رشد اقتصادی و اخبار سیاسی

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، ایمان زنگنه در یادداشتی در تعادل نوشته است:

موضوع ارز در اقتصاد ایران یک موضوع دنباله‌دار است. دولت‌های مختلف سعی کردند این تفاوت نرخ‌ها را ازبین ببرند. یک روز اسمش هست ارز گروه کالایی، یعنی به گروه‌های کالایی ارز با نرخ‌های مختلف دادیم. یک روز اسمش هست ارز سامانه نیما. یک روز نرخی سنا. یک روز تالار مبادله، تالار اول و تالار دوم. یعنی هر زمانی که با هدف نزدیک کردن این نرخ‌های ترجیحی و نرخ بازار آزاد اقدامی انجام شده شکاف کم شد.

ولی ملاحظه می‌کنیم که بعد از مدتی این شکاف مجددا به حالت قبل و چه بسا بیشتر از حالت قبل برگشت. یعنی ارز ۴۲۰۰ تومانی را در نظر بگیرید. زمانی که اعلام شد ابتدای امر فاصله این ارز با ارز آزاد کم بود ولی به فراخور گذشت زمان و اتفاقاتی که افتاد دیدید که این شکاف زیاد شد. یعنی گویی که ما هر مرحله‌ای نیاز به بازنگری داریم.

یعنی قرار است باز مجددا یک یکسان‌سازی دیگری با اسم یکسان‌سازی انجام، افزایش نرخی داده شود، نرخ‌ها نزدیک شده و باز مجددا فاصله بین نرخ‌ها ایجاد شود. چرا این اتفاق می‌افتد؟ یعنی سوال شما درست است، چرا ما این همسویی نرخ‌ها را نداریم؟ چرا مجددا این شکاف نرخ‌ها این‌قدر زیاد می‌شود؟ به تجربه تک نرخی کردنی که موفق هم بود اگر برگردیم در چه شرایطی کشور می‌توانست به سمت تک نرخی کردن برود؟

آن تجربه همراه با این بود که تلاطمات سیاسی در اقتصاد ایران وجود نداشت. شاید بگویم بهترین روابط سیاسی و تجارت خارجی را ما در آن دوره در دنیا داریم. شوک‌های سیاسی اثرش بر اقتصاد فوق‌العاده پایین بود. ایران از یک کشور با ریسک اقتصادی بالا تبدیل شده بود به کشوری از لحاظ اقتصادی با ریسک نرمال. یعنی ما در سپر تحریمی کشورهای دنیا نبودیم. بحثم اینجاست زمانی که یک کشوری در صدر اخبار دنیاست این برای اقتصاد لطمه است، آسیب است.

یعنی اگر ما بخواهیم توسعه داشته باشیم، اگر بخواهیم در ایران رشد اقتصادی داشته باشیم تولید پا بگیرد، سیاسیون باید کاری کنند که ما از تیتر و صدر اخبار دنیا خارج شویم. اثری از کشور ما نباشد. چون این باعث می‌شود ریسک‌مان بالا برود و فردی یا کشورهای دیگر، انگیزه‌ اینکه بیایند با ما مبادله و مراوده کنند یا سرمایه بیاورند، نداشته باشند.

طی آن سال‌ها ایران بالاخره در صحنه بین‌المللی به عنوان کشوری بود که با آن گفت‌وگو می‌کردند. مراوداتی داشت. ورود سرمایه در کشور وجود داشت. یعنی کشورهای دیگه علاقه‌مند بودند بیایند طرح‌هایی را در ایران فاینانس کنند. این مسیر باز بود الان این مسیر بسته است.

پس ریسک‌های سیاسی در آن زمان در اقتصاد ایران کمتر بود. اثرات و سرریز موضوعات سیاسی در اقتصاد کمرنگ بود و این توانست به یک تجربه موفقی تبدیل شود. علاوه بر آن منابع نفتی وجود داشت. یعنی ارزهای نفتی به کشور برمی‌گشت تحریم به این شکل نبود. الان در عرصه تحریم با دو مشکل مواجهیم؛ اول باید با هزار زحمت بتوانیم بازارهای جدیدی پیدا کنیم. اثرات تحریم را مدیریت کنیم.

نفت را به افراد یا مجموعه‌ای بفروشیم که حاضر باشند تحریم‌ها را درنظر نگیرند. نکته دیگر اینکه چه کشوری انگیزه دارد با ما مراوده کند؟ در شرایط عادی تمایل بر این است که با کشورهایی که این تحریم‌ها یا این موضوعات و محدودیت‌ها را ندارند مبادله می‌کنند. انگیزه تخفیف است. درصدهای بالایی به عنوان تخفیف پیشنهاد می‌دهیم که او انگیزه داشته باشد که این مخاطرات را پذیرفته و با ما تجارت کند.

مسیر تاب‌آوری اقتصادی از بهره‌وری می‌گذرد

پس از اجماع‌ها

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *