ناترازی سوخت و سیاست‌های جایگزین

حل معضل بنزین، تنها با محدود کردن مردم ممکن نیست، بلکه با تغییر تکنولوژی حرکت و اصلاح سبد سوخت، می‌توان هم به حفظ آسایش جامعه پرداخت و هم ناترازی انرژی را در بلندمدت مرتفع کرد.

به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، حسن مرادی در سرمقاله تعادل نوشته است:

در حالی که دولت با ارایه سناریوهای مختلف در پی اصلاح الگوی مصرف بنزین است و از کارشناسان خواسته تا در این زمینه راهکارهای اجرایی خود را ارایه کنند، لازم است بدنه کارشناسی کشور ورود کرده و به دولت در این زمینه مساعدت کند. در این میان بحث‌هایی که پیرامون تغییر شیوه تخصیص سوخت از کارت سوخت به کارت بانکی یا بازنگری در ساختار سهمیه‌‌بندی و …در گرفته چالش‌های اقتصادی، اجرایی و اجتماعی گسترده‌‌ای را پیش روی سیاستگذاران و تصمیم‌سازان قرار داده است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا راهکار نهایی، صرفا مدیریت تقاضای فعلی است یا باید با ورود تکنولوژی‌های نوظهور و اصلاح سبد سوخت، از ریشه‌ها به دنبال رفع ناترازی بنزین بود؟

در روزهای اخیر، بحث درباره سناریوهای دولت برای مدیریت مصرف بنزین، از تداوم وضع موجود گرفته تا انتقال یارانه به کارت‌های بانکی، فضای تحلیل‌های اقتصادی را اشغال کرده است. با این حال، نگاهی واقع‌‌بینانه به ساختار فعلی نشان می‌دهد که هرگونه دستبرد و تغییر ناگهانی به نظام سهمیه‌بندی و کارت‌های سوخت، می‌تواند منجر به تنش‌های اجتماعی و چالش‌های اجرایی غیرقابل پیش‌‌بینی شود؛ به‌ ویژه زمانی که بحث توزیع سوخت بر پایه کارت ملی مطرح می‌شود که با توجه به گستردگی جمعیت واجد شرایط، از نظر عملیاتی با ابهاماتی روبه‌رو است.

اما مساله اصلی، فراتر از بحث «چگونه تقسیم کردن بنزین» است. مساله اصلی، «تغییر ماهیت مصرف» است. واقعیت این است که مصرف داخلی بنزین از میزان تولید داخلی پیشی گرفته است و این ناترازی، فشار مضاعفی بر بودجه دولت و زیرساخت‌‌های انرژی وارد می‌کند. راهکار نهایی در گرو مدیریت تقاضا از طریق تغییر نوع خودروها و استفاده از سوخت‌های جایگزین است، نه صرفا محدود کردن میزان مصرف شهروندان عادی.

۱) تکنولوژی؛ قربانی مافیای خودرو: یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌‌های از دست رفته برای حل معضل بنزین، ورود گسترده خودروهای برقی و موتورسیکلت‌های برقی است. در حالی که ظرفیت خودروهای برقی می‌تواند پیمایش‌‌های طولانی را بدون نیاز به سوخت فسیلی پوشش دهد، اما تداخل منافع در بخش واردات خودرو و عدم حمایت جدی از این تکنولوژی در دولت‌های قبل، مانع از ورود این موج شده است.

دولت در جایگاه میان دوراهی قرار گرفته است: یا باید با سیاست‌های حمایتی، ورود خودروهای کم‌مصرف و برقی را تسهیل کند یا با وضع مالیات‌های سنگین و سودهای گمرکی بالا، ورود آنها را دشوارتر سازد. این تناقض در سیاستگذاری، عملا راه را بر اصلاح ساختاری بسته است.

۲) بازگشت به سوخت‌های پاک؛ از LPG تا CNG: علاوه بر خودروهای برقی، بازگشت به سوخت‌های جایگزین مانند LPG و CNG می‌تواند بخشی قابل توجه از سبد سوخت ملی را تغییر دهد.

برخلاف تصوراتی که LPG را سوختی منسوخ می‌پندارند، این سوخت از نظر ایمنی و فشار، گزینه‌ای بسیار سالم و پاک است. با وجود افزایش تولید LPG در کشور، شاهد حذف جایگاه‌های آن در برخی شهرها بوده‌ایم که این خود یک عقبگرد در مدیریت انرژی محسوب می‌شود. اگر حتی ۵ تا ۱۰ درصد از سبد سوخت با استفاده از LPG و CNG مدیریت شود، فشار بر ذخایر بنزین به شکل چشم‌گیری کاهش خواهد یافت.

۳) مدیریت مصرف؛ از سهمیه‌بندی تا مقابله با مصرف غیرمتعارف: باید میان «شهروند عادی» و «مصرف‌کننده غیرمتعارف» تفکیک دقیقی قائل شد. بسیاری از شهروندان، حتی با وجود افزایش قیمت‌ها، در استفاده از سوخت خود صرفه‌‌جویی کرده‌اند؛ در حالی که در سوی دیگر، پدیده «گردشی» و استفاده از سهمیه‌های عمومی توسط خودروهای مسافرکش یا استفاده‌های غیرقانونی، باعث هدررفت منابع می‌شود.

در نهایت، برای عبور از بحران ناترازی، دولت نیازمند یک استراتژی چندجانبه است:

۱. حمایت از ورود سریع (حتی در کوتاه‌مدت) خودروهای برقی و کم‌مصرف با تعرفه‌های تسهیل ‌شده.

۲. بازسازی شبکه جایگاه‌های سوخت‌های جایگزین (LPG و CNG).

۳. نظارت دقیق بر تخصیص سوخت به خودروهای عمومی برای جلوگیری از نشت سهمیه به بخش غیرقانونی.

حل معضل بنزین، تنها با محدود کردن مردم به دست‌‌اندازی به کارت‌های بانکی ممکن نیست، بلکه با تغییر تکنولوژی حرکت و اصلاح سبد سوخت، می‌توان هم به حفظ آسایش جامعه پرداخت و هم ناترازی انرژی را در بلندمدت مرتفع کرد.

ضرورت طراحی «قرارداد اجتماعی» جدید

معمای بنزین

اشتراک گذاری:



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *