مجله بهره‌وری (۱۳): پس از ۲۰۲۴: آیا شاهد رکود اقتصادی خواهیم بود یا رونق مبتنی بر بهره‌وری؟

شرایط اقتصادی کم چالش در سال ۲۰۲۴ سبب کاهش ریسک های موجود یا افزایش عملکرد تجاری و استانداردهای زندگی در بلندمدت نمی شود. اما اگر شرکت ها بتوانند فرصت بهره وری در سه حوزه را دنبال کنند، می توانند به هر دوی این اهداف دست یابند.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، فاطمه ماهی دشتی، کارشناس بهره‌وری در مجله بهره‌وری این هفته، به موضوع رکود اقتصادی یا رشد مبتنی بر بهره‌وری در آینده پرداخته است.

در آغاز سال ۲۰۲۳، قیمت انرژی از اوج خود فاصله گرفت، تورم دیگر فزاینده نبود، به نظر می رسید رشد اقتصادی آغاز شده و تنش های ژئوپلیتیکی کاهش می یافت. در آن زمان نمی دانستیم که آیا این ها نشانه هایی از وقفه در اختلالات کلان اقتصادی و ژئوپلیتیکی است و شرایط تجاری کم چالش تری را در ماه های آینده رقم خواهد زد یا خیر.

امیدی که در ادامه قطعا محقق نشد

در آغاز سال ۲۰۲۴، عدم قطعیت ها عمیق تر شد. اختلالات ژئوپلیتیکی جدید؛ تغییرات مداوم در نظم اقتصادی جهانی؛ و پیشرفت هوش مصنوعی، پلت‌ فرم ‌های فناوری جدید و انتقال انرژی تنها برخی از روندهایی هستند که نشان‌ دهنده آغاز عصری جدید هستند و طیف گسترده‌ای از سناریوهای اقتصادی میان‌مدت و بلندمدت را در بازی نگه می‌ دارند.

در کوتاه‌مدت در بسیاری از اقتصادها شاهد وضعیتی با ثبات خواهیم بود، اما در ادامه تورم و نرخ‌های بهره بالا، مصرف‌ کنندگان ناامید، بازارهای کار محدود، و نوسانات سیاسی داخلی تصمیم ‌گیری ‌های تجاری و سیاسی را پیچیده خواهند کرد. در نتیجه نمی ‌توان احتمال رکود در ماه‌های آینده را به طور قطع رد کرد.

در چنین شرایطی، قابل درک است که مدیران کسب و کارها در مورد اقداماتی که باید برای کمک به پیشرفت شرکت خود انجام دهند، نامطمئن باشند. با این وجود، معتقدیم که این نیروهای همگرا پتانسیل ایجاد شرایط اقتصادی برای آینده ای بسیار روشن را دارند. فن آوری هایی از قبیل هوش مصنوعی کاربردی، درمان‌ های mRNA، ویرایش ژن، و سایر روندهای فناوری، نشان می دهند که هیچ زمانی بهتر از امروز برای سرمایه ‌گذاری روی آینده ‌ای مرفه و پایدار وجود ندارد.

یکی از راه های پیش روی مدیران برای سرمایه ‌گذاری در این آینده و در عین حال مدیریت شرکت های خود در این جریان عدم اطمینان مداوم و افزایش رشد و سودآوری، دنبال کردن و بهره جستن از فرصت بهره‌وری سه ‌جانبه زیر است (شکل ۱). شرکت ‌ها با ارتقای مهارت نیروی کار و تغییر نحوه عملکرد سازمان آنها؛ تلاش خستگی ناپذیر برای جبران اثر قیمت نهاده ها و نرخ های بهره بالاتر؛ و با سرمایه‌گذاری هدفمند در سرمایه و فناوری می‌توانند کارآمدتر عمل کنند، و نیروی کار خود را به ابزارهایی تجهیز کنند که اثربخشی آنها را چندین برابر کند، دستمزدهای بالاتر و پایدارتری را ایجاد کند و رشد را تسریع نماید.

مدیرانی که این ضرورت بهره‌وری را در حالی دنبال می‌کنند که با شرایط متغیر دست و پنجه نرم می کنند، سازمان خود را برای عملکرد بهتر آماده می‌کنند.

چرا سال ۲۰۲۴ و بعد از آن را دوران رونق مشاغل، ارزش شرکتی، پیشرفت‌ فناوری و رشد اقتصادی می دانیم؟ آخرین شتاب بزرگ بهره‌وری در ایالات متحده، که بین سال ‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ رخ داد، بر پایه همین سه عنصر شکل گرفت. هنگام مواجهه با رقابت بین ‌المللی رو به رشد، شرکت‌هایی که هم زمان با سرمایه گذاری بر روی فناوری به توانمندسازی نیروی کار و تغییر در شیوه‌های مدیریتی خود پرداختند، شاهد افزایش بهره‌وری خود بودند که به نوبه خود سبب رشد کل اقتصاد شد. مدیریت هزینه بخشی از ضرورت بهره ‌وری آن‌ها بود، اما عنصر کلیدی تر افزایش تولید به ازای هر کارگر بود.

امروز همان فرمول سه ‌جانبه بهره‌وری جزء اساسی تحولات موفق دیجیتال و هوش مصنوعی است. بهره‌ وری می‌ تواند کل شرکت ‌ها، صنایع و حتی اقتصادها را متحول کند. بهره‌وری ضرورتی است که می‌ تواند عملکرد بهتر کسب ‌وکار و آینده ‌ای پر از فراوانی را به ارمغان آورد.

شکل ۱- سه حوزه عمل برای افزایش بهره­ وری
بهره ­وری متاثر از ارزش افزوده است؛ یعنی مجموع سود تسهیم­ شده، جبران خدمات و افزایش در موجودی سرمایه

ضرورت بهره ‌وری ۲۰۲۴

با ورود به سال ۲۰۲۴، مدیران کسب ‌وکار با سه چالش کلیدی مواجه هستند که همه به ضرورت افزایش بهره‌وری اشاره دارند. بادهای مخالف کلان اقتصادی رشد اقتصادی را به چالش می ‌کشند، تغییرات جمعیتی و تغییرات در ترجیحات کارکنان رقابت بر سر جذب استعدادهای برتر را تشدید خواهد کرد و انتظار می ‌رود هزینه‌های بالای سرمایه و نیروی کار بدون وقفه ادامه یابد.

انتظار رشد ضعیف. نیمی از مدیران نسبت به چشم‌انداز اقتصادی در شش ماه آینده خوش بین و نیمی دیگر بدبین هستند، اما تحلیل سه اقتصاد بزرگ نشان می ‌دهد که مشکلاتی بر سر راه این روند وجود دارد. برآورد رشد واقعی تولید ناخالص داخلی چین برای سال ۲۰۲۴، ۵/۴ درصد است. سناریوها برای چین خطر کاهش ۳ درصدی در سال ۲۰۲۴ و یک درصدی در سال ۲۰۲۵ را نشان می ‌دهند.

برای ایالات متحده، برآورد اجماعی رشد واقعی تولید ناخالص داخلی تقریباً یک درصد است و خطر کاهش ۷/۱ درصدی در نیمه دوم سال ۲۰۲۴ و نیمه اول سال ۲۰۲۵ پیش ‌بینی می‌ شود. وضعیت در اروپا حتی چالش‌ برانگیزتر است؛ برآورد اجماعی رشد واقعی تولید ناخالص داخلی ۸/۰ درصد و سناریوی کاهشی ۴/۲ درصدی. بنابراین، رهبران کسب‌ وکار در هر سه منطقه نمی ‌توانند بر حمایت کلان اقتصادی برای تحقق رشد هدف خود تکیه کنند.

رقابت شدید برای جذب استعدادهای برتر. چین نه تنها برای اولین بار در سال گذشته شاهد کاهش جمعیت کل خود بود، بلکه طبق آمار جمعیتی سازمان ملل، انتظار می ‌رود جمعیت در سن کار آن تا سال ۲۰۳۳ به میزان ۳۹ میلیون نفر کاهش یابد. اتحادیه اروپا با چالش مشابهی مواجه است و پیش‌ بینی می ‌شود جمعیت در سن کار آن تا سال ۲۰۳۳ به میزان ۱۰ میلیون نفر کاهش یابد (شکل ۲). در ایالات متحده، شرکت ‌ها با بازار کار کم رونق مواجه هستند؛ میلیون‌ها فرصت شغلی مازاد وجود دارد در حالی که نرخ مشارکت نیروی کار هنوز زیر سطح قبل از کرونا قرار دارد.

علاوه بر این، اختلالات بازار کار ناشی از پاندمی، اولویت‌های نیروی کار را تغییر داده و عدم تعادل‌هایی را در عرضه و تقاضا ایجاد کرده است که توانایی کارفرمایان برای یافتن استعداد مناسب را به چالش می‌ کشد. نظر سنجی آینده شغل مجمع جهانی اقتصاد نشان داد که ۶۰ درصد از سازمان‌ ها در سراسر جهان با کمبود مهارت مواجه هستند و در جذب استعداد با مشکل روبرو هستند.

هزینه ‌های بالای سرمایه و نیروی کار. نرخ بهره از اوج خود در پاییز ۲۰۲۲ کاهش یافته است، اما حتی اگر بانک‌های مرکزی در سال ۲۰۲۴ شروع به کاهش نرخ کنند، شرایط تأمین مالی همچنان با مشکل مواجه خواهد بود. بازده اوراق قرضه دولتی ده ساله در ایالات متحده در اکتبر ۲۰۲۳ به حدود ۵ درصد رسید که از زمان کف آن در آوریل ۲۰۲۰، حدود ۴۲۵ واحد پایه افزایش یافته است.

به‌طور مشابه، در آلمان، بازده اوراق قرضه ده ساله به ۳ درصد رسید. این نرخ بین سال ‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ کمتر از ۷۵ واحد پایه بود و از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ منفی بود (شکل ۳). به شدت بعید است که به هزینه‌ های بدهی صفر -مگر در شرایط اقتصادی به شدت ضعیف و احتمالاً رکود- بازگردیم.

شکل ۲ – هزینه‌ های مستقیم و غیرمستقیم انتقال های غیر موثر (واگذاری های کور) می‌ تواند سالانه به ۶۳ میلیارد تا ۹۴ میلیارد دلار برسد؛ شرکت ها بیشترین ضرر را متحمل می ‌شوند.

در پی پاندمی، بسیاری از کشورها شاهد تسریع قابل توجهی در رشد دستمزدها بودند. در ایالات متحده و بریتانیا، دستمزدها از دسامبر ۲۰۱۹ تا کنون ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش یافته است، که این نرخ بیش از دو برابر نرخ‌های قبل از کرونا است. از آنجا که دستمزدهای پولی در کشورهای توسعه ‌یافته به ندرت کاهش یافته، رهبران کسب‌ وکار باید این تغییر در هزینه‌ها را یک تغییر دائمی در نظر بگیرند. در منطقه یورو، دستمزدها افزایش ‌های کمتری داشته ‌اند زیرا سیاست ‌گذاران به طور مستقیم ‌تری به اختلالات بازار کار رسیدگی کرده‌ اند.

در این شرایط، تنها راه مطمئن برای شرکت ‌ها برای افزایش رشد سودآور، افزایش بهره ‌وری آنهاست. و پتانسیل رشد بهره ‌وری بسیار زیاد است.

شکل ۳ – بازدهی بالای اوراق قرضه همچنان سبب شرایط مالی نامساعد است.

مسیر پیش رو برای رسیدن به بهره‌وری و فراوانی

نگاهی به سال های بعد از ۲۰۲۴ نشان می‌ دهد که دامنه سناریوهای اقتصادی ممکن می ‌تواند نتایج بازار میان‌ مدت و بلندمدت را به ‌طور قابل توجهی متفاوت کند. انتظار عمومی این است که رشد به روند خود قبل از کرونا بازگردد، اما این موضوع به هیچ وجه تضمین ‌شده نیست.

شاهد سناریوهای معقولی هستیم که در آن رشد به ‌طور قابل توجهی بالاتر یا پایین ‌تر از سطوح تاریخی است. علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌ دهد که افزایش چشمگیر قیمت دارایی ‌ها، ثروت خالص جهانی را نسبت به تولید ناخالص داخلی (GDP) به میزان ۱۷۰ درصد بالاتر از میانگین قبل از سال ۲۰۰۰ افزایش داده است، که این امر خطر بازتنظیم ترازنامه جهانی را به وجود می ‌آورد که می‌ تواند اقتصاد را به دوره ‌ای طولانی از کاهش بدهی و عملکرد ضعیف سوق دهد.

در حالی که عوامل زیادی در تعیین مسیر نهایی اقتصاد جهانی تأثیر خواهند داشت، یکی از این عوامل—که عمدتاً تحت تأثیر اقدامات رهبران کسب ‌وکار قرار دارد—می‌ تواند بیشترین تأثیر را در ارائه چشم ‌اندازی مثبت داشته باشد: رشد بهره‌وری.

کسب‌ وکارها به عنوان منبع رشد بهره ‌وری

ارزش افزوده محصولات و خدماتی که شرکت به مشتریان خود ارائه می ‌دهد به طور طبیعی شامل سود نیز می‌ شود. کمتر به ارزش افزوده ‌ای که در طول تولید ایجاد می شود توجه می ‌شود، که شامل جبران خدماتی است که به کارمندان پرداخت می ‌کنید و ورودی ‌های سرمایه ‌ای که به کار می‌ برید.

ز منظر صورت سود و زیان، این موارد هزینه محسوب می شوند. از منظر اقتصادی، این موارد بخشی از درآمدی هستند که اقتصاد خلق می ‌کند. هر چه ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنید، درآمد بیشتری تولید می‌کنید و بیشتر می ‌توانید بر روی جذب استعدادها و فناوری سرمایه ‌گذاری کنید، توزیع سود و دستمزد داشته باشید، یا برای بهبود موقعیت رقابتی خود از آن استفاده کنید.

وقتی که سهامداران و خانوارها ارزش افزوده ‌ای را که به عنوان درآمد دریافت می ‌کنند، سرمایه‌ گذاری و هزینه می ‌کنند، می ‌توانند یک چرخه مثبت و خودتقویت ‌کننده را آغاز کنند که به گسترش بازارهای محصولات و خدمات و ایجاد ارزش افزوده بیشتر منجر می‌ شود. از آنجا که تولید ناخالص داخلی (GDP) مجموع تمام ارزش ‌های افزوده در اقتصاد است، افزایش این ارزش افزوده به افزایش GDP و رشد اقتصادی و استانداردهای بالاتر زندگی منجر می ‌شود. به همین دلیل، پیشبرد مرزهای بهره ‌وری، مسیر ایجاد آینده ‌ای پر رونق است.

شرکت ‌هایی که در این مرز قرار دارند، در حال طراحی برای دستیابی به برتری عملیاتی لازم هستند؛ راه ‌های جدیدی برای افزایش بازده سرمایه‌ گذاری در حوزه جذب استعدادها، سرمایه فیزیکی و نرم ‌افزار تعریف می ‌کنند؛ و با نوآوری، رشد را تسریع می ‌کنند. حرکت در دنیایی که به سرعت توسط فناوری در حال تحول است، چالش جدیدی برای شرکت ‌ها نیست، اما این چالش بیش از پیش به یک ضرورت تبدیل شده است، زیرا ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی به طور پیوسته در حال تغییر نحوه کار و زندگی ما هستند.

رهبران کسب ‌وکار که در حوزه تحولات دیجیتال و هوش مصنوعی موفق هستند، به طور کامل سازمان خود را برای پذیرش این فناوری ها بازسازی کرده اند. آن‌ها کسب ‌وکار، فناوری و عملیات را به هم نزدیک‌ تر کرده، مهارت ‌های کارمندان را افزایش می‌ دهند و محیطی از فناوری و داده‌های توزیع ‌شده را ایجاد می‌ کنند که به صدها تیم اجازه می‌ دهد تا به ‌طور همزمان و دیجیتال دست به نوآوری بزنند. قابلیت ‌های لازم برای بهره ‌برداری از فرصت سه جانبه بهره ‌وری، یکی از الزامات ضروری برای چنین تحولات موفق است.

مانند دوره تحولات دیجیتال، ایجاد رشد بهره‌وری در یک سازمان نیازمند آن است که تیم ‌های مدیریتی همزمان اقداماتی دشوار را اجرا کنند. بسیاری از این فعالیت ‌ها برای رهبران کسب ‌وکار آشنا هستند، اما اکنون نیاز به تغییرات جدیدی دارند. به عنوان مثال، به جای تمرکز بر روی اقلام صورت سود و زیان برای آزاد کردن نقدینگی برای سرمایه‌گذاری ‌های تولیدی، تمرکز باید معطوف انضباط ترازنامه شود.

توجه ها باید از جنگ برای جذب استعدادهای برتر به اندازه‌ گیری بازده سرمایه ‌گذاری انجام شده بر روی جذب استعدادها معطوف شود، بر مهارت ‌ها و قابلیت‌ ها به جای نقش‌ها تأکید شود. مرز بعدی در برتری عملیاتی کشف این نکته است که چگونه فرهنگ و دیجیتال می ‌توانند فرضیات بنیادی را درباره آنچه عملیات می‌ تواند (و باید) به دست آورد تغییر دهد. در نهایت، افزایش مستقیم بهره‌وری را از طریق رشد درآمد، با افزایش کارآمد ارزش بازار محصولات موجود و نوآوری در محصول و تجارب مشتری ایجاد کنید.

چالش افزایش بهره‌ وری

داستان‌ های موفقیت—و شکست— رشد سریع بهره ‌وری بین سال ‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ نشان می ‌دهد که چرا شرکت ‌ها به رویکردی جامع برای بهره ‌وری نیاز دارند. والمارت بر کاهش هزینه ‌ها برای ارائه کالاهای با ارزش افزوده بالاتر تمرکز کرد، بر روی مدل توزیع هاب و اسپوک سرمایه‌ گذاری کرد تا هزینه ‌های لجستیک خود را کاهش دهد و سیستم ‌های IT را با هدف بهبود کارایی کارمندان فروشگاهی خود مستقر کرد.

اینتل بر توسعه مداوم چیپ ‌های نسل بعدی، استانداردسازی آموزش و بازنگری فرآیندهای تولید برای امکان ‌پذیر کردن تغییرات سریع و تولید محصولات جدید با ارزش افزوده بالاتر تمرکز کرد. هر دو شرکت افزایش ‌های قابل توجهی در بهره ‌وری مشاهده کردند.

از سوی دیگر، شرکت ‌های بانکی تجربه مشتری راحت ‌تری را با کمک بانکداری آنلاین ایجاد کردند، اما نتوانستند مشتریان را از محصولات قدیمی به خدمات با ارزش افزوده بالاتر منتقل کنند. بانک ‌ها سرمایه‌ گذاری قابل توجهی در حوزه فناوری انجام دادند اما به طور همزمان بر روی آموزش کارمندان سرمایه ‌گذاری نکردند که در نهایت منجر به این نتیجه شد که با قدرت محاسباتی بلااستفاده ‌ای مواجه شدند که فراتر از توانایی مهارتی کارکنان سازمان برای بهره ‌برداری بود.

هتل ‌ها سرمایه ‌گذاری ‌های قابل توجهی در سیستم ‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) انجام دادند اما به دلیل اشتراک‌گذاری ضعیف داده بین شعب، مزایای بالقوه ایجاد تجارب بهتر برای مشتریان با محدودیت هایی مواجه شد. شرکت های فعال در این زمینه فرصت استخراج ارزش بیشتری از سیستم‌ های مدیریت درآمد را به دلیل کمبود آموزش کارمندان و ضعف مهارتی آنان از دست دادند.

چالش های ایجاد رشد بهره ‌وری در سطح اقتصاد نیز به همین اندازه زیاد است. در دهه ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵، رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) به ازای هر ساعت کار در کشورهای G7 به‌ طور متوسط کمی بیش از ۲ درصد در سال بود (در ابتدای این دوره بالاتر و در انتهای آن پایین‌ تر). از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹، رشد بهره ‌وری کمی کمتر از ۱ درصد بود. در سال ۲۰۲۲، بهره‌ وری در چهار کشور G7 منفی بود که باعث حدود ۵/۰ درصد کاهش در نرخ رشد میانگین هفت کشور شد (شکل ۴).

شکل ۴ – نرخ رشد بهره وری در کشورهای G7 کاهشی بوده است.

حتی موفقیت‌ های بهره‌ وری نیز می ‌تواند عواقب ناخواسته ‌ای ایجاد کند، زیرا «تخریب خلاقانه» که برای رشد بهره ‌وری حیاتی است، مشاغل، کسب ‌وکارها و صنایع موجود را متحول می‌ کند. آخرین موج جهانی ‌سازی میلیون ‌ها نفر را از فقر رها کرد، اما پیامدهای زیادی به همراه داشت که یا نادیده گرفته شدند، یا کم اهمیت شمرده شدند، یا به سادگی در طول مسیر فراموش شدند.

به عنوان مثال، عواقب قطبی ‌سازی بازار کار در ایالات متحده و اروپا (جایی که مشاغل با تحصیلات بالا و دستمزد بالا و مشاغل با تحصیلات پایین و دستمزد پایین رشد کردند، اما مشاغل با دستمزد متوسط رشدی نداشتند) هنوز همچنان احساس می ‌شود.

دولت ‌ها، نهادهای بین ‌المللی و کسب ‌وکارها می ‌توانند محیطی را ایجاد کنند که به رشد بهره ‌وری کمک کند و منابع لازم را برای مدیریت موثر انتقال به مشاغل، فرصت‌ های تجاری و صنایع جدید صرف کنند. این امر به رفاه همگانی منجر می‌ شود.

دستاوردهای بهره‌وری نه تنها عملکرد شرکت را بهبود می ‌بخشد، بلکه به رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) و استانداردهای بالاتر زندگی نیز منجر می ‌شود. رهبران کسب‌ وکار که بر اساس این دیدگاه تصمیم‌ گیری می‌ کنند، شانس بالاتری برای افزایش بازده سهامداران خود دارند و در عین حال به اهدافی که برای شرکت خود تعیین کرده ‌اند نیز دست می ‌یابند.

در حالی که رشد پایدار بهره ‌وری آسان نیست، تیم‌ های مدیریتی در چهار سال گذشته به طور مکرر بر چالش‌ های به ظاهر غیرممکن غلبه کرده ‌اند و اقداماتی بی ‌سابقه با سرعت فوق‌ العاده در مواجهه با عدم قطعیت‌ های بزرگ انجام داده ‌اند. رهبرانی که این درس ‌های سخت به دست آمده را درونی می‌ کنند و رفتارهایی را که به آن ‌ها کمک کرده‌ تا از دوره اخیر عبور کنند، تقویت می ‌کنند، می ‌توانند شانس خود را برای عملکرد بهتر به طور قابل توجهی افزایش دهند و به تحقق امیدها برای تبدیل سال ۲۰۲۴ به آغاز دوره فراوانی کمک کنند.

= = = = = = = =

این مطلب، ترجمه مقاله ای با عنوان ۲۰۲۴ and beyond: Will it be economic stagnation or the advent of productivity-driven abundance نوشته ازرا گرینبرگ، آسوتوش پادی و سون اسمیت (Ezra Greenberg, Asutosh Padhi, and Sven Smit) بوده، که در مک کینزی (McKinsey) منتشر شده است.

روزهای جمعه میتوانید در پایگاه خبری بهره ورنیوز، ترجمه مقالاتی در حوزه بهره وری را که در معتبرترین مراجع منتشر شده است، را با عنوان «مجله بهره وری» مطالعه کنید.

مطالب مرتبط

مجله بهره‌وری (۱۲): رفع موانع عملیاتی برای افزایش بهره‌وری

مجله بهره‌وری (۱۱)کدام مهارت‌های بهره‌ورانه در قرن ۲۱ مهم هستند؟

مجله بهره‌وری (۱۰): بهره‌وری کلید رشد و توسعه اقتصادی

مجله بهره‌وری (۹): ضرورت ارتقای بهره‌وری کشاورزی در دنیای امروز

مجله بهره‌وری (۸): کارایی، اثربخشی و بهره‌وری؛ سه مفهوم پرکاربرد که با هم اشتباه گرفته می‌شوند

مجله بهره‌وری (۷): ضرورت ارتقای بهره‌وری در همه واحدهای سازمانی

مجله بهره‌وری (۶): تأثیر مشارکت کارکنان بر بهره‌وری

مجله بهره‌وری (۵): هوش مصنوعی و رشد بهره‌وری

مجله بهره‌وری (۴): هوش مصنوعی و وعده‌­های آن برای افزایش بهره­‌وری و رشد اقتصادی

مجله بهره‌وری (۳): چگونه می‌توان بهره‌وری را افزایش داد؟

مجله بهره‌وری (۲): بهره‌­وری چیست؟ مک کینزی پاسخ می‌دهد

مجله بهره‌وری (۱): شرکت­هایی که بالاترین بهره­‌وری را دارند، چه تفاوت عملکردی با دیگران دارند؟

FacebookTwitterEmailLinkedInTelegramWhatsApp

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *