اروپا دوباره در نقطهای ایستاده که نامش را سالهاست «بحران انرژی» گذاشتهاند، اما هر بار چهرهای تازه به خود میگیرد. اینبار مساله فقط کمبود گاز یا جهش قیمتها نیست؛ بحث بر سر آن است که قاره سبز چگونه میخواهد میان تولید متغیر انرژیهای تجدیدپذیر و نیاز لحظهبهلحظه شبکه برق، تعادل ایجاد کند. پاسخ بروکسل و پایتختهای اروپایی، بیش از هر چیز، یک کلمه است: ذخیرهسازی.
به گزارش پایگاه خبری بهرهورنیوز به نقل از تعادل، تصمیم اخیر وزرای انرژی اروپا برای سه برابر کردن ظرفیت ذخیرهسازی انرژی تا سال ۲۰۲۸، نشانهای روشن از تغییر رویکرد در سیاست انرژی این قاره است. طبق برنامه جدید، حدود ۳۰ تا ۳۵ گیگاواتساعت ظرفیت تازه باید به شبکه ذخیرهسازی اضافه شود؛ ظرفیتی که اگرچه در برابر حجم عظیم مصرف برق اروپا هنوز محدود به نظر میرسد، اما از نظر راهبردی معنای بزرگی دارد. اروپا بهتدریج پذیرفته که بدون ذخیرهسازی، گذار به انرژی پاک نهتنها کامل نمیشود، بلکه میتواند خود به منبعی تازه از ناپایداری بدل شود.
سایه بحران انرژی بر اروپا پدیده تازهای نیست. از زمان اختلال در مسیرهای واردات گاز، جنگ اوکراین، کاهش اتکا به انرژی روسیه و جهش بیسابقه قیمت سوختهای فسیلی، این قاره بارها با شوکهای عرضه روبهرو شده است. اما بحران فعلی، یک تفاوت مهم دارد: اروپا دیگر فقط نگران کمبود سوخت نیست، بلکه با مساله انعطافپذیری شبکه روبهرو است.
افزایش سهم انرژی خورشیدی و بادی، در ظاهر یک موفقیت بزرگ برای سیاست اقلیمی اروپا به شمار میرود. در عمل اما این منابع، به دلیل وابستگی به شرایط آبوهوایی، فصل و ساعت روز، تولیدی ناپایدار دارند. همین نوسان باعث میشود در برخی ساعات مازاد برق تولید شود و در برخی ساعات، شبکه با کمبود جدی مواجه شود. نتیجه روشن است: قیمتها نوسان میگیرند، فشار بر شبکه بالا میرود و امنیت عرضه شکنندهتر میشود.
در چنین شرایطی، ذخیرهسازی انرژی از یک گزینه فرعی به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است. اروپا بهخوبی دریافته که توسعه نیروگاه خورشیدی و مزرعههای بادی، بدون زیرساخت ذخیره، مثل ساختن مخزن آبی است که کف آن سوراخ باشد.
در حال حاضر، باتریهای لیتیوم-یون ستون اصلی بازار ذخیرهسازی انرژی در جهان هستند. این فناوری در بسیاری از پروژهها کارآمد، جاافتاده و اقتصادی است، اما یک محدودیت مهم دارد: توان ذخیره برق برای چند ساعت، نه چند روز. بهطور معمول، این باتریها میتوانند حدود چهار ساعت برق ذخیره کنند؛ ظرفیتی که برای جبران نوسانهای کوتاهمدت مفید است، اما برای عبور از دورههای طولانی افت تولید انرژیهای تجدیدپذیر کافی نیست.
اینجاست که شکاف اصلی خود را نشان میدهد. اروپا برای عبور از دورههای ابری طولانی، زمستانهای سرد، یا چند روز افت باد، به فناوریهایی نیاز دارد که فراتر از ذخیرهسازی چندساعته عمل کنند. به بیان ساده، اروپا به باتریهایی نیاز دارد که فقط «پل» نباشند، بلکه «انبار» هم باشند. قرارداد جدید با شرکت هلندی «اُر انرژی» برای استقرار سامانه ذخیرهسازی یک گیگاواتساعتی مبتنی بر باتری آهن-هوا، از همین نیاز میآید. این فناوری در تئوری میتواند انرژی را تا چهار روز ذخیره کند؛ رقمی که در مقایسه با باتریهای متداول، جهشی معنادار به شمار میرود. در این سامانه، آهن در واکنش با هوا و آب، انرژی را در چرخهای متفاوت از باتریهای لیتیومی ذخیره و آزاد میکند.
اهمیت این فناوری فقط در مدتزمان ذخیره نیست، بلکه در ماهیت آن است. آهن مادهای فراوان، ارزان و در دسترس است و همین ویژگی میتواند در صورت موفقیت صنعتی، هزینههای بلندمدت ذخیرهسازی را کاهش بدهد. افزون بر این، طراحی ماژولار در کانتینرهای ۴۰ فوتی، به اروپا اجازه میدهد ظرفیت را بهصورت مرحلهای و انعطافپذیر افزایش بدهد؛ یعنی همان چیزی که یک شبکه در شرایط بحران به آن نیاز دارد: توسعه سریع، مقیاسپذیری و قابلیت اتصال به زیرساخت موجود.
در نگاه اول، ۳۰ تا ۳۵ گیگاواتساعت ظرفیت جدید شاید عددی محدود به نظر برسد، بهویژه وقتی بدانیم ظرفیت فعلی اتحادیه اروپا حدود ۵۵ گیگاواتساعت برآورد میشود و برخی پیشبینیها از نیاز ۲۰۰ گیگاواتساعتی تا سال ۲۰۳۰ سخن میگویند. اما اهمیت تصمیم اخیر در خودِ عدد نیست؛ در جهتگیری آن است. اروپا با این تصمیم عملا اعلام میکند که ذخیرهسازی دیگر یک پروژه آزمایشی یا حاشیهای نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی انرژی است. در جهانی که واردات سوخت میتواند بهسرعت تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک، جنگ، تحریم یا اختلال در زنجیره تأمین قرار بگیرد، توان نگهداری برق مازاد و تزریق آن در زمان مناسب، به اندازه ساخت نیروگاه جدید اهمیت پیدا کرده است.
با وجود آنکه انرژیهای تجدیدپذیر اکنون حدود ۴۴ درصد برق اروپا را تأمین میکنند، این قاره هنوز نزدیک به ۵۵ درصد از کل انرژی مورد نیاز خود را وارد میکند؛ از جمله نفت و گاز. این تناقض، یکی از مهمترین چالشهای سیاست انرژی اروپا است. قارهای که میخواهد پیشگام گذار سبز باشد، هنوز در سطحی وسیع به واردات وابسته است. همین وابستگی، هر بار با جهش قیمت جهانی یا بحران ژئوپلیتیک، به شکل شکنندهای خود را نشان میدهد.
ذخیرهسازی انرژی در واقع تلاشی برای کاهش همین شکنندگی است. اروپا میخواهد اگر روزی باد نوزید و خورشید نتابید، شبکه برقش به نفسنفس نیفتد. میخواهد اگر گاز وارداتی گران شد یا مسیرهای تأمین دچار تنش شدند، بخشی از نیاز خود را از برق ذخیرهشده و تولید بومی تأمین کند. این یعنی بازتعریف امنیت انرژی، نه صرفا افزایش ظرفیت تولید.
آنچه امروز در اروپا رخ میدهد، فقط یک پروژه فنی نیست، بلکه نشانه تغییر زبان بازار انرژی است. تا دیروز، رقابت بر سر استخراج، حملونقل و پالایش سوخت بود. امروز، رقابت بر سر انعطافپذیری، پایداری شبکه و زمان ذخیرهسازی است. هر کشوری که بتواند برق را بیشتر و ارزانتر ذخیره کند، در عمل به یک مزیت راهبردی تازه دست یافته است.
برای اروپا، این مسیر احتمالا آسان نخواهد بود. فناوریهای جدید باید از مرحله آزمایش به مقیاس صنعتی برسند، سرمایهگذاریها باید توجیه اقتصادی پیدا کنند و شبکههای برق نیز باید با این سامانهها هماهنگ شوند. اما اگر این مسیر موفق شود، قاره سبز میتواند بخشی از آسیبپذیری تاریخی خود را کاهش دهد؛ آسیبپذیریای که سالهاست با نام «وابستگی انرژی» شناخته میشود.
اروپا امروز فقط به دنبال ذخیره برق نیست؛ به دنبال ذخیره زمان، آرامش و امنیت است. سه برابر شدن ظرفیت ذخیرهسازی، پاسخی است به این واقعیت که در عصر انرژیهای ناپایدار، هر کیلووات ساعت برق ذخیرهشده میتواند معادل یک روز آرامش برای شبکه باشد. در جهانی که بحران انرژی دیگر یک حادثه موقت نیست، بلکه بخشی از نظم جدید بازارها شده، اروپا میکوشد با باتری و سیاست، فاصله خود را از زمستانهای پرهزینه کمتر کند.
مطالب مرتبط:
کدام شهرهای اروپا از انرژی خورشیدی جان گرفتند؟/ از «پرنده خورشیدی» تا سلولهای کنار جادهای