتصادی، اگر آن نظریه ها به شکل معناداری به اجرا گذاشته نشوند از دشواری ناکارآمدی رنج می برند. البته اجرای یک ساخته اقتصادی بدون پشتوانه تئوری نیز نوعی نارسایی از دیگر سو است. نظریه بهره وری نیز با همین قاعده سازگار است. از این رو با وجودی که بهره وری از بدنه تئوریک عمیق برخوردار است، محصول آن و ظهور بهره وری بطور عمده همان محصول عملی آن است.
فاصله زیاد عمل و نظر، گذشته از آن که یک نارسایی علمی است، موجب ناکارآیی سازمانی هم می شود. چون بهره وری در عرصه های گوناگون، ترکیب سازگاری از کارآمدی و اثر بخشی آن عرصه ها است. یعنی زمانی که بهره وری در یک اقتصاد یا یک سازمان مطرح است، از یک سو منابع به بهترین صورت بکار گرفته می شوند و از سوی دیگر محصول بدست آمده با هدف طراحی شده سازگار است.
پس بهره وری ترکیبی معنادار از نظریه و عمل است. به دلیلِ انطباق نظر وعمل بهره وری است که نماد فنی آن به صورت نسبت کارآمد محصول (ستانده) به منابع (نهاده) نشان داده می شود. همچنین اینکه این نسبت (یعنی بهره وری) چه میزان است، بستگی به کارآمدی منابع به کار رفته دارد.
به عبارت دیگر بهره وری واحدهای مختلف، هم در برگیرنده اثربخشی واحدهای مورد نظر و هم سازمان دهی کارآمد منابع به کار رفته است. منابع به طور معمول شامل نیروی انسانی، سرمایه، عناصر طبیعی، تکنولوژی، مدیریت و به خصوص زمان است.
اهمیت زمان در بهره وری بسیار کلیدی است چون هنوز کمیاب ترین و غیرقابل جایگرین ترین منبع است (یافته های هوش مصنوعی نیز با وجودی که بستر افزایش بهره وری زمان را فرهم کرده است، اما همچنان کمیابی آن را تاکید می کند). با توجه به این جایگاه، بهینه سازی بهره وری ضروری است. بهینه سازی بهره وری علاوه بر منابع و زیر ساخت ها نیازمند انگیزه، اصلاح بسترها، کاربرد تکنولوژی به روز و مدیریت استاندارد است.
یک هنر و ویژگی مدیریت در کشورهایی که رتبه برتر بهره وری را دارند، کاستن از فاصله عمل و نظر در بهره وری است و یک مشکل کلیدی در کشورهایی مثل ایران، فاصله بین عمل و نظر در بهره وری و تداوم این فاصله است. کاستن از فاصله مربوطه در جوامعی چون ایران دشوار نیست بلکه مشکل در ضعف اراده مدیریتی است.
زیرا تعریفِ هدف و بیان اولویت بندی (اولین قدم های حرکت بسوی بهره وری) دشوار نیست و حتی فراهم سازی تکنولوژی و خط تولید مورد نیاز هم ممکن است. اما مشکل در نبود اراده در اجرا و نبود اراده در اصلاح نهادها و بویژه اصلاح نهادهای رسمی است.
از این رو در ایران به دلیل فاصله بین نظر بهره وری با عمل به آن، کاستن این فاصله یک هنر اساسی است که با عزم مدیریتی و اصلاح نهادهای رسمی به راحتی قابل اجرا است. اینکه هیرشمن صاحب نظر بزرگ توسعه، اقتدار عملی و شجاعت در مدیریت اقتصادی را از عوامل کارساز توسعه می داند، در این ارتباط معنادار است.
یک نمادِ بهره وری، در درآمد سرانه کشورها منعکس می شود. بر این اساس کشورهای لوگزامبورگ، ایرلند، نروژ، سوئیس، ژاپن و آمریکا از جهان صنعتی پیشرفته و چند کشور در حال توسعه مثل سنگاپور و قطر رتبه های بالا را به خود اختصاص داده اند.
معمولا بهره وری نیروی انسانی و نیروی کار، خود شاخصی از بهره وری کلی نیز به حساب می آید. کشورهای با بالاترین بهره وری نیروی کار، در آستانه سال ۲۰۲۵ شامل ایرلند، لوگزامبورگ، دانمارک، بلژیک، نروژ سوییس، فرانسه، آمریکا، ژاپن و اتریش هستند. ولی میانگین بهره وری نیروی کار ایران در میان ۱۵۰ کشور در سالهای اخیر بالای ۱۰۰ بوده است.
می توان طرح مسئله بهره وری به طور کلی و بهره وری در ایران را به طور خاص در چارچوب زیر جمع بندی کرد. اول اینکه بهره وری پدیده ای کارساز است که هم به هدف و استراتژی مربوط است و هم به کارآمدی در استفاده از منابع (بویژه منبع زمان).
بهره وری همچنین با اندازه گیری پیشرفت در امور فردی، سازمانی و اجتماعی پیوند دارد. این پدیده ، پیوند معناداری با رشد و توسعه دارد، به انگیزه و رقابت مرتبط است و بیانی از کیفیت زندگی است. از این رو با پایداری توسعه و با نوآوری همراه است.
دوم با دقت عمیق به موضوع آشکار می شود که بهره وری پیوند بسیار معنی داری با آموزش داشته و پیشرفت آن به چگونگی نظام آموزشی مربوط است. نظام آموزشیِ پویا، آزاد منش و نقاد، علامت دهنده بهره وری بالا است. از این رو ایستایی نظام آموزشی فعلی در ایران همراه با شکاف شعارهای مدیران و اندازه پایین بهره وری نیازمند نقد جدی است.
مقایسه رتبه ها و شرایط عمومی بهره وری در ۴۰ کشور صدر جدولِ بهره وری با ۴۰ کشور در آخر جدول مربوطه (شامل ایران)، یافته مهمی را بیان می کند. بر این اساس عواملی چون اصلاح نظام آموزشی، کنترل کیفیت، قاعده گذاری منطقی بخش عمومی، اصلاح حقوق مالکیت و بهره برداری از زنجیره آزاد تکنولوژی جهانی رابطه معناداری با رتبه کسب شده در بهره وری کشورها دارد.
سوم علاوه بر مدیریت بهینه، سرمایه گذاری جدید در تولید دانش، تقویت انگیزه و نظارت کارآمد از مولفه های بهبود بهره وری هستند که جای خالی آنها در ایران هویدا است. طرح مسئله بهره وری با توجه به شکاف حرف و عمل در ایران را با سخنی از اقتصاد دان بزرگ فریدمن به پایان می برم.
مضمون گفته فریدمن این است که «یک اشتباه بزرگ تحلیلگران اقتصادی، ارزش گذاری یک موضوع اقتصادی بر اساس قصد و نظر [خواست و شعار] مدیران و سیاست گذاران است، در حالی که به جای آن باید ارزش گذاری بر اساس نتایج سیاست ها و کارکرد آن مدیران باشد.» به عبارت دیگر بهره وری مربوط به محصول بدست آمده از سیاست ها و کارکردهای مدیران است و نه ادعای آنها، چون بهره وری یک یافته قابل لمس است و با شعار و مصاحبه به دست نمی آید.
خلاصه، با توجه به وجود نیروی انسانی با انگیزه در بخش خصوصی، بهبود بهره وری در ایران دست یافتنی است و تنها عزم و اراده مدیریتی بخش عمومی در اصلاح بسترها و نهادهای رسمی را می طلبد. شاید به دلیل برجسته بودن بهره وری است که مهمترین شاخص در گزینش مدیران ارشد در ۴۰ کشور اول جدول، کارآمدی آن مدیران در ایجاد بهره وری است.
مطالب مرتبط: